حکومت حضرت مهدی ۲

ویژگیهای افراد زمینه ساز:

بی گمان هر کس نمی تواند زمینه چنین دگرگونی بزرگی را فراهم آورد بلکه کسی می تواند که ویژگیهایی داشته باشد تا بتواند چنین زمینه ای را فراهم آورند.
افراد زمینه ساز ظهور دست کم باید دارای ویژگی های زیر باشند:

۱_ایمان و تقوا : امام صادق (ع) فرمود:هر کسی که خواسته باشد از یاران قائم (عج) شود باید منتظر باشد و با پرهیزگاری و خوی های پسندیده رفتار کند و زندگی چنین منتظری اگر پیش از ظهور قائم پایان یابد پاداش او همانند کسی است که در دوران دولت آن عزیز می زیسته است(و برای خشنودی وی کوشیده)
و در برخی از توفیقات آن حضرت نیز به این موضوع اشاره شده است:چیزی ما را از شیعیان دور نکرده مگر کارهای ناخوشاید و ناپسندی که از آنها به ما می رسد.
در قرآن کریم در سوره اعراف آمده است:اگر اهل شهرها و آبادی ها ایمان می آوردند و تقوا پیشه میکردند برکات آسمانها و زمین را بر آنان میگشودیم: یعنی اگر افراد جامعه به خدا ایمان آورند و تقوای او را پیشه کنند همه درهای رحمت و بر کت را از جمله (ظهور امام غایب) می گشودیم.
در نامه ای که امام قائم(عج) به شیخ مفید نوشته آمدا است:((پس تقوای الهی پیشه کنید و ما را یاری دهید تا از فتنه ای که بر شما روی می آورد نجات بخشیم… و خداوند نور خود را تمام خواهد کرد گرچه مشرکان را خوش نیاید.

۲_ پیشوای هشتم مسلمانان فرموند:همانا فرج پس از ناامیدی می آید و کسانی که پیش از شما بودند شکیباتر از شما بودند. یعنی تا جهان چشم امید به قدرتهای غیر خدایی داشته باشد بطور شایسته و بایسته به انتظار پیشوای دادگستر نایستاده است و فرجی صورت نخواهد گرفت.

۳_ نباید در محیط حل شوند: نباید نومیدانه دست از تلاش و کوشش برای زمینه سازی بردارند و به تدریج به سوی همرنگی با محیط کشیده شوند بلکه باید امیدوارانه در حفظ پاکی و صلاح خویش و اصلاح دیگران بکوشند.
پیشوای چهارم در این زمینه فرمود: ای ابوخالد،همانا مردمانی که به هنگام غیبت او (امام غائب) به امامتش عقیده دارند و ظهورش را انتظار میکشند از مردم همه زمانها برترند. زیرا خدای تبارک و تعالی چنان خرد و درک و شناختی به آنان داده که غیبت پیشوا برای آنان همانند مشاهده او می باشد.
خداوند در آن زمان آنان را همانند کسانی قرار داده که در پیشگاه پیامبر خدا (ص) به نبرد با دشمنان پرداخته اند.آنها پیروان راستین ما و دارای خلوص واقعی هستند و در نهان و آشکار مردم را به دین خداوند عزوجل فرا می خوانند.
آری کسانی می تواند زمینه ظهور امام غایب را فراهم آورند که در زمان غیبت نیز به حضور او در جامعه اعتقاد دارند. و او را در همه جا و همه حال ناظر بر رفتار خویش بدانند. و دارای ظرفیتی پذیرا برای دریافت هدایت همه جانبه پروردگار خود باشند تا رستگار شوند.

۴_تشکیل حکومت های تمهیدی: طبرانی و ابن ماجه :از پیامبر (ص) روایت آوردند که فرمود مردمی از مشرق خروج می کنند و زمینه مهدی(عج) را آماده سازند بنظر می زسد منظور از خروج تشکیل حکومت هایی باشد که شباهت هر چند اندک به حکومت حضرت مهدی دارند.

۵_ همدلی_خود یاری های اجتماعی: افراد زمینه ساز باید علاوه بر خود سازی مراقب حال دیگران نیز باشند و در اصلاح دیگران بکوشند زیرا انقلاب بزرگی که زمینه سازی آن را بر عهده دارند یک برنامه فردی نیست بلکه باید همه عناصر انقلاب در آن شرکت کنند چرا که در یک کار دسته جمعی هیچ فردی نمی تواند از حال دیگران غافل و بدون هماهنگی آنها عمل کند باید هر نقطه ضعفی را در هر کجا که هست اصلاح کند از این رو در روایات ما به هماهنگی این افراد تاکید شده است.
امام صادق (ع): به دیدار یکدیگر بروید زیرا این کار دل های شما را زنده می کند و وسیله یاد گرفتن از احادیث ماست و احادیث ما شما را نسبت به یکدیگر مهربان می سازد، پس اگر به آنها عمل کنید هدایت یابید و نجات پیدا کنید و اگر آنها را رها کنید گمراه و نابود می شوید.
و در توقیعی از امام (عج) می خوانیم اگر خداوند به پیروان ما توفیق همدلی در وفای به عهد می داد مبارکی دیدار ما برای ایشان به تاخیر نمی افتاد و در سعادت دیدار ما با معرفی شایسته و درست شتاب می شد.

۶_اعتقاد کامل قلبی به آرمان های دولت مهدوی:
عبدالحمید واسطی پس از بیان حالت انتظار خود به محضر امام باقر(ع) به امام گفت اگر پیش از قیام قائم عمرم به سر آید چه خواهد شد؟ امام پاسخ داد هر یک از شما از روی اعتقاد حقیقی بگوید اگر قائم آل محمد را درک کنم، او را یاری می کنم همانند کسی که در رکاب آن حضرت به جهاد آمده باشد.
این نیز امر بسیار روشن است که کسانی که عقیده کامل قلبی ندارند نمی توانند در راه پیشوا فداکاری کنند. و در قرآن کریم نیز می خوانیم :آیا گمان کردید داخل بهشت می شوید بی آنکه حوادثی چون حوادث گذشتگان به شما برسد؟ همانهایی که گرفتاری ها و ناراحتی ها به آنان رسید و آنچنان ناراحت شدند که پیامبر خدا و افرادی که به او ایمان آورده بودند گفتند پس یاری خداوند کی خواهد آمد آگاه باشید برای خدا نزدیک است.
این آیه بیانگر لزوم عطش و نیاز واقعی و احساس حقیقی نسبت به رسیدن نجات دهنده است.
امام صادق(ع) فرمود: یاران امام مهدی (عج) مردانی هستند که دل هایشان همانند قطعه ای آهن است هرگز دچار شک و تردید نمی شوند درحق خدا از سنگ سخت تر هستند. اگر به کوهها حمله برند از جای بر می کنند. با پرچم های خویش به هر شهری روی آورند تحت سلطه خود درآورند… و پروانه وار دور شمع وجود امام می گردند و خود را سپر جان او قرار می دهند. شبها را به شب زنده داری سپری می کنند و در سراسر شب نغمه های نماز و ذکر و عبادتشان چون صدای زنبور به گوش می رسد آنها زاهدان شب و شیران روزند و در برابر امام عزیز خود کاملا تسلیم و گوش به فرمان هستند.

فصل ۳

لزوم آمادگی برای عصر ظهور

منتظران مصلح جهانی باید در حال آماده باش کامل برای ایجاد اصلاحات در سراسر جهان باشند. در بسیاری از دعاهای رسیده از پیشوایان معصوم(ع) دعا برای تعجیل در فرج امام (عج)آمده که خود بیانگر آماده سازی جامعه برای ظهور نجات دهنده است، زیرا دعا افزون بر اینکه یاری خواستن از خدای تواناست سبب آمادگی فکری و قلبی می شود و نوعی توجه به وظایف و عهد و پیمان را به دنبال دارد. در دعای عهد می خوانیم: خدایا:ولی خودت را آشکار گردان …. تا این که باطلی را نیابد مگر آنکه آن را نابود سازد و حق را ثابت گرداند.
و در دعای معروف معرفت: نیز پس از بیان شکوائیه بخاطر نبودن نبی و ولی، مشکلات دوران غیبت،فزونی دشمن و کمی دوستان، چنین آمده است:خدایا فرج آن را با گشایشی شتابان برسان. خدایا از تو درخواست می کنم که به ولی خودت اجازه دهی تا عدالت را در میان بندگانت آشکار سازد.
گروهی از شاگردان و پیروان پیشوای ششم (ع) در حضور آن حضرت سخن از ظهور و خروج حضرت قائم (عج) می گفتند آن حضرت با شنیدن سخنان آنان فرمود:کجایید شما؟ هرگز!هرگز!سوگند به خدای او که در انتظارش هستید نمی آید مگر غربال شوید….زیرو رو و بررسی شوید…. خوب و بد از هم جدا شوید…. و از دیگران نومید شوید.
آری:جهان پیش از ظهور باید دست کم به چهار نوع آمادگی برسد تا موفقیت دولت مهدوی تضمین گردد.

۱_داشتن طرحی جامع و عادلانه:
باید طرحی آماده باشد که جامع و عادلانه و قابل اجرا در هر زمان و مکانی باشد و برای همه بشریت خوشی و خوشبختی ببار آورد.و گرنه عدالت جامع و کاملی که یکی از شاخص های اصلی حکومت مهدوی است به وجود نخواهد آمد. و این طرح که از سوی خداوند تنظیم شده و ابعاد و ویژگیهای آن نیز در روایات اسلامی بیان شده است هم اینک در اختیار امام قائم(عج) قرار دارد.

۲_داشتن افراد پایدار و هم اندیش با پیشوا:
زیرا پیشوای دادگستر به چنین افرادی نیاز دارد تا بتواند با یاری آنها به شکل طبیعی و عادی به گسترش عدالت بپردازد و ما برخی از ویژگیهای این افراد را در این مقاله و در بخش زمینه سازان بیان کردیم. و در دعای عهد نیز از زبان یاران او چنین افرادی آمده است.
خدایا:من در صبح همین روزم و همه روزهای زندگیم با او (امام قائم عج) تجدید می کنم پیمان خود و عقد بیعت او را که بر گردن من است که هرگز از این پیمان و بیعت بر نگردم و تا همیشه بر آن ثابت قدم باشم.خدایا مرا از یاران آن بزرگوار قرار ده و از آنان که از او دفاع می کنند و از پی انجام هدفهای او می شتابند و دستوراتش را انجام می دهند و از او حمایت می کنند.

۳_داشتن تکنولوژی و ارتباطات پیشرفته:
زیرا تشکیل دولت جهانی بدون داشتن امکانات پیشرفته ارتباطات و… کاری ناممکن است.

۴_آمادگی روانی و فرهنگی و اجتماعی:
همانطور که در روایتی از امام هشتم آمده است مردم جهان باید از نظر اجتماعی و از نظام های مادی خسته شوند و از اصلاح کارها به دست دیگران ناامید شوند و از نظر فکری نیز به حدی برسند که از زورگویی و بیداد در مورد یکدیگر دست بردارند.
و در زیارت امام(عج)نیز آمده است:
پس اگر روزگاران به درازا کشد و عمر ها بلند شود جز این نیست که یقینم در باره تو افزون شود و عشق و دوستی ام برای تو زیاد و اعتمادم به تو افزایش یابد، و برای ظهور تو منتظر و آماده و پیوسته مسوولیت پذیر خواهم بود و در این آماده بودنم از انتظار و آمادگی و توانمندی های لازم بر خوردارم و برای جهاد در رکاب و پیشگاه تو چشم به راهم و دیدبانی و رصدهای به هنگام و مناسب انجام می دهد (لحظه شماری می کنم) تا این که بخشش کنم جان و مال و فرزند و اهل و خاندانم را و همه دارایی را که خداوند به من عطا کرده در پیشگاه تو و همه را در راه انجام دستور تو صرف کنم.

پایان
نویسنده: رحمت الله خالقی

فهرست ها عبارتند از:
۱٫اصول کافی ج۱ ص۱۹۸
۲٫ زیارتنامه ی حضرت صاحب الامر مفاتیح ص۷۸۸
۳٫ کمال الربیع ج۲ ص۳۵
۴ .روزگار رهایی ص۶۳۹
۵ .بحار ج۵۱ ص۸۰
۶٫سوره ی حج ۳۸
۷٫غیبت شیخ طوسی ص
۸٫بحار ج۵۲ ص ۳۳۸
۹٫بحار ج۵۲ص۳۲۴
۱۰٫بحار ج۵۲ ص ۳۲۸
۱۱٫منتخب الاثارص۴۳۸
۱۲٫اثبات الهدایهص۸۳
۱۳٫بحار ج۱۳ ص۱۰۶۸
۱۴٫ بحار ج۵۲ص۳۵۸
۱۵٫اصول کافی کتاب الحجه باب الغیبه ح۲
۱۶٫کمال الدین باب ۵۲ ح۲
۱۷٫بحار۵۲ ص۱۴۰ص
۱۸٫احتجاج طبرسی ج۲ ص۴۹۷
۱۹٫بحار ج۲ ص ۶
۲۰٫اصول کافی ج۱ص ۳۳۳
۲۱٫ بحار ج۵۲ ص ۱۲۲
۲۲٫بحار ج۵۳ ص ۱۷۷
۲۳٫روضه کافی ص۸۱ح ۳۱
۲۴٫بحار ج۳ ص۹۶
۲۵٫اصول کافی ج۱ ص۳۷۰
۲۶٫مفاتیح ص۲۸۶

حکومت حضرت مهدی ۱

مقدمه
کجایی که بوی آزادی را در گستره خاک منتشر سازی، کجایی که کشتی به گل نشسته آدمی را بر امواج هدایت استوار سازی، کجایی که نبض زمان به شماره افتاده است و نیاز به تو در ذره ذره این خاک ریشه دوانده است.
درود بر تو که بهار مردم، خرمی دورانی سلام بر تو پیشوا، که ابر بارنده، باران پیاپی، آسمان سایه افکن، زمین گسترده، چشمه جوشان و… سلام بر تو که با لشگری از فرشتگان و نگهبانان پیروزگر آسمان ها بر سرزمین لبریز از پیمان شکنی و دروغ و بی دینی فرمانروایی و دادستانی خواهی کرد تا جهان به خوشبختی خود رسد و آدمی بر تخت نیک بختی بنشیند.
گواه می گیرم خدا را و گواه می گیرم فرشتگان را و گواه می گیرم تو را ای مولایم! به این اعتقاد قلبی که نسبت به تو دارم عقیده ای که ظاهرش مانند باطن و باطنش همانند آشکار آن است و تو خود بر آن شاهدی و آن عهد من است در پیشگاه تو چون تو خود نظام دین هستی و پیشوای پرهیزکاران و عزت یکتاپرستان و پروردگار جهان مرا به آن امر فرموده است.
خداوندا! این عقیده ما را از هر گونه آسیب های تردید، شک، و خود نمایی و شهرت طلبی خالص گردان تا این که به وسیله آن فقط تو را بخواهیم و تو را طلب کنیم.

هدف پیشینه و ضرورت تحقیق
آدمی همواره از گذشته دور تاکنون در فکر به سامان کردن جوامع بشری بوده و راههای بسیاری را برای رسیدن به آن پیشنهاد کرده است ولی تا امروز جز کابوس وحشتناک نومیدی و یاس چیزی نصیبش نشده است. و این احساس عمیق در بشریت شکل گرفته است که گروه ها و مکتب های گوناگون توانایی رفع ستم از بشریت و تبدیل آن به خوشبختی و رفاه را ندارد ولی در جهان معاصر امید کم فروغی نسبت به مبدا عادلی که ممکن است خوشبختی بشر را تضمین کند و مشکلاتش را حل کند جان گرفته است. و هرچه ناتوانی مکاتب بشری آشکار تر می شود این آرزو ریشه دارتر و روشن تر می شود. از این رو بشریت هم اکنون در حالت انتظار مبهمی نسبت به آینده به سر می برد و ما عقیده داریم تنها امید جهان مهدی موعود است و آمدنش را منتظریم. بنابرین جا دارد ابعاد و کیفیت حکومت جهانی منجی موعود هر چه بیشتر روشن شود گر چه در این زمینه تاکنون تحقیق های بسیاری صورت گرفته است ولی هنوز جای کاوش در این مورد بسیار است. امیدوارم که این تحقیق نیز تاحدی به این هدف مهم یاری دهد.

فصل اول:

تصویری کلی از حکومت مهدی(عج)

هنگامی که ظهور کند جهان با نور پروردگارش می درخشد، معیار او در میان مردم عدالت و جهان با پیاده شدن عدالت خوشحال می گردد. دیگر کسی به کسی ستم نمی کند. و ستم و ستمگران را نابود می سازد. زمینیان و آسمانیان در زمان حکومت او خشنود می گردند و پرندگان فضا شادمان می شوند. خداوند بواسطه او برای امت گشایشی پدید می آورد تا آنجا که زمین را از قسط و داد پر میکند.
امام باقر(ع) در تفسیر آیه ((الذین ان مکناهم …)) ( خدا دفاع میکند از کسانی که ایمان آورند … آنان که اگر آنها را روی زمین امکانات بدهیم نماز را بپا دارند و زکات را می پردازند و امر به معروف و نهی ار منکر کنند و آینده کارها از آن خداست ) فرمود: این آیه در مورد خاندان حضرت محمد(ص) و پیشوایان معصوم و نیز حضرت مهدی و یاران اوست که خداوند انها را بر شرق و غرب جهان مسلط می گرداند و بوسیلهء آنها آیین اسلام را پیروز میکند بدعت ها و باطل ها را نابود می سازد…
پیامبر گرامی اسلام می فرماید: خدا بوسیلهء او گرفتاری امت را بر طرف می کند. دروغ و دروغ گویی ها را نابود می سازد، روح درندگی و ستیزه جویی را از بین می برد و خواری بندگی را از گردن آنها بر می دارد. و در زیارت امام عصر(ع) نیز که به دعای ندبه شهرت یافته تصویری روشن از برخی مسائل عصر ظهور ارائه شده است. در این زیارت آمده است: کجاست بقیه الله که از خاندان هدایتگر بیرون نیست، کجاست آماده بریدن دنباله ستمگران کجاست انتظار کشیده ای برای راست کردن کژی ها و نادرستی ها، کجاست امید بسته شده برای از بین بردن ستم و دشمنی؟ کجاست ذخیره شده برای تجدید واجب ها و سنت ها ؟ کجاست اختیار شده برای برگردانیدن آیین و شریعت؟ کجاست آرزو شده برای زنده کردن قرآن و حدود آن؟ کجاست زنده کننده آثار دین و دینداران؛ کجاست درهم شکننده شوکت تجاوزگران؟ کجاست ویران کننده بناهای شرک و نفاق؟ کجاست نابود کننده اهل گناه و طغیان؟ کجاست درو کننده شاخه های گمراهی و اختلاف؟ کجاست محو کننده آثار کجی و هواپرستی؟ کجاست برنده ریسمان های دروغ و افتراء؟ کجاست نابود کننده سرکشان؟ کجاست ریشه کن کننده کینه ها و دشمنی ها؟ کجاست عزت بخش دوستان و خوار کننده دشمنان…
امام صادق (ع)فرمود: در عهد حکومت او… راهها امن می گردد… هر حقی به صاحبش میرسد، هیچ گروهی نمی ماند مگر این که اسلام را می پذیرد و ایمان می آورد، آیا سخن خدا را نشنیده ای که (خواه نا خواه…) در میان مردم همانند داوود(ع) و محمد(ص) داوری می کند در آن هنگام زمین گنج ها و برکات خود را آشکار سازد و نیازمند برای دریافت صدقه و کمک مالی یافت نمی شود زیرا همه بی نیاز خواهند شد.
میان امام (عج) و پیروان او نامه رسان نخواهد بود، او با آنها سخن می گوید و آنان سخنش را می شنوند و او را می بینند در حالی که او در مکان خود است و آن ها در نقاط دیگر جهان.

(توسعه ارتباطات) ارتباطات نیرومند جهانیان با یکدیگر در آن عصر:
امام صادق (ع): همانا در عصر حکومت او پیرو آن حضرت اگر در شرق جهان باشد با برادرش در غرب جهان یکدیگر را می بینند.
عبدالله بن عجلان گوید:در حضور امام صادق(ع) سخن از قیام مهدی (عج) به میان آمد از امام پرسیدم چگونه از قیام امام با خبر می گردیم؟ فرمود: یکی از شما صبح از بستر برمی خیزد در کنارش دعوتنامه ای می بیند که در آن این بخش از آیه (۵۳ نور) نوشته شده است: اطاعت خالصانه نشان دهید (شاید منظور استفاده از فاکس باشد که امروزه رواج دارد.)

(پیشرفت های کشاورزی)
امام علی(ع):درعهد دولت مهدوی:یک کشاورز به اندازه ده سیر در زمین می کارد و هفتصد برابر آن محصول برداشت می کند(عقد الدرر،باب۹،ص۲۰۰)

(آگاهی و تسلط کامل بر همه مناطق جغرافیایی جهان)
امام صادق (ع):در عهد او خداوند گودی زمین را بالا می برد و هر بلندی را برای او پایین می آورد به گونه ای که سراسر جهان در پیشگاه او همچون کف دستش خواهد شد. (امروز این کار با ماهواره ها و… امکان پذیر شده است.)
او با خرافات و انحرافات گوناگون مبارزه پیگیر خواهد داشت و اسلام را چنان از انحرافات پاک خواهد کرد که گویی دین جدیدی است امام صادق (ع) فرمود: هنگامی که قائم(عج) ظهور کند قانون نو و روش نو و کتاب نو و داوری نو با خود خواهد آورد.
علی(ع):خداوند در آخر الزمان و روزگاری سخت در میان نادانی مردم مردی را بر می انگیزد او را با فرشتگان خود یاری می دهد و یاران او را حفظ می کند و با نشانه های خودش یاری میکند.
او زمین را پر از عدل و داد و نور و برهان می کند تمام مردم جهان او را می پذیرند… در دولت او درندگان آزادانه زندگی می کنند و زمین چنان که باید گیاهان خود را بیرون می دهد و آسمان برکات خود را فرو می فرستد گنج ها و معادن زمین برای او آشکار می شود. خوش به حال آن ها که روزگار او را درک می کنند و سخنان او را می شنوند .
پیامبر خدا(ص):در زمان ظهور او پرندگان جوجه های خود را در آشیانه هایشان و ماهیان در دریا های خودشان با کمال آزادی و دور از هر گونه ترس تولید نسل می کنند و نهرها کشیده می شود و چشمه ها می جوشد و زمین دوبرابر محصول خود را می رویاند.
پیامبر(ص):خوش به حال کسی که عقیده به وجود و آمدن او دارد،او آنها را از هلاکت ها نجات می دهد و با اعتقاد به خدا و پیامبر همه ائمه طاهرین خداوند درهای بهشت را برای آنها می گشاید مثل آنها در زمین همچون مشکی است که همیشه بویش شنیده میشود و هیچگاه دگرگون نمی شود و در آسمان مانند ماه تابان است که هیچگاه نورش خاموش نمی شود.
علی(ع):اگر قائم ما قیام کند آسمان باران خود را فرو می ریزد و زمین گیاهان خود را بیرون می دهد و کینه ها از دل بندگان خدا بر طرف میشود.
امام صادق(ع):دانش ۲۷ حرف است آنچه پیامبران آورده اند دو حرف است و مرم تا کنون بیش از آن دو حرف ندانسته اند و هنگامی که قائم قیام کند ۲۵ حرف دیگر را می آورد و در میان مردم پخش می کند.

فصل دوم:

ضرورت زمینه سازی
آنچه گفته آمد تنها برخی از ویژگی های مهدی موعود بود، بی گمان باید برای پدیدار شدن چنین حکومتی باید کوشید عرق پیشانی ریخت و خون داد و با بر نامه ریزی و زمینه سازی آمادگی کامل را بدست آورد چرا که براحتی می توان فهمید که بودن رهبری معصوم و آماده با برنا مه کامل برای اصلاحات در جامعه جهانی کافی نیست بلکه باید عناصر با ارزش انسانی نیز وجود داشته باشد که بتوان بار سنگین چنین اصلاحات گسترده ای را بر دوش بکشد و تربیت شدن چنین نسلی یکی از زمینه های اصلی ظهور را فراهم میکند .
شخصی از امام باقر (ع) پرسید میگویند هنگامی که حضرت مهدی (عج) قیام می کند کار ها بطور طبیعی به سود او سامان می یابد و به اندازه (شاخ خونگیری) خونی ریخته نمیشود (پس نیازی به تلاش دیگران برای زمینه سازی نیست؟ ) فرمود: سوگند به خدا چنین نیست اگر چنین چیزی ممکن بود و در مورد پیامبر (ص) صورت میگرفت در حالی که به دندان آن حضرت در جهاد با دشمنی خون افتاد و پیشانیش شکست به آنکه جانم در دست اوست(چنین حکومتی ایجاد نمی شود) مگر ما و شما عرق بریزیم و خون ها ریخته شود.
یاران پیشوای منتظران و ویژگی های آن در روایات ما آمده است در واقع همانگونه که مردم در انتظار او هستند او نیز در انتظار یاران آماده و همدل می باشد. زیرا چنین تحولی به مردان بسیار بزرگ و مصمم و شکست ناپذیر و بلند نظر کاملا آماده و دارای بینش عمیق نیاز دارد و بدون وجود چنین افرادی بوجود نخواهد آمد. زیرا برنامه قیام مهدوی مانند برنامهء همه پیامبران خدا از راه بهره گیری ابزارهای طبیعی انجام می گیرد و هیچ گاه معجزه پایه آنها را تشکیل نمیدهد بلکه معجزه ای اگر باشد یک استثناء است از این رو همه پیامبران از سلاح روز و ابزارهای لازم روز بهره می گرفتند و فراهم ساختن هر گونه امکان عادی و معنوی برای پیشبرد هدف های خود استفاده می کردند و در انتظار معجزه نمی ماندند.

چه زمینه هایی باید فراهم شود؟
اگر جامعه بشری خود را به جایی برساند که از وضع موجود شکایت عمومی و اجتماعی و به آمدن منجی دادگستر رغبت نشان دهد و با آمادگی و آماده باش بودن و مسوولیت پذیری خود و دیدبانی وضعیت حاضر و آماده کردن شرایط ظهور عطش خود را نشان دهد و دست به دعا بر دارد و از آفریننده هستی درخواست کند که آن خورشید از پس ابرها بیرون آید در واقع زمینه های ظهور را فراهم کرده است . بنابرین باید زمینه فکری، روانی،فرهنگی، و اجتماعی ظهور را فراهم آوریم.
همانطور که گفتیم بر خی از زمینه های ظهور به طور طبیعی و با گذر زمان و پیشرفت عمومی بشر فراهم خواهد شد مانند گسترش ارتباطات و پیشرفت تکنولوژی ولی برخی از آنها را باید منتظران ظهور امام (عج) فراهم آورند که برخی از آنها را یاد آور می شویم.

۱_پرورش نسل دین داری:
زمان غیبت زمان آرام و بی دردسر نیست از این رو نگه داشتن دین در چنین زمانی کار ساده ای نمی باشد. پیشوای هفتم در این زمینه فرمود: هنگامی که پنجمین فرزند از فرزندانم پنهان گردد شما را به خدا مراقب دین خود باشید تا کسی شما را از آن جدا نکند.
نسلی که با دین پرورش یافته باشد و آموزه های آن را با گوش جان نیوشیده باشد می تواند در یاری امام(عج) بکوشد و در مسیر آن بزرگوار گام بردارد و امروز می توان با استفاده از ابزارهای همچون مطبوعات و رسانه عمومی تا حدی به چنین حدفی دست یافت . باید کوشید جامعه را در راستای اهداف امام (عج) و حکومت جهانی او تغییر داد، چرا که ((ان الله لا یغیر ما یقوم)) (( ذلک بان الله لم یکن صغیرا نعمه))

۲_دوستی با دوستان و دشمنی با دشمنان امام(عج):
این امر نیز می تواند علاوه بر تداوم ارتباط معنوی و عاطفی با امام در ساختن جامعه امیدوار و پویا یاری رساند جامعه ای که در آن افراد کیش یکدیگر را دوست می دارند.
پیامبر گرامی اسلام در این زمینه فرمود:خوشا به حال کسی که حضرت قائم(عج) خاندان مرا دریابد در حالی که پیش از ظهور وی (در زمان غیبت) پیشوایی او را پذیرفته باشد و با دوستان او دوستی و با دشمنانش دشمنی کرده باشد چنین فردی از دوستان من و از گرامی ترین امت من نزد من در روز قیامت خواهد بود. و پیشوای هفتم فرمود: خوشا به حال پیروان ما که در زمان غیبت قائم ما به ریسمان ولایت ما چنگ میزنند و بر دوستی با ما و بی زاری از دشمنان ما ثابت قدمند،آن ها از ما و ما از آنهاییم.

۳_ترویج اخلاق پسندیده در جامعه:
امام صادق(ع) فرمود:هر کسی دوست میدارد از یاران قائم(عج) باشد باید پرهیزکار و منتظر ظهور آن حضرت باشد و اخلاق خود را نیکو گرداند. پاداش چنین فردی همانند پاداش کسی است که در زمان قائم باشد و او را یاری کند. حتی اگر پیش از ظهور آن حضرت از دنیا برود و هر یک از شما در زمان غیبت قائم عمل خود را نیکو گرداند خداوند پاداش او را چندین برابر میدهد.
اصولا رفتار پسندیده و داشتن اخلاق خوب و رواج آن در جامعه سبب جذب دیگران به صفوف منتظران میشود و زمینه را برای ظهور فراهم می کند.
و امام عصر در نامه ای به شیخ مفید نوشته اند : هر یک از شما باید کاری کند که وی را به دوستی ما نزدیک کند و از آنچه خوشایند ما نیست و خشم ما را بر می انگیزد دوری گزیند،زیرا امر ما ناگهان فرا می رسد.

۴_پاسخ به شبهه های شبه افکنان:
یکی از راههای زمینه سازی یاد گرفتن معارف اهل بیت بویژه امام غایب و یاد دادن آن به دیگران و پاسخ گویی به شبهه افکنان می باشد و این موضوع از چنان اهمیتی برخوردار است که در صورت ترک آن افکار عمومی جامعه بشری در جهت مخالف اهداف امام قائم (عج) حرکت داده خواهد شد و واقعیت ها دگرگون جلوه خواهد کرد.
امام دهم در این زمینه فرمود: اگر پس از غیبت قائم ما دانشورانی نباشند که مردم را به سوی او فرا خوانند و راهنمایی کنند و با دلایل و براهین الهی از دین و روش او دفاع کنند و بندگان ناتوان خدا را از دام های شیطان و گردنکشان شیطانی و از تله هایی که دشمنان پیشوایان دینی در راه آنها قرار می دهند نجات دهند بی گمان همه از دین خدا بر میگردند ولی دانشوران همان کسانی هستند که زمام دل های ناتوان پیروان ما را بدست می گیرند چنان که کشتی بان سکان کشتی را و آنها برترین مردم نزد خدای عزوجل هستند.
و امام محمد تقی(ع)فرمود:دانشمندی که از بازماندگان خاندان محمد (ص) همانها که از پیشوای خود دور افتاده اند و با نبودن پیشوا در میان خود سر گردانند و به دست شیطان ها و دشمنان گرفتار شده اند سرپرستی کند و نجاتشان بخشد و با دلیل پاسخ آنها را بدهد و شکستشان دهد چنین دانشمند بر عابدان برتری دارد همانند برتری ماه شب چهارده بر کوچکترین ستاره آسمان.

ادامه دارد…

نویسنده: رحمت الله خالقی

فاطمه ی زهرا (س) و ولایت ما و ولایت

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم

فاطمه ی زهرا (س) و ولایت ما و ولایت
این روزها مصادف است با ایام شهادت دخت نبی اکرم محمد مصطفی (ص) و همسر امام علی مرتضی و همچنین مادر ائمه ی هدی (علیهم السلام) در مصائب اهل بیت بسیار گفته و بسیار نوشته اند من نیز از روضه هایی که مادحادن خاندان عصمت و طهارت می خوانند استفاده می کنم و مطلب را عرض می نماییم، در جایی شنیدم مداحی اینگونه می گفت که حضرت زهرا (س) بعد از فوت پیغمبر (ص) به درب خانه های مردم می رفتند و از ایشان می خواستند تا با امام علی (ع) بیعت نمایند ولی مردم هر روز با بهانه ای از این امر تفره می رفتند ولی حضرت فاطمه (س) از این عمل خود دلسرد نمی شدند و هر روز این کار را تکرار می کردند این چند جمله ی که عرض شد روضه ای بود که من شنیده بودم و می خواهم اصل آن را هم بر اساس صدق بگذارم و به آن استدلال کنم البته نباید این را هم ازنظر دور داشت که جانفشانی حضرت زهرا (س) در راه ولایت منحصر به این مورد نمی شود ودر کلیت، صدق یا کذب این نقل چیزی را عوض نمی کند بله عرض می کردم حضرت فاطمه (س) اولین شهید راه ولایت است که این مسئله جدای از مقام والای عصمت برای ایشان درجه ای بس رفیع است .
حال می خواهم شما و خودم را به این مسئله توجه دهم که وقتی ما ادعای پیروی از معصومین (علیهم السلام) را داریم و وقتی ائمه ی هدی (علیهم السلام) خود می فرمایند: ما حجت خدا بر شما هستیم و ماردمان فاطمه (س) حجت خدا بر ماست.ما چگونه باید از این خانم پیروی کنیم و قدم جای پای ایشان بگذاریم زمانیکه حضرت زهرا برای احقاق حقوق امامت از همه چیز خود می گذرد ما برای ولایت چه می کنیم ایشان دختر رسول اکرم (ص) است و دارای جایگاه اجتماعی است ومعصوم است بنده و شما چطور؟ آیا معصوم هستیم و دارای آن جایگاه رفیع؟ باید بگوییم که نه واقعآ چنین نیست اما دریغ که هیچ گاه حاضر نشده ایم هیچ چیز خود را در راه ولایت از دست بدهیم امروز که بنده و شما باید خود سازی بکنیم برای ظهور امام عصر(عج) هیچ نکرده ایم امروز که بنده و شما باید با بالا بردن اطلاعات خود به کمک ولایت برویم و با علم خود نسبت به زمان و اقتضای ولایت به کمک آن بشتابیم هیچ نکرده ایم یعنی در بسیاری از موارد اصلا خود را ملزم به این نمیدانیم که کاری برای ولایت و حمایت از آن بکنیم آیا ما حاضریم برای تحقق انتظار سبز مهدوی و زمینه سازی برای امر ظهور غرور خود را خرد کنیم یا با صحبت کردن آنها را برای یاری امام عصر(عج) تشویق کنیم یا نه؟ اگر در جایی ما را برای سخنان مان مورد بی توجه ی قرار دادند آیا حاضریم دوباره به آن محل برویم و تمامی مصائب احتمالی را به جان بخریم ؟ در متن آن روضه عرض کردم مردم از سخنان حضرت فاطمه می گریختند و به آن بی توجهی می کردند شاید در دل خود بگوییم عجب بد مردمانی بودند، ولی آیا به خود توجه کرده ایم ؟ آیا زمانی که ما را برای یاری به امام زمان دعوت می کنند مثلا کمک به فلان یتیم که کمک به ولایت است وکمک است برای بهتر شدن خودمان و به خوب شدن جامعه می انجامد و باعث تحقق امر ظهور می شود ما چه عکس العملی نشان می دهیم؟ آیا مانند مردم آن دوره از ولایت و امر آن روی گردان می شویم یا نه امام خود را یاری می کنیم ؟ بهتر است کمی بخود هم فکر کنیم و کمتر به مردم سلف ایراد وارد کنیم کمی خود را شرمنده ی ولایت واین موهبت الهی که ما را در ولایت ائمه ی (علیهم السلام) قرار داده بدانیم متاسفانه ما همیشه خود را طلبکار ولایت می دانیم و فکر می کنیم اهل بیت (علیهم السلام) آمده اند تا ما را به آرزوهای دنیوی برسانند و در بیشتر موارد با امام خود گروکشی می کنیم مثلا می گوییم اگر برای ما فلان کار را انجام ندهید ما به مسجد نمی آییم و یا …. خب نیایید مگر ائمه معطل شما هستند که حتما به مسجد بروید به درک که من به مسجد نمی روم و نماز نمی خوانم ،ولی دراین موارد هم اهل بیت لطف می کنند و دل ما را نمی شکنند. حال ولایت پذیری خود را با ولایت پذیری حضرت زهرا مقایسه کنیم البته انتظاری که یک معصوم هست از ما نیست ولی باید توجه داشته باشیم که ما نیز به اندازه ی خود مسئول دفاع از کیان امامت وولایت هستیم. و مسئولیت فقط متوجه حضرت زهرا نبوده است .

و السلام علیکم و رحمه الله

 

فرمایش امام زمان ارواحنا الفدا در غیبت صغری

 

بسم الله الرحمن الرحیم

فرمایش امام زمان ارواحنا الفدا در غیبت صغری

حضرت حجت (عج) از طریق محمد ابن عثمان دومین وکیل خویش در زمان غیبت صغری، خطاب به همه شیعیان فرمودند:
((برای تعجیل در فرج بسیار دعا کنید که همانا فرج و گشایش شما در آن است ))

در این سخن دو نکته مهم وجود دارد :
۱_ کثرت دعا یعنی به دعای کم و زمان محدود اکتفا نشود. آری منتظران واقعی حضرتش از چشم انتظاری ملول نمیشوند، هرگز از تمنای فرج خسته نمیگردند و در همه حال به یاد حضرت اند.
۲_ فرج و گشایش در همه امور ما ( اخروی و دنیوی ) تنها و تنها به فرج و ظهور امام (ع) وابسته است.

در کتاب شریف مکیال المکارم آمده است :
یکی از زنان با ایمان و پارسا در هنگام تسلط کفار بر کشور اسلامی و غم ناراحتی شدید مردم، بزرگی را در عالم رویا دید که فرمود :
(( اگر مومن پس از نمازهایش به همان طوری که خود مریض می شود، یا به گرفتاری دیگری دچار میشود، برای گرفتاری خود، برای دعا کردن به جد روی آورد در دعا برای فرج مولایش مواظبت و مداومت کند آن سان که فراق امام زمان ( ارواحنا الفدا ) باعث غم و ناراحتی او شده و قلبش را شکسته و احوالش را پریشان کرده باشد.

چنین دعایی در این حال یکی از این دو امر را موجب می شود:
۱_یا امام زمان سریعتر ظهور می کند.
۲_ یا غم و ناراحتی مومن با برطرف شدن گرفتاری هایش و نجات از فتنه ها، به خوش حالی مبدل میگردد.

حضرت امام حسن عسکری (ع) در زمان حیات خویش به احمد بن اسماق قمی فرمود: ((سوگند به خدا فرزندم دارای غیبتی خواهد بود که هیچ کس در آن دوران از هلاکت و نابودی رهایی نمی یابد، مگر خداوند او را بر اعتقاد به امامت وی استوار و بر دعا برای تعجیلش موفق بدارد.
در صورتی که به فرمایش امام (ع) در عصر غیبت عمل شده بود، قطعا نجات و رهایی از این محدودیت خود ساخته محقق می گشت ؛ ولی متاسفانه توجهی به رهنمود های مبارک آن حضرت صورت نگرفت و از این رو غیبت طولانی گشت.

• نامه ی حضرت بقیه الله ارواحنا فدا خطاب به شیخ مفید
این نامه در اوایل غیبت کبری برای شیخ ابو عبدالله بن محمد بن محمد بن لقمان مفید ( قدس سره ) که از بزرگترین فقهای تاریخ شیعی به شمار میرود شرف صدور یافته است .
جالب آن که حضرت در این نامه همان مقدار از غیبت ( ۹۰ سال تا زمان شیخ مفید ) را تاخیر نام نهاد . و برای بیدار شدن مردم از غفلت، نکات تکان دهنده ای را تذکر داده اند. از آن جایی که نامه مزبور طولانی است به بخشی از آن اشاره میگردد :
(( … اگر شیعیان ما ـ که خداوند متعال ایشان را به اطاعت خویش موفق بدارد ـ با دل های متحد و یکپارچه بر وفای به عهد و پیمان خویش اجتماع می کردند، ملاقات ما از آن ها به تاخیر نمی افتد و سعادت دیدار و مشاهده ی با معرفت برای آنها حاصل می شد و زودتر از این به دیدار ما نایل می شوند. آن چیزی که ما را از آنان دور کرده ( و باعث طولانی شدن غیبت گشته ) است، گناهان و خطاهایی ست که مرتکب می شوند و ما چنین انتظاری از آنان نداشتیم….. ))
در این بخش نامه دو نکته مهم است :
۱_ ناهمدلی در وفا نسبت به فرمانبرداری از امام زمان (عج) و لزوم همدل شدن همه ی شیعیان برای وفاداری به عهد و پیمان امامت.
۲_ مرتکب گناه شدن شیعیان و ضرورت اتفاق همگی آنان بر توبه حقیقی و بازگرداندن حقوق از دست رفته امام (عج) برایشان.

تذکر مهم اینکه در راس همه گناهان ، گناه عدم انجام وظیفه نسبت به آستان مقدس امام عصر ارواحنا الفدا است .
این نامه در اواخر سال ۱۴۱۲ هجری صادر شده و هم اکنون بیش از هزار سال از صدور آن میگذرد . براستی ، کدامین اجتماع و کدامین اتحاد برای وفا به عهدی که شیعه با پیشوای خویش بسته صورت گرفته است؟! کدام توجه و توبه ی دسته جمعی انجام شده است؟!
آری، کوتاهی و عدم به وفای به پیمان الهی، موجب محرومیت شیعه و جهان بشریت از این بزرگترین نعمت شده است و این جریان غفلت هم اکنون نیز ادامه یافته است که:
(( چگونگی بهره مندی من از دوران غیبتم چون بهره بردن خورشید است، زمانی که ابرها آنرا از دیدگان مستور می دارند ))
طبق این کلام شریف، وجه غیبت خورشید را باید در جوار و وجود ابرها جستجو کرد و اگر نه آفتاب بنا به ماهیت خویش یکسره قابل رویت است. خورشید امامت نیز سراسر لطف رحمت است و مردم اند که با عدم آمادگی برای قبول حکومت الهی او و ارتکاب گناه، آن حضرت و وجود نازنین را در پس پرده های سیاه غفلت و معصیت خود پنهان می کنند.
این چنین است که شیخ طوسی میگوید:
سبب غیبت امام عصر (عج) نمی تواند از جانب خداوند یا خود آن حضرت باشد.
او پس از ذکر نکته ای می افزاید:
…و جهت آن قبله ی خوف از نابودی حق و مطیع نبودن مردم نسبت به اوست. هر موقع که این سبب زائل شود و مردم در اطاعت او بکوشند و تسلیم او شوند ظهور واجب می شوند.

خواجه نصیر طوسی نیز در تبیین این حقیقت جمله ی معروفی دارد که :
• وجوده لطف و تصرفه آخر و عدمنا.
وجود امام مهر است و تصرف او (( در جایگاه هدایت انسانها بودنش )) مهری دیگر و نبود او از ماست.
فصل الخطاب تمام این تعابیر، کلام عرشی حضرت فاطمه ی زهرا (س) است که در نکوهش مردمانی که با سکوت خویش و تایی علمی ربایندگان خلافت امیر راستین مومنان را خانه نشین کردند:
• (( مثل الامام مثل الکعبه اذ توی و لا تاتی ))
(( امام همچون کعبه است که باید به سوی او روند ؛ او به سوی مردم نمی آید .))
آری امام زمان ارواحنا الفداه کعبه ی مقصودی است که بشریت برای نیل به سعادت آخرت و دنیای خویش، باید متوجه آستان او شود و پروانه وار گرد آن وجود شریف طواف کند ، آیا به راستی راهی به جز کرنش در برابر خداومد و گردن نهادن به فرامین الهی و بازگشت به سوی اهل بیت (ع) فرار وی بشریت باقی مانده است؟

جایگاه امام زمان در زندگی ما
از وقتی که مسجد النبی ساخته شد ، پیامبر اکرم (ص) در موقع ایراد خطبه و سخنرانی برای مسلمانان (مخصوصا روز های جمعه ) بر درخت خرمایی تکیه می زد که در صحن مسجد باقی مانده بود؛ منتهی وقتی جمعیت زیاد می شد ، اصحاب پیشنهاد داغدند که منبری برای رسول خدا (ص) ساخته شود پیامبر (ص) نیز اجازه فرمودند ؛ منبری از چوب با دو پله و یک عرشه ساخته شد.
اولین جمعه ای که پیش آمد ، رسول خدا (ص) جمعیت را شکافتند و با پشت سرگذاشتن نخل، به طرف منبر رهسپار شدند . همین که بر عرشه ی منبر قرار گرفتند، یکباره صدای ناله ستون خشکیده همانند زن فرزند مرده بلند شد. با ناله ستون صدای جمعیت نیز به گریه و ناله برخواست . رسول خدا (ص) از منبر به زیر آمدند؛ ستون را در بغل گرفتند و دست مبارک خود را بر آن کشیدند و فرمودند:
(( آرام باش ))
سپس به سمت منبر باز گشته خطاب به مردم فرمودند:
(( ای مردم ! این چوب خشک نسبت به رسول خدا اظهار علاقه و اشتیاق می کند و از دوری وی محزون می شوند؛ ولی برخی از مردمان باکشان نیست که به من نزدیک شوند یا از من دور گردند! اگر من او را در بغل نگرفته و بر او دست نکشیده بودم، تا روز قیامت از ناله خاموش نمی شد.
آری ، درختی خشک لحظه ای از پیامبر (ص) دور شد صدا به ناله بلند کرد؛ این که آن حضرت را میدید و فقط دیگر به او تکیه نمیداده است.
حال مارا چه شده است که امام زمان خویش را نمی بینیم و از او دوریم؛ اما به زندگی عادی خویش سرگرمیم؟ به یاد همه کس و همه چیز هستیم جز امام زمانمان!
سید کریم پنیه دور از بخت یارانی بود که توفیق و سعادت دیدار ولی غایب خدا ، امام زمان (عج) را در حجره ی محقر خود داشت. نوشته اند که روزی امام زمان ارواحنا الفداه از آن مردم سعادتمند پرسید:
((سید کریم ! اگر هفته ای بگذرد و ما را نبینی چه خواهی کرد؟))
سید کریم پاسخ داده بود:آقا جان می میریم! حضرت ولی عصر ارواحنا الفداه نیز فرموده بودند:
(( اگر اینگونه نبود به سراغت نمی آمدم. ))
تعارف را کنار بگذاریم ، اگر راستی چنین حالتی به برخی از شیعیان (( نه همه ی آنها )) دست بدهد و فراق و هجران آن حضرت دست کم گروهی از دوستان را اندوهگین و بی قرار سازد؛ به سعادت وصال و حضور ایشان نخواهیم رسید؟
داستان ما داستان طفل صغیری است که پدر خویش را از دست می دهد. او به دلیل عدم بلوغ فکری، نمی داند به چه بلا و محرومیتی گرفتار شده است؛ اما بزرگتر ـ که عمق مصیبت را میفهمند ـ برای او اظهار دلسوزی می کنند. به بیان امام حسن عسگری (ع): سختتر از یتیمی که پدرش را از دست داده آن یتیمی است که از امامش بریده باشد و نتواند به او برسد.
اگر ما تا حد فرزند گمشده ای که به رسیدن به پدر و مادر خود امید دارد و برای آن تلاش می کند و از هر که،می خواهد تا او را یاری دهد منتظر آقا بودیم در حال حاضر وضعمان بهتر از این بود.
پیامبر خدا (ص) فرمودند:
هیچ بنده ای ایمان به خداوند ندارد مگر اینکه من در نزد وی از خودش محبوب به تو باشم و عترت و خانواده ی مرا بیش از خانواده خود و جان مرا بیش از جان خود دوست داشته باشد.
اگر فرزند ما در بازگشت از مدرسه تاخیر کند چه میکنیم؟ خونسرد و آرام در جای خویش می نشینیم و به کارهایمان می رسیم یا از ترس اینکه مبادا برای او اتفاقی افتاده باشد سراسیمه به کوچه و خیابان می رویم؟
کدام یک از ما تاخیر در ظهر امام (عج) را جدی گرفتیم ؟
اگر همین حالا فرشته ای از آسمان نازل شود و بگوید: من از جانب حق ـ تعالی ـ ماموریت دارم فقط یک حاجت و خواسته ی تو را حتما براورده کنم، کدام یک از ما مهمترین و اولین خواسته خود را فرج امام عصر (عج) ذکر خواهیم کرد؟
تاسف آور است که بگوییم یکی از همکاران فرهنگی ـ که سالها معلم عربی و دینی بوده و اخیرا بازنشسته شده ـ پس از مطالعه ی این سطور بگوید به نویسنده که:
من تا به حال نمیدانستم علت غیبت امام عصر (عج) بی وفایی و بی معرفتی ما شیعیان است.

 

فلسفه حکومت عدل در سطح جهانی ۲

احتیاج بشر به امداد غیبی:
برخی معـتـقـدند که بشر با پیشرفت علمی و تکنیک و تمدنی که در ظاهر پیدا کرده احتیاج به امداد های غیبی ندارد . ولی صحیح تر این است که : منشاء انحرافات بشر به تنهایی نادانی نیست تا با پیشرفت علم و تکنیک انحرافات برطرف شود، بلکه عوامل دیگری نیز منشاء انحرافات بشر است که نه تنها در بشر امروزی باقی مانده بلکه بیشتر نیز شده این عوامل عبارتند از: غرایز و تمایلات مهار نشده ، شهوت و غضب، افزون طلبی، جاه طلبی، لذت طلبی و بالاخره نفس پرستی و نفع پرستی که در بشر امروز همگی موارد فوق یافت می شود. علم در آغاز عصر جدید زندگی بشر به صورت بزرگترین دشمن بشر در آمده است. علم گرچه چراغ روشنایی است ولی استفاده از آن بستگی به موارد استعمال آن دارد. علم ابزاری برای هدف است نه تشخیص دهنده ی هدف. ویل دورانت صاحب کتاب مشهور لذات فلسفه می گوید :”ما از نظر ماشین توانگر شدیم و از مقاصد فقیر. ( لذات فلسفه بخش دعوت)”.
انسان عصر علم با انسان ماقبل این عصر در اینکه اسیر خشم یا شهوت خود است فرقی ندارد . علم نتوانسته است آزادی از هوای نفس را به او بدهد. علم نتوانسته ماهیت هیتلرها را تغییر دهد بلکه علم دست آنها را درازتر کرده و از شمشیر، بمب هسته ای ساخته است. برتراند راسل در کتاب امیدهای نو میگوید: “زمان حاضر زمانی است که در آن حس حیرت توام با ضعف و با توانی همه را فراگرفته است”. می بینیم به طرف جنگی پیش می رویم که تقریبا هیچکس خواهان آن نیست. جنگی که همه میدانیم قسمت اعظم نوع بشر را به دیار نیستی خواهد فرستاد. اگر انسان براساس علل مادی و ظاهری قضاوت کند، پی می برد که این بدبینی ها بجاست. فقط یک ایمان معنوی و ایمان به امداد های غیبی لازم است تا این بدبینی ها را زایل و تبدیل به خوشبینی کند و معتقد باشد که سعادت بشر در آینده است و انتظار بشر را می کشد. آری شخص تربیت شده در مکتب الهی می گوید: ممکن نیست جهان به دست چند دیوانه ویران شود. او می گوید: درست است که جهان بر سر پیچ خطر قرار گرفته است ولی خداوند همانطور که درگذشته این معجزه را نشان داده و بر سر پیچ خطر، بشر را یاری کرده و از آستین غیب، مصلح و منجی رسانده است، در این شرایط نیز چنان خواهد کرد که عقل ها در حیرت فرو رود.
شهید مطهری (قدس ره) می فرمایند:« این اندیشه، بیشتر از هر چیز مشتمل بر عنصر خوش بینی نسبت به جریان کلی نظام طبیعت و سیر تکاملی تاریخ و اطمینان به آینده و ترد عنصر بدبینی نسبت به کار بشریت میباشد.» ( رجوع شود به کتاب قیام و انقلا ب مهدی (عج) ).

ضرورت تحقق حکومت عدل جهانی در این دنیا :
برخی بعداز اعتقاد به ضرورت تشکیل حکومت عدل جهانی می گویند: چه ضرورتی برای تشکیل این حکومت در این دنیا وجود دارد، اگر در عالم آخرت این عدالت در سطح گسترده پیاده شود که حتماً هم چنین خواهد بود هدف و غرض خلقت تامین خواهد شد.
* در پاسخ این اشکال باید گفت:
۱٫ از انجا که هدف از خلقت ، عبادت و رسیدن به یقین و لقاء پروردگار است، باید این حکومت برروی زمین و قبل از انقضای دنیا پیاده شود تا هدف غایی خلقت در برهه ای از زمان پیاده شود.
۲٫ بشر مخلوق است و در این دنیا گرایش فطری به این نوع حکومت دارد، لذا باید برای او در این عالم با مقدماتش فراهم گردد.
۳٫ از آنجا که قسر دائم و اکثری و محال است لذا انسان در این عالم طبیعت باید روزی خود را ببیند که از یوغ بندگی و اسارت ظالمان درآمده و عدالت و انسانیت جای ظلم و تعدی را در سطح گسترده فراگرفته است .
۴٫ تکامل انسان در این دنیا برای او ارزشمند است، نه در عالم دیگر و از آنجا که انسان طبیعتاً و فطرتاً کمال خواه و کمال جو است، باید زمینه ی لازم برای رسیدن کمالی او در سطح گسترده در این عالم فراهم گردد که در عصر ظهور مهدی (عج) این خواسته ی عملی خواهد شد.

نیاز به امام عصر (عج) با توجه به علم و عقل و تجربه :
ممکن است افرادی خیال کنند که در عصر علم و دانش، بشر چه نیازی به امام دارد؟ بشریت روز به روز مستقل تر و کاملتر می شود طبعا نیازمندیش به کمک های غیبی کمتر می شود، عقل و علم تدریجا این خلع ها را پر می کند.
پاسخ: قطعا خطراتی که در عصر علم وتکنیک برای بشریت است به مراتب از خطر های عصر های پیشین بیشتر است . اشتباه است که فکر کنیم که منشای انحرافات بشر همیشه نادانی بوده است انحرافات بشر بیشتر از ناحیه ی غرایز و تمایلات مهار نشده و از ناحیه ی شهوت و غضب است . از ناحیه ی افزون طلبی، برتری طلبی، لذت طلبی، نفس پرستی و نفع پرستی است .آیا در پرتو علم همه ی اینها اصلاح شده و روح عدالت و تقوی و رضا به حق خود و حد خود عفاف و راستی و درستی جایگزین آن شده است؟ یا کار کاملا برعکس است. علم امروزه به بزرگترین دشمن بشر درآمده است. چرا چنین شده است ؟ جواب این است که علم چراغ است ، روشنایی است استفاده از آن بستگی به این دارد که بشر این چراغ را در چه مواردی و برای چه هدفی به کار بندد . بشر از علم همچون ابزاری برای نیل به هدفهای خویش استٿاده می کند . اما هدف بشر چیست و چه باید باشد ؟ علم قادر به بیان آن نیست این کار دین است . زیرا علم همه چیز را تحت تسلط خود قرار می دهد بجز انسان و غرایز او.
ویل دورانت در کتاب لذات فلسفه بخش دعوت می نویسد: ما ازنظر ماشین توانا شده این و از نظر مقاصد فقیر . این تعریف از انسان عصر ماشین به ما ثابت می کند که انسان عصر علم و دانش با انسان ماقبل این عصر از لحاظ بندگی در دست خشم و شهوت و لذات فرقی نکرده است . علم نتوا نسته است آزادی از هوای نفس را به بشر یاد دهد. علم نتوانسته است…

و من الله توفیق

فلسفه حکومت عدل در سطح جهانی ۱

در این قسمت به بخشی از شبهات موجود در بیــن اذهان و همچنیـن دلایلی که در ضـــــرورت وجود منجی بشری پیش خواهد آمد می پردازیم: ابتدا بحثی درمورد ضرورت وجـــــود مصلح از نظــر فطرت ،پس ازآن اثبات این موضوع از نظر براهین فلسفی ،سپس از نظر تکامل و تعقل بشـــر و در نهایت ازنظر سیـــــر تکامل تاریخی و واقعـیت های تاریخی و نه افسانه ها واسطورها – این موضوع را مورد بررسی قرار خواهیم داد.
و در قسمت دوم پاسخ این سوال که آیا بشر به امداد غیبی محتاج است و اصلا چه نیازی به تشکیل حکومت عدالت گستر درروی زمین اسـت داده می شود.

۱) تبین ضرورت برپایی حکومت عدل از راه فطرت
ایمان به حتمیت ظهور منجی عالم درفکر عموم انسانهاست ، منشاء این فکر یک رشته اصول قوی و متیـن اســــت که از سرشت و فطــــــرت اصیل انسانی سرچشمه گرفته است ،زیرابشر فطرتا طالب رسیدن به کما ل در همه ی زمینه ها ی مربـــــوط به خود اســـت و او می داند که این کمال تنها در سایه ی حکومت عدل و توحیدی تحقق می یابد . شهید صدر در کتاب ارزشمند ( بحث حول المهدی(عج)) می فرماید :”اعتقاد به مهدی (عج) تنها نشانه یک باور اسلامی با رنگ خاص دینی نیست ، بلکه فراتر از آن، عنوان است برخواسته ها و آرزوهای همه ی انسانها با کیش و آیین های گوناگون و نیز بازده الهام فطری مردم است که با همه ی اختلاف هایشان درعقاید و مذاهب ، در یافـته اند که برای انسانیت در روی زمین ، روز موعود ی خواهد بود که با فرا رسیدن آن، هدف و مقصد بزرگ رسالت های آسمانی تحقق می یابد… “
در اینجا واجب است که اندکی در مورد برهان فطرت نیز سخن بگوییم برهان فطرت را از راههای گوناگون می توان تبیین کرد:

الف) بیان اول :
۱_ انسان در درون خود میل به حکومت عدل جهانی توحیدی را احساس می کند .
۲_ این حکومت باید ایجا دشود ، زیرا میل و کشش درونی از امور (ذات الاضافه ) است که بدون مضاف الیه ممکن نیست .
۳_مصداق کامل آن حکومت حضرت ولی عصر (عج) می باشد .
نتیجه: حکومت عدل جهانی ضرورت دارد .

ب) بیان دوم :
۱_ انسان با قطع امید از وضعیت موجود جهان احساس نوعی امید به حکومتی برتر دارد.
۲_ وجود چنین امیدی دلیل بر تحقق آن در عالم خواهد بود .
۳_ امید به نیک ذاتی و فطری بشر است .
نتیجه : حکومت عدل جهانی ضرورت دارد .

بیان سوم:
۱_ انسان فطرتا از ظلم متنفر است .
۲_ انسان آنچه را که از آن متنفر است ، طبعا طالب نابودی آن است .
۳_ بشر خود به تنهایی قادر بر این عمل نیست .
نتیجه : برپایی حکومتی که در آن اثری از ظلم نباشد ضرورت دارد .

حال شاید این سوال پیش آید که اصلا آیا عدالت خواهی امری فطری است ؟ در پاسخ به این سوال باید گفت: در بین صاحب نظران بحث است که آیا منافع شخصی انسان ، فطری است و در نهاد انسان وجود دارد یا خیر؟ اسلام معتقد است که در نهاد انسان عدالت خواهی وجود دارد، گرچه منافعش را تامین نکند. اگر بشر خوب تربیت شود، به جایی می رسد که خودش واقعا عدالت خواه می شود.
برای اثبات این مطلب می توانیم مواردی را عرضه کنیم که افرادی عادل وعدالت طلب بوده اند، در حالیکه منافعشان هم ایجاب نمی کرده است، ولی عدالت، ایده هدف و آرزویشان بوده است، بلکه عدالت را در حد یک محبوب دوست داشت اند و حتی خودشان را فدای راه عدالت کرده اند. در مقابل اکثر فیلسوفان غرب معتقدند که در نهاد بشر چنین قوه و نیرویی قرار ندارد و شاید هم همین فکر است که دنیای امروز را تابدین پایه بسوی جنگ سوق داده است. آنان معتقدند که عدالت اختراع مردان زبون است زیرا مردان ضعیف یا زبون وقتی در مقابل افراد قوی قرار می گیرند بدلیل نداشتن قدرت مقابله کلمه ی عدالت را اختراع کرده اند و گفته اند عدالت خوب است و باید آن را رعایت کرد نیچه فلسوف مشهور آلمانی در این رابطه می گوید ” چقدر زیاد اتفاق افتاده که من خندیده ام، وقتی دیدم ضعفا دم از عدالت و عدالت خواهی می زنند نگاه می کنم می بینم اینها که می گویند عدالت، چون چنگال ندارند. میگویم: ای بیچاره تو اگر چنگال داشتی یک چنین حرفی را نمی زدی” این گروه خود بر دو دسته تقسیم می شوند: یک دسته که می گویند نباید به عدالت به عنوان یک آرزو نگاه کرد و آن را دنبال نمود بلکه باید در پی بدست آوردن قدرت و نیرو بود و گروهی دیگر معتقدند که باید بدنبال عدالت رفت از آن جهت که منافعف فرد در آن است نه از جهت مطلوبیت ذاتی آن . برتراندراسل مورخ فلسفه می گوید :” از همه ی این اقوال که بگذر یم ، هنگامی که به فطرت خود بازگردیم ، در میابیم که موضوع عدالت خواهی از امور فطری بشر است .”حتی عدالت خواهی را فطری را هم می توان از دورا ه اثبات نمود:
۱- درون کاوی و مطالعه ی حالات روانی ، زیرا گرایش های فطری از نهاد روح و جان انسان سرچشمه گرفته و از پدیده های روانی اوست.
۲- رجوع به آرای روانشناسان که به فعالیتهای روانی و رفتارهایی که نمودار آنهاست می پردازد .

۲) اثبات ضرورت حکومت عدل از طریق براهین فلسفی
فلاسفه ی اسلامی « قسر دائم » و « قسر اکثری » را در عالم طبیعت محال و امری نشدنی می دانند. مقصود از قسر دائم آن است که حقیقتی از حقائق هستی در دوره و روزگارش از خواسته ی طبیعی خود محروم باشد، مثلا آتش هیچ گاه حرارت نداشته باشد یا در جهان نیرویی باشد که از آغاز پیدایش آتش تا هنگامی که آتش در جهان وجود دارد از حرارت آن جلوگیری کند . این امری محال است که درفلسفه به اثبات رسیده است . مقصود از «قسراکثری» آن است که در طبیعت در اکثر دوره عمرش از اقتضای ذاتی خود محروم باشد ، که این نیز از نظر فلاسفه محال است . این نظریه ی فلسفی که بشکل قانون در جهان جاری است به ما می گوید که روزگار ظلم و جور بر بشر سپری خواهد شد و بجای آن روزگار عدل و داد خواهد آمد این نظریه ی فلسفی به ما می گوید : قسر انسانیت در عمر او محال است ، چنان که در بیشتر عمر او محال خواهد بود ، پس روزگاری خواهد آمد که انسانیت باشد و به یقین روزی خواهد آمد که بشر از اسارت و بندگی حیوان صفتان رهایی یابد و در سایه ی مهر و محبت خداوندی زیست کند.

۳) اثبات حکومت عدل جهانی از را ه تکامل
انسان مانند یک نهال است که استعداد ویژه ای برای رسیدن به کمال در او وجود دارد و احتیاج او به عوامل بیرونی برای شکوفایی این استعداد است . انسان در اثر همه جانبه بودن تکاملش ، تدریجا از وابستگی اش به محیط طبیعی و اجتماعی کاسته و به نوعی وارستگی که مساوی است با وابستگی به عقیده و ایمان و مسلک و ایدئولوژی خواهد رسید. برحسب این بینش از ویژگی های انسان، تضاد درونی اوست بیان جنبه های مادی و جنبه های معنوی. نبرد درونی انسان خواه ناخواه به نبرد میان گروه ها و انسان ها کشیده می شود ، یعنی نبرد میان انسان کمال یافته از یک طرف و انسان منحط از طرفی دیگر.
نتیجه اینکه :بشر احتیاج دارد به نیروی غیبی تا به کمک او عدل و توحید و کمال را در سراسر گیتی گسترش داده و نیروهای مخالف رانابود سازد .

۴) اثبات ضرورت حکومت عدل جهانی بوسیله ی دلایل عقلانی
مطابق آیات و روایات ، انسان عبث و بیهوده آفریده نشده است ، بلکه هدف و غرضی خاص برای خلقت او در نظر گرفته شده است که همان رسیدن انسان به کمال یعنی لقای الهی است که از راه یقین و عبودیت همه جانبه حاصل می شود. در علم کلام به اثبات رسیده که لطف بر خداوند واجب است ، لذا از باب لطف باید خداوند در راستای اهداف خلقت است ایجاد کرده و موانع آنرا نیز برطرف سازد با مراجعه به تاریخ گذشته پی میبریم که تاکنون این هدف عمومی در سطح کل جامعه ی بشری تحقق نیافته است . لذا به این نتیجه میرسیم که: به جهت تحقق هدف کلی خلقت لازم است خداوند با زمینه سازی خاص که همان تشکیل حکومت عدل جهانی توحیدی است . مردم را در این هدف عمومی یاری دهد.

۵) اثبات ضرورت حکومت عدل جهانی بوسیله ی واقعیتهای تاریخی
با مراجعه به تاریخ گذشته و حال پی میبریم که بشر در طول تاریخ خود گرفتار انواع عذاب ها و شقاوت ها و قتل و غارت ها بوده است، خصوصا انسانهای موّحد که به جرم پاسداری از حق و حقیقت و توحید، انواع عذاب ها را به جان خریده اند . قرآن کریم در رابطه ی اصحاب اخدود که خندق بزرگ حفر کردند و در آن آتش بس عظیم فراهم آوردند تا موحدان ومومنان را در آن بسوزانند ، سخن به میان آورده است (سوره ی بروج آیه ی ۱ الی ۸) . در صفحه ای از تاریخ می خوانیم، فرعون به مجرد دیدن واقعه ای در عالم رویا چه جنایاتی در طول عمر خود انجام داد تا وجودش از گزند بلایا محفوظ ماند. باز در صفحه ای دیگر از تاریخ جنایات شخصی دیگر بنام حجاج ابن یوسف ثقــفی را مشاهده می کنیم که در مدت بیست سال حکومت بر عراق چه جنایات هولناکی انجام داد.(رجوع شود به مروج الذهب جلد سوم)
در جنگ جهانی اول چه انسانهای بی گناهی به قتل رسیدند کـه بنابر آمارهای رسمی تعداد کشته شدگان این جنگ به بیست و دومیلیون ( فکر کنم تعداد کشته شدگان جنگ جهانی اول ۱۰ ملیون نفر باشد؟؟؟)نفر رسید. پس از مدت کوتاه آتش جنگ جهانی دوم شعله ور شد و با کمال تاسف آتش آن، دامان ۵۰ میلیون انسان را گرفت و به کام مرگ فرو کشید.
حال نسبت به تامل بیشتر نسبت به آینده ی بشر و خصومتهایی که در میان ملتهای مختلف به وجود آمده و خصوصا با درنظرگرفتن تسلیحات کشتار جمعی که کشور ها برای نابودی یکدیگر فراهم آورده اند که می تواند ده ها بار کره ی زمین را به نابودی بکشاند و بالاخص با طرح برخورد تمدنها که از سوی برخی از ( به اصطلاح) روشنفکران امریکائی مانند ساموئل هانـتـیـنگتون داده شده و آن طرح امروز از سوی سیاست مداران کاخ سفید دنبال می شود، در می یابیم که چه خطر عظیمی جامعه ی بشری را تهدید می کند ، حال آیا بشر امیدی به آینده ی زندگی خود دارد؟ راه حل چیست ؟ آیا بشر می تواند باطرح برنامه ای که ضمانت اجرایی نیز داشته باشد صلاح و سعادت را به کل عالم حکم فرما کند؟ قطعا چنین نیست زیرا تاکنون نتوانسته است چنین کاری انجام را دهد و درآینده نیز به تنهایی نمی تواند، لذا ضرورت اقتضا می کند که مصلحی غیبی از جانب خداوند متعال برای هدایت و نجات بشر ظهور کرده و مردم از این بلاها نجات یابند و او کسی جز مهدی موعود نیست.
ادامه دارد…

اصلاح عزاداری

چند سالى است که در عزا دارى هاى ما براى امام حسین علیه السلام بدعت ها یى پدید آمده است که باید با آن ها مبارزه کرد یکى از این بدعت ها این است که تصویر بزرگ و کوچک آن حضرت به مراسم عزادارى اضافه شده و گاه در خیابان ها نصب شده است درباره ى پیامبر گرامى اسلام و امام على علیه السلام نیز این امر جارى است این کار دو ایراد دارد یکى این که معمولاً این تصاویر نمى تواند بیانگر شخصیت معصوم و انسان کامل و حجت خدا بر روى زمین باشد ۰ گاه چهره اى شبیه رستم و اسفندیار براى آنها مى سازند که با آنچه که در ذهن ماست فاصله بسیار دارد و موجب وهن این اولیاى خاص خداست.
ایراد دوم ـ که مهمتر است ـ این است که این تصاویر ممکن است مقدمه ى یک شرک خفى شود افرادى کم کم به این تصاویر دست مى کشند و احیاناً از آن ها حاجت مى خواهند و اى بسا که به تدریج مانند یک بت با آنها ارتباط برقرار کنند، بت پرستان زمان جاهلیت نیز بت ها را خالق نمى دانستند بلکه به الله معتقد بودنند و بت ها را واسطه ى فیض و رفع حوائج خود قرار مى دادند. درست است که اکثریت قریب به اتفاق مردم ما مراقبند که در عزادارى ها و زیارت مقابر معصومین علیهم السلام به گونه اى عمل کنند که با توحید افعالى منافات نداشته و حتى شائبه شرک نیز در اعمال آنها وجود نداشته باشد، ولى باید توجه داشت که پیدایش شرک نا محسوس و در خفا وتدریجى است وشیطان نیز همواره در کمین است. در حدیث است که پیدایش شرک در دل ها مخفى تر از حرکت مورچه ى سیاه در شب تاریک روى سنگ سخت است. شهید آیت الله مطهرى می فرمایند :((اسلام هیچ نوع شعار تصویرى ندارد. تصویرهایى که منسوب به شخص مقدس رسول اکرم(( صلى الله علیه و آله وسلم)) و یا امیر المومنین علیه السلام یا ائمه اطهار است و در بازار تحت عنوان شمایل پیغمبر اکرم و امیرالمومنین مى فرو شند هیچ کدام اساس ندارد و اسلام هم از اول تمایلى به این امر نداشته بلکه با آن مخالف بوده است۰ اسلام چون راجع به توحید، غیور است و غیرت توحیدى زیادى دارد، از اول با مجسمه سازى و مجسمه تراشى بالاخص براى اولیاى دین سخت مبارزه کرده است و در آن زمان هم- مخصوصاٌ در زمان ائمه که تمدن اسلامى خیلی توسعه پیدا کرده بود- افرادى بودند که اگر مى خواستند تصویر بکشند با قلم مى کشیدند، ولى در عین حال چنین چیزى نبوده است. آرى اسلام مى خواهد حریم توحید شکسته نشود، لذا هر جا که شائبه اى از شرک در کار بوده دستور مناسب داده است ، مثلاً مى گوید وقتى مى خواهى به نماز بایستى اگر چراغ یا آتشى مقابل توست ، این امر مکروه است ، زیرا عمل تو شباهت پیدا مى کند به عمل کسى که آتش را تقدیس مى کند ، یا اگر عکسى مقابل توست روى آن را بپوشان. از آن شهید نقل است که مرحوم آیت الله بروجردى تأ کید داشتند کسانى که به حرم امام رضا علیه السلام مى روند، هنگام زیارت، پیشانى خود را بر ضریح قرار ندهند که حالتى شبیه سجده پیدا کنند. ما مردم شیعه که از سوى برخى ٿرقه ها مانند ٿرقه گمراه وهابیت متهم به این گونه امور هستیم خوب است که بهانه به دست آنها ندهیم. بدعت دیگرى که در عزادارى هاى حادثه کربلا پیدا شده است، خواندن نوحه ها با آهنگ ها یى است که مناسب این مجالس نیست و احیاناً -هر چند به ندرت -توأم با حرکات موزون و مناسب مجالس لهو ولعب است و گاهى آهنگ یک ترانه ى قدیمى است که براى کسانى که سابقه اى از آن ترانه در ذهن دارند، به کلى معنویت این عزادارى نابود مى شود. مسئله دیگر، کمرنگ شدن تحلیل حادثه کربلا در مجالس عزادارى است، لذا جنبه ى آموزندگى، الهام بخشى و تحول آٿرینى آن ضعیف شده است. باید اعمال و رفتار ما در بعد از ایام عاشورا و قبل از ایام تفاوت اساسى داشته باشد واحساس تصفیه روحى در خود و جامعه داشته باشیم ولى چون در اغلب مجالس عزادارى ما کمتر به تحلیل این واقعه و سخنان امام حسین علیه السلام و بیان علل و ریشه ها ى این حادثه از یک طرف و پیام ها و درس ها ى آن ها از طرٿ دیگر و وظایٿ امروز ما با توجه به این حادثه پرداخته مى شود و بیشتر وقت اکثر مجالس ما را نوحه خوانى و سینه زنى – که در جاى خود لازم است- پر مى کند ، آثار مذکور چنانکه باید حاصل نمى شود. ایام دهه اول محرم وشب هاى احیا این خصوصیت را دارند که اٿرادى که در طول سال به مسجد نمى آیند، در این ایام سرى به مسجد مى زنند. از این ٿرصت باید استفاده کرد و معارف اسلامى را براى این قشر و سایر اقشار بیان نمود. اگر یک مجلس عزادارى سه ساعت به طول مى انجامد به جا است که دو ساعت آن به تحلیل این حادثه و بیان معارٿ و مواعظ بگذرد و یک ساعت آن به سینه زنى ونوحه خوانى، نه اینکه هر ساعت به سینه زنى و نوحه خوانى پرداخته شود. به تعبیر رهبر گرامى انقلاب در بزرگداشت این حادثه باید به سه عنصر منطق وعقل، حماسه وعاطفه پرداخته شود. در مجالس ما معمولاً فقط به بخش عاطفه و جنبه مظلومیت آن حضرت و اصحاب و اهل بیتش پرداخته مى شود. در این میان روحانیت وظیفه ى سنگینى از نظر نظارت بر کیفیت مجالس ایام محرم و تأمین سخنران ومداح مورد نیاز را دارند۰ مداحان باید کلاس هاى ویژه ببینند و کارت مخصوص دریافت نمایند و اینها هیچ منافاتى با مردمى بودن و خودجوش بودن عزادارى ها ندارد. مسئله دیگر- که البته جدید نیست – حرکت دادن عَلم هاى بسیار سنگین در دسته ها است که معمولاً عامل رقابت میان دسته ها است که مثلاً عَلم ما هجده تیغه دارد و علم مسجد رقیب هفده تیغه. قطع نظر از اینکه حرکت دادن این عَلم ها گاه موجب نقص عضو اشخاص مى شود و خود این علم ها شکل صلیب را تداعى مى کند ظاهراً این رسم در دوران قاجار از قفقاز به ایران سرایت کرده و هیچ منشأ عقلانى ندارد. بهتر است به جاى این علم ها از پرچم هاى الله اکبر و لا اله الا الله و از پارچه نوشته هاى مزین به سخنان امام حسین علیه السلام که ظمناً فلسفه و پیام قیام ایشان را مشخص مى کند استفاده شود تا بر معارف مردم افزوده شود. بجا است افراد موجه، مثلاً روحانیان و دانشگاهیان موثر ومحبوب در میان مردم، این گونه دسته ها را راه اندازى و ساماندهى کنند تا به تدریج خرافات از دسته هاى عزادارى ما زدوده شود۰ خلاصه کلام این که باید عزادارى هاى امام حسین علیه السلام را از حالت سر گرمى و یک عادت سالانه خارج کنیم تا این منبع عظیم نیرو همچنان موجب تهذیب و جنبش جامعه اسلامى و مایه هراس ظالمان جهان باشد. این امر، عزم ملى، روشن بینى، همکارى وهمدلى روحانیت و مردم را مى طلبد که به فضل خداوند همه ى این عوامل موجود است.
دکتر علی مطهری
به نقل از روزنامه شرق ( شماره ى ۶۹۸)

امام شناسی ۵

توجهی هم به روایاتی داشته باشیم که چهارده قرن پیش راجع به حوادث آینده ی زمانی اشاراتی فرموده اند که به حق از معجزاتشان محسوب میشود و ما بالعیان آنها را می بینیم ، از جمله رسول خدا(ص) منقول است:

ظاهر نیکو اما …
(سیاتی علی امتی زمان تحبث فیه سرائرهم وتحست فیه علا نیتهم )
« زمانی بر امت من خواهد آمد که در آن زمان باطنشان ناپاک و ظاهرشان نیکو می شود».

دنیا طلبی
( طمعافی الدنیا)
« دنیا طلبی در جانشان رسوخ میکند »

بی اعتنایی به وعده های الهی
( لا یریدون ماعند الله عزوجل)
« خواهان آن چه که نزد خداست نمی باشند و وقعی به وعـده های خدانمی نهند»

ریاکاری
( یکون امرهم ریائ لا یحالطه خوف)
« کارشان ریاکاری می شود و خالی از خوف خدا »

عذاب فراگیر
( یعمهم الله منه بعقاب)
« در این موقع است که خداوند آنها را به عذاب و عقابی فراگیر و عمومی مبتلا می سازد» که:
( فیدعونه دعا الریق فلا یستجاب لهم)
« مانند آدمی که در حال غرق شدن است و دست و پا میزند، ‌دعا می کنند و هرگز هم اجابت نمی بینند»

برچیده شدن بساط علم
( اذا رفع العلم وظهر الجهل )
« آن زمانی است که علم (با رفتن علما ) بساطش از میان مردم برچیده می شود و جهل جانشین آن می گردد ».
در حال حاضر ما می بینیم که چگونه علما یکی پس از دیگری می روند و جداً جایشان خالی می شود و نادانان جای آنها را می گیرند.

افزایش قاری قرآن
(کثر القراء وقل العمل)
« قاریان قرآن زیاد می شوند وعمل به آن کم میشود »
قاریان، حافظان، معلمان و مفسران قرآن از زنان و مردان تا بخواهید زیاد دیده می شوند اما از عمل به قران خبری به گوش نمی رسد، گویی که ملخ ریشه ی آن را خورده است .

افزایش شاعران
(کثر الشعراء )
« شعرا نیز زیاد می شود »
و احیانا بیش تر از قاریان قرآن که حتی در مجالس ترحیم نیز اکثرا به جای قرآن شعر، می خوانند و ثواب آن را هدیه به روح میت می کنند.

کم شدن فقها ی هدایتگر
(قل الفقهاء الهادین وکثرفقها ء الضلاله)
« فقها [که گفته میشود، تنها صنف مستنیط احکام فقهی نمی باشند. بلکه منظور مطلق دانشمندان آگاه از مبانی دین است، اعم از متبلس به لباس روحانی وغیر آن] در آن زمان اضلالگرانشان بیش از هدایتگرانشان می باشند».

حرفهای حکیمانه اما اعمال رذیلانه
( کلامهم حکمه واعمالهم داء لا یقبل دواء)
« سخنانشان، حکیمانه است و اعمالشان دردی درمان ناپذیراست» .

حلال شدن دروغگویی
( استحلوا الکذب)
« دروغگویی در میان مردم حلال می شود ».
اصلا زندگی بر اساس دروغ می چرخد. اگر دروغ نباشد، کارشان پیش نمی رود.

ربا خواری آشکار
( وکان الربا ظاهرا لا یغیر)
« ربا خواری آنچنان عادی و علنی می شود که مجالی برای توبیخ و سرزنش نمی ماند».

واقعا عجب است . این سخنان از معجزات رسول خدا و ائمه ی هدی (ع) است .آن روز فرموده اند و امروز می بینیم که چنین شده است . اگر امروز کسی بگوید : این معامله ربوی و حرام است ، نه تنها باورشان نمی شود ؛ بلکه گوینده را به تمسخر و استهزاء می گیرند .

ساختن بناهای محکم
(شیدوا البناء)؛
« ساختمانهای محکم وبرج های بلند وبا عظمت می سازند».

تعطیلی احکام قرآن
( عطل الکتاب واحکامه )؛
« قرآن واحکامش تعطیل می شود ».
آنچنانکه:

ظهور امام قائم
( اذا قام القائم دعی الناس الی الاسلام جدیدا)
« امام قائم، مردم را به سوی اسلام جدید دعوت می کند »

قمار مایه افتخار
(ورایت القمار قد ظهر)
« قمار آشکار و احیانا مایه ی افتخار میگردد».

فراگیر شدن سازو آواز
(رایت الملاهی قد ظهرت یمربها لا یمنع احد احدا)
« ساز و آواز و آهنگ های لهوی آنچنان فراگیر می شود که مسلمانان از کنار آن به طور عادی می گذرند و خود را موظف به نهی آن نمی دانند».
عجیب تر این که جزء مقدسات در مجالس جشن و عزای امامان (علیهم السلام) به حساب آمده و احیانا تقرب به خدا هم محسوب میگردد!!

(این جملات ، قسمت هایی ازلابلای روایات متعدد به طور منتخب نقل شده کسانی که خواهان تفصیل آن باشند به کتاب منتخب الاثر از صفحه ی ۴۲۴تا۴۳۸ رجوع نمایند).

امام شناسی ۴

تاکید رسول اکرم(ص) بر حکومت حضرت مهدی (عج) در خطبه ی غدیریه

کتاب منتخب الاثار روایات فراوانی را که از همه ی معصومین (ع) درباره ی حضرت مهدی(عج) رسیده جمع آوری کرده است، یک نمونه از آن ضمن خطبه ی غدیریه ی حضرت رسول اکرم (ص) آمده است .همان روزی که پیامبراکرم (ص) مولای ما امیرالمومنین علی(ع) را به امر خدا به ولایت منصوب کرد، همان روز سخن از امامان (علیهم السلام) به میان آورده است و مخصوصاً بر حضرت مهدی (روحی فداه) تکیه ی زیادی دارند و خصائص آن حضرت را بیان می کنند. این چند جمله را از همان خطبه به طور منتخب نقل می کنم که میفرماید:
(معاشر الناس انه اخر مقام اقوامه فی هذا المشهد)
« مردم، این آخرین موقفی است که من ایستاده ام و با شما صحبت میکنم» (احتجاج طبرسی ج۱ ص۷۴)
پس از این دیگر شما را در اینجا نخواهم دید. چون ماه های آخر عمرشریفشان بود و تقریباً دو ماه بعد از دنیا رحلت فرمودند.
(فاسمعوا واطیعوا ونقادو امر ربکم )
« حال بشنوید و فرمان خدای خود را اطاعت کنید. »

( فان الله عزو جل هو مولیکم والهکم )
« در درجه ی اول خدا مولا و معبود شماست»

(ثم من دونه محمد ولیکم والقائم المخاطب لکم)
« بعد از خدا محمد ولی و سرپرست شماست که هم اکنون سرپا ایستاده و با شما سخن می گویید»

( ثم من بعدی علی ولیکم و امامکم بامر ربکم ثم الامامه‌ فی ذریتی من ولده الی یوم تلقون الله ورسوله)
« پس از من، علی، ولی وسرپرست شما و امام شما به امر خدای شماست، سپس امامت در فرزندان من، از فرزندان اوست تا روزی که خدا و رسولش را ملاقات کنید».

(معاشر الناس ذریه کل نبی من صلبه و ذریتی من صلب علی )
« مردم! فرزندان هر پیامبری از صلب خود آن پیامبر است ولی فرزندان من (ائمه اطهار) از صلب علی است».

(معاشر الناس آمنوا باللهورسوله والنور الذی انزل معه)
« ای مردم، به خدا و رسول خدا و آن نوری که همراهانش نازل شده، ایمان بیاورید » .

(معاشر الناس النور من الله عزو جل فی مسلوک ثم علی ثم فی النسل منه الی القائم المهدی الذی یاخذ بحق الله وبکل حق هولنا)
« ای گروه مردمان ، همانا نور از جانب خدا در من قرار دارد. پس ازمن در علی، سپس در نسل اوست . تا اینکه به قائم مهدی برسد، همان کس که حق خدا و هر حقی را که ازآن ماست، خواهد گرفت ».

(وقد بلغت ما امرت تببلیغه)
« مردم! من آن چه را که مامور به تبلیغ آن بودم، تبلیغ کردم».

(حجه علی کل حاضر و غائب)
« و این حجتی شد بر هر حاضر و هر غائبی».

(وعلی کل احد ممن شهدا او لم یشهد )
« حجت بر همه کس تمام شد، چه آنانکه در اینجا حاضر بودند، چه آنانکه حاضر نبوده اند!»

(ولد اولم یولد )
« چه آنکه از مادر زاده شده اند و چه آنان که هنوز از مادر زاده نشده اند».

(فلیبلغ الحاضر الغائب والوالد الولد الی یوم الی القیامه)
« باید این گفتار من را حاضران به غائبان و پدران به فرزندانشان تا روز قیامت ابلاغ نمایند».

آنگاه درباه ی حضرت مهدی (عج) توضیح و تفضیل بیشتر ازسایر امامان دادند وفرمودند:

( معاشر الناس…الا ان خاتم الائمه منا القائم منا القائم المهدی الا انه الظاهر علی الدین )
« ای مردم، آگاه باشید، آخرین امام از ما، همان امام قائم مهدی (عج) است همو که غلبه ی بر همه ی ادیان خواهد داشت ».

(الا انه المنتقم من الظالمین)
« آگاه باشید، که او انتقام گیرنده ی از ستمگران است ».

(الا انه فاتح الحصون وهادمها )
« آگاه باشید او گشاینده ی د‍ژهای محکم و ویرانگر قلعه ها ی سخت بنیان {ظالمان } است ».

(الا انه مدرک بکل ثار لا ولیاء الله »،
« آگاه باشید، او خونخواه خون های به ناحق ریخته ی اولیا ء خداست».

( الا انه وارث کل علم والمحیط به )
« آگاه باشید، او وارث تمام علوم و محیط به همه ی دانش ها ست».

( الا انه المخبر عن ربه عزو جل)
« آگاه باشید، او خبر گزار از جانب پروردگار خویش است ».

(الا انه المفوص الیه )
« آگاه باشید اوست که تدبر امور خلایق ، واگذار به او شده است».

(الا انه الباقی حجه ولا حجه بعده ولا حق الا معه ولا نور الا عنده)
« آگاه باشید، اوست تنها حجت پایدار از خدا که حجت دیگری بعد از او نخواهد بود و حقی نیست جز آن که همراه اوست ونوری نیست جز آنچه که در نزد اوست».

(الا وانه ولی الله فی الارضه وحکمه فی خلقه امینه فی سره وعلا نیته)
« آگاه باشید، اوست ولی خدا در روی زمین و داور او در میان خلائق و امین او در پیدا ونهان امور ».

ادامه دارد…

امام شناسی ۳

بسم الله الرّحمن الرّحیم

امام خواهی مطلوب عقلی است فطرت ما امام را میخواهد اما او را خوب نمیشناسیم. عقل ما هم می گوید :امام باید معصوم باشد، باز نمیشناسیم و نمیدانیم آن کسانی که هم مطلوب فطرتند و هم محبوب عقل چه کسانی هستند؟! (اشباح العرش المجید) « اینها کسانی هستند که احاطه ی به عرش مجید داشته اند». عرش که مقام حاکمیت و عالمیت خداست . این بزرگواران از ساکنان آن مقامند که در زیارت جامعه می خوانیم : « خلقکم الله انواًر فجعلکم بعرشه محقدین» «خدا شما را از انواری آفرید و محیط به عرش خودش قرار داد». حقیقت آن که ما درست درک نمیکنیم که عرش و احاطه به عرش یعنی چه؟ این که مقام علم و قدرت خدا در اختیار آنها قرار گرفته و آنها محدق به عرش خدا هستند، چه عظمتی را افاده می کند؟ « الذین اصطفیتهم ملوکاً لحفظ النظام» یعنی خدایا من معتقدم که تو این انوار عرشی را ملک و سلطان و مطلق برای حفظ نظام خلقت قرار دادی. امام زمان (ع) حافظ نظام هستی اداره ی نظام خلقت، واگذاری به اراده ی آنهاست. شاید در ذهن بعضی خطور کند که امام زمان (روحی فداه) الان که غایب از نظر است ، نه مرجع احکام است و نه قیام به اصلاح عالم می کند ، بنابر این وجود آن حضرت چه نقشی در عالم دارد که باید از مادر متولد شده و زنده بماند تا زمان ظهور فرا برسد.
عرض می شود آری؛ باید توجه کامل به این حقیقت داشت که امام زمان(عج) کارش تنها مرجعیت احکام دین و اصلاح جامعه ی بشری نیست ، بلکه کار عمده اش حفظ نظام خلقت است؛ یعنی، همانگونه که خداوند خورشید را حافظ نظام منظومه ی شمسی قرار داده است، و تمام کرات بر محور آن می چرخند، ‌و اگر نباشد اختلال در نظام کواکب و سیارات به وجود آمده متلاشی می گردند، همچنان خالق حکیم اراده اش بر این تعلق گرفته همیشه باید در عالم یک فرد یک انسان کامل با همین بدن عنصری و با تمام خواص بشری موجود باشد. حالا چه حاضر و چه غایب، ‌تا همچون خورشید که در منظومه ی شمسی اش محور است محور وجود عالمیان باشد و تمام برکات از سوی خالق هستی از طریق وجود آن انسان کامل به عالمیان برسد که فرمود : « اگر حجت در روی زمین نباشد ، زمین با اهلش نابود می گردد» ( بحار ج۲۳ صـــ۶ــ ) ثبات زمین و آسمان، ‌بستگی به وجود و اراده ی او دارد و روزی روزی خواران از هر قبیل که باشند، از کف با کفایت او به آنان می رسد.ا مامان معصوم بر پادارنده ی قسط و عدل در جامعه ـ آنها را از ابتدای هستی بر انگیخته ای و مقرر داشته ای که به دست آنها اقامه ی قسط و عدل در میان جوامع انجام پذیرد ـ هستند ».آنها بیایند و از جامعه ی بشری،‌ جامعه ی انسانی بسازند . اگر آنها نباشند، جامعه ی انسانی به معنای واقعی اش تحقق نخواهد یافت . به راستی اگر امام آفریده نشده بود تا جامعه ی بشری را در راه سعادت ابدی بیفکند و به حیات جاودانی برساند، دستگاه خلقت، دستگاه لغو و بی فایده بلکه کودکانه و سفیهانه ای می شد که این نظامات محیر العقول ، آفریده شده باشد برای انسان و انسان برای تبعیت ازجباران و درنده خویان سبک مغز بی خرد، درست مثل این است که در یک فضای وسیعی خانه ای بسیار مجلل و مجهز بسازد، آنگاه درب را باز کند و یک مشت گرگها و خوکها رادر آن رها کند تا هم دیگر را بدرند، بکوبند و فضولات و کثافات در آن بریزند (غرض از خلقت فرعون و شداد) آیا این یک کار ابلهانه نیست؟ خدا هم این عالم را با این همه جهازات شگفت انگیز ساخته باشد برای این که امثال فرعون، شداد، معاویه و یزید و دیگران بیایند و این همه جنایات و درنده خویی ها را انجام دهند؟ آیا این جای اعتراض بر خالق ندارد؟ خداوند متعال خود فرموده اند: این هدف من نبوده! ( و ما خلقنا السماء و الارض و ما بینهما لاعبین )انبیاء آیه ی ۱۶
ادامه دارد….