معاد و تناسخ

بسم الله الرحمن الرحیم

امام رضا (ع) به مامون درباره ی قائلین به تناسخ می فرماید که آنان به خداوند کافر شده اند و بهشت و جهنم رامنکر گردیده اند .
پس معتقد به تناسخ کافر است.

بنام خدایی که جز او خدایی نیست زنده پاینده است نه مرگی برای اوست نه خوابی حتی سبک او را فرا می گیرد خداوندی رحیم درحق بندگانش و رزاق. اوست که پدید آورنده آسمان و زمین در شش روز است و اوست که انسان را خلق کرد و به او فکرت بخشید و عامل برتری انسان بر حیوانات گردید و پیامبران را از آدم تا خاتم به سوی ابناء بشر فرستاد تا آنان را از ظلمت جهل به در آورند و به نور دانش روشن سازد سلام درود خداوند و ملا ئک اش بر فرستادگانش و بخصوص بر خاتم انبیاء محمد (ص) و بر خاندان و اهل بیت پاک آن حضرت.

اما بعد

در این سری از مقالات قصد آن را داریم که بحث بر سر مسائل اعتقادی بنماییم و یک سری از مسائل را با این حال که واضح هستند دوباره گوشزد کنیم یکی از این مسائل که بسیار حائز اهمیت است مسئله ی معاد می باشد. ولی ما در این مقاله سر آن نداریم که کل بحث معاد را مورد بازبینی قرار دهیم بلکه به مقوله ی تناسخ و رد آن می پردازیم.
عده ای بر این باورند که روح پس از خروج از بدنی وارد بدن دیگر میشود در مواردی این زندگی دوباره آمیخته به رنج و سختی است ودر مواردی این زند گی همراه است با انواع لذاعذ متنوعه ، در مواردی هم میگویند که این اعتقاد با عقاید اسلامی منافات ندارد.
ابتدا به ساکن به این مسئله خواهـیم پرداخت که تناسخ با اسلام هیچ گونه تناسبی ندارد و از گذشته تا امروز از مباحـــثی مهم به حساب می آید. از مسائل قابل ذکر در این مورد آن است که عقلای اسلامی این باور را دارند که روح مبداء شخصیت انسانها ست و اساس موجودیت افراد همان روح آنها ست که علامه ی حلی در توضیح سخن خواجـــه نصیر الدین توسی این گونه می گوید: ” تناسخ این است که روحی که مبداء شخصیت و موجودیت است به بدن دیگری برود و اساس موجودیت او را تشکیل دهد” که ابن سینا در اشارات، خواجه نصیر الدین در شرح اشارات و از اسفار ملا صدرای شیرازی نیز همین معانی بر می آید.

در تناسخ چهار شکل وجود دارد:

۱٫ «نسخ » روح انسان به بدن انسانی دیگر وارد شود.
۲٫ «فسخ» زمانی که روح به بدن گیاهی باز گردد.
۳٫ «مسخ» موقعی است که در بدن حیوانی حلول کند.
۴٫ «رسخ» هر گاه به بدن یکی از جمادات وارد شود.

این مسئله در دایره المعارف قرن بیستم به این گونه تعریف شده است تناسخ، مذهب کسانی است که معتقدند روح پس از جدایی از بدن به کالبد حیوان یا انسانی دیگر میرود تا خود را تکمیل نموده شایستگی زندگی در میان ارواح عالی در عالم قدس گردد. دانشمندان و فلاسفه ی اسلامی در هیچ جا ئی دیگر این معنا را به گونه ی دیگر تعریف و تعبیر نکرده اند.

این عقیده که در هند و چین زاده شد امروز در میان اجتماعات روحی اروپا دارای طرفدارنی است ا ما درمیان فرقه های اسلامی جز فرقه ای که در گذشته وجود داشته بنام تناسخه، فرقه ی دیگری یافت نمیشود. افرادی که این عقیده را قبول دارند دو دلیل برای اثبات این نظریه دارند که عبارت است از :

۱٫ قبول نداشتن معاد: این افراد معتقدند که معاد امکان پذیر نیست و افراد خوب روحشان به بدن انســانی میرود تا بتوانند از لذایذ دنیا بهرمند شوند و روح بد کاران به بدنی خواهد رفت که عذاب ببینند و پا کیـزه شوند و تکـا مل یابند از این عذابها که این افراد می پندارند ورود به بدنهایی است ناقص الخلقه و عقب مانده ، که پیرو این مسئله یک نظریه و یک تو جیه دیگری هم به و جود می آید.
۲٫ توجیهی برای کودکان معلول: این توجیه به این صورت است کـه این افراد وجود این بچه ها را جزء نقض نا پذیر طبیعت میدانند زیرا این مسئله را عذابی برای بدکاران می پندارند ولی علم امروزه ثابت کرده که با مراقبت و توجه میتوان از این امر جلو گیری کرد.

سخنی از معصوم(ع):

یکی از زنادقه از امام صادق (ع) سوال کرد منشاء اعتقاد به تناسخ چیست و قائلین به آنچه دلایلی دارند؟ امام (ع) فرمود: پیروان تناسخ راه واضح و روشن دین را پشت سرگذاشته اند گمراهی را جلوه داده اند و نفوس خود را در شهوات و خواهشهـای حیوانی آزاد گذاشته اند اینان پنداشته اند نه
جهنمی و نه بهشتی وجود دارد و نه بر انگیخته شدن و زنده شدن و قیامتی موجود است قیامت در نظر اصحاب تناسخ عبارت ازاین است که روح از قالبی بیرون رود ودر قالب دیگری وارد شود .اگر در قالب اول نیکوکار بوده باز گشتش در قالبی خواهد بود برتر و نیکوکار در عالیترین درجه ی دنیا. و اگر بدکار یا نادان بوده در پیکر بعضی از چهارپایان زحمتکش و باربر که حیاتش بارنج و تعب طی می شود مستقر می گردد، یا در بدن پرندگان کوچک و بد قیافه ای که شب ها پرواز می کنند و به گورستان ها علاقه و انس دارند جای می گیرند.
امام صادق (ع) فرمود :اگر بندگان خدا در مقابل آنچه نمی دانند توقف کنند و انکارش ننمایند به کفر و بی دینی کشیده نمیشوند

والسلام.

مهدی موعود در کتب آسمانی

۱۳۸۵
با تحقیق در کتب ادیان و مذاهب آسمانی، به این نتیجه قطعی و مسلّم می‌رسیــــم که اعتقاد به مهدی موعود اختصاص به مسلمانان ندارد، بلکه سایر ادیان و مذاهب نیز در این عقیده با مسلمین شریک می‌باشند.
۱)منابع زرتشت: در «زند» که کتاب مذهبی زرتشتیان است، درباره‌ی انقراض اشرار و وراثت صالحان آمده است:«لشگر اهریمنان با ایزدان،دایم در روی خاکدان،محاربه و کشمکش دارند و غالباً پیروزی با اهریمنان باشد؛اما نه به طوری که ایزدان را محو و منقرض سازد؛چه در هنگام تنگی از جانب«اورمزد» که خدای آسمان است به «ایزدان» که فرزندان اویند یاری میرسد و محاربه ایشان نه هزار سال طول می‌کشد؛ آنگاه پیروزی بزرگ از آن ایزدان می‌شود و اهریمنان را منقرض می‌سازند. تمام اقتدار اهریمنان در زمین است و در آسمان راه ندارند،و بعد از پیروزی ایزدان،و برانداختن تبار اهریمنان،عالم کیهان به سعادت اصلی خویش رسیده، بنی آدم بر تخت نیکبختی خواهند نشست. و در کتاب«جاماسب نامه» آمده است که: «مردی بیرون آید از زمین تازیان، از فرزندان هاشم، مردی بزرگ سر، بزرگ تن، بزرگ ساق،و بر دین جدّ خویش بفوَد،با سپاه بسیار،و روی به « ایران » نهد و آبادانی کند و زمین پر داد کند … » و در جای دیگری آمده است:«سوشیانس (نجات دهنده‌ی بزرگ) دین را به جهان رواج دهد، فقر و تنگدستی را ریشه کن سازد، ایزدان را از دست اهریمن نجات داده، مردم جهان را هم فکر و هم گفتار و هم کردار گرداند.»

۲)منابع هندی: در کتاب«شاکمونی»که از سردمداران کافران هند است و به عقیده‌ی پیروانش،پیامبر و صاحب کتاب آسمانیست، اشاره به وحدت دیانت در زمان آن پرچم‌دار روحانی جهان نموده گوید:«پادشاهی و دولت دنیا به فرزند سیّد خلایق دو جهان «کفشن» بزرگوار تمام می‌شود، و او کسی باشد که بر کوههای مشرق و مغرب دنیا حکم براند و فرمان کند و بر ابرها سوار شود، و فرشتگان کارکنان او باشند،و جنّ و انس در خدمت او شوند،و از سوران که زیر خط استوا است تا ارض تسعین که زیر زیر قطب شمال است و ماوراء بحار را صاحب شود،و دین خدا یک دین شود، و دین خدا زنده گردد، و نام او ایستاده باشد و خدا‌شناس باشد. و نیز در کتاب «دید» که نزد هندیان از کتب آسمانی است،می‌گوید: «پس از خرابی دنیا پادشاهی در آخرالزّمان پیدا شود،که پیشوای خلایق باشد، و نام او «منصور»باشد،و تمام عالم را به دین خود آورد، و همه کس را از مومن و کافر بشناسد، و هر چه از خدا بخواهد بر آید.»

۳)انجیل: کمرهای خویش را بسته ،چراغهای خود را افروخته بدارید، و شما مانند کسانی باشید که انتظار آقای خودشان را می‌کشند که چه وقت از عروسی مراجعت می‌کند، تا هر وقت که آید و در را بکوبد، بی‌درنگ برای او باز کنند، خوشا به حال آن غلامان که آقای ایشان چون آید ایشان را بیدار یابد… پس شما نیز مستعد باشید، زیرا در ساعتی که گمان نمی‌برید، می‌آید.

۴)تورات: «او نهالی از تنه‌ی«سیّی» بیرون آمده، و شاخه‌ای از ریشه‌هایش خواهد شکفت و روح خدا بر او قرار خواهد گرفت…مسکینان را به عدالت دآّوری خواهد کرد و به جهت مظلومان زمین به راستی حکم خواهد کرد…گرگ با بره سکونت خواهد کرد و پلنگ با بزغاله،و گوساله با شیر و با هم.و طفل کوچک آنها را خواهد راند…در تمامی کوه مقدس من،ضرری نخواهد کرد. زیرا که جهان،از معرفت خدا پر خواهد شد.»

۵)زبور: «شریران منقطع خواهند شد، و اما منتظران خداوند وارث زمین خواهند شد، هان بعد از اندک زمانی شدید نخواهد بود.در مکانش تامّل خواهی کرد،نخواهی بود.و امّا حلیمان وارث زمین خواهند شد…و میراث آنها خواهد بود تاابدالآباد».

کوتاهی از دکترین مهدویت

بسم الله الرّحمن الرّحیم

دکترین مهدویت چیست؟ این سوال در واقع عامترین سوالی است که می توان از هر موضوع و از هر فردی پرسید سوال از ماهیت و چیستی برای روشن شدن این مبحث اول باید به تعریفی لغوی از این مفهوم دست یابیم پس اول باید بگوییم تعریف لغوی و اصطلاحی دکترین مهدویت چیست؟ این واژه را می توان با عناوینی چون آموزه ، سیاست ،مکتب، آیین اصول تعریف کرد که مورد پذیرش گروه ، ملت و یا فردی قرار گرفته باشد دکترین را می توان «مجموعه ای از مفاهیم که با تاکید بر صدق خود، مدعی است راهکارهای مناسب را برای بشر در سطوح مختلف زندگی عرضه کرده است و راه برون رفت بشر از مسائل و مشکلات است را بیان می دارد» معرفی کرد.
دکترین ها معتقدند که بهترین راه را برای بهینه سازی حیات بشری در مسائل تئوری و عملی ارائه کرده اند. البته برای دکترین در مسائل سیاسی تعریفی جداگانه از آنچه در سایر علوم وجود دارد موجود است و آن هم قسمتی از عملکرد یک سیاستمدار است که شبیه هیچ یک از رجال سیاسی پیش و بعد از خود نیست و کاملا ابتکاری است مانند دکترین ریگان، ترومن، آیزنهاور و… تعریفی عامتر نیز میتوان از دکترین ارائه کرد و آن هم « مجموعه ای از نظام فکری مبتنی بر اصول خاص است » با موارد بیان شده می توان این نتیجه را گرفت که دکترین مهدویت آن بخشی از این نظریه است که باید عملیاتی شود و این قابلیت را دارا می باشد.
دکترین مهدویت را می توان دیدگاهی دانست که به دارندگان این تفکر (دکترین) قدرت می دهد تا جهان را اداره کنند حال باید نگریست که آیا در مناطق شیعه نشین چنین تفکری وجود دارد که جهان را اداره کنند و یا مناطق مخصوص خود را به درستی می کنند و از این توان استفاده ی لازم به عمل می آید یا خیر؟ اگر این امر به درستی انجام نمی گیرد پر واضح است که مبحث مهدویت هنوز تبدیل به دکترین نشده است مقوله ی مهدویت که ما آن را در این مقاله با دکترین همراه نموده ایم مبحثی همه جانبه است پس نه « دکترین » نه «مکتب» نه « نظام» و نه هیچ واژه ی دیگری بیان گر حق این مقوله (مهدویت) نیست زیرا حضرت مهدی (روحی فداه) مکتبی نو ارائه نخواهد کرد بلکه ایشان اسلام را از شائبه ها دور و از خرافات پاک می گردانند. پس دکترین ها در دل مکتب ها جای دارند پس مکاتب از دکترین ها عامتر هستند و نمی توان مهدویت را یک مکتب خواند. اینگونه می نماید که با توجه به تعابیر موجود از مهدویت که به دست ما رسیده این پدیده که جهانی کاملا منزه را به وجود خواهد آورد حیاتی طیبه برای نوع بشر خواهد بود و شاید لفظ حیات طیبه یک عنوان مناسب برای ای مسئله باشد که هم جنبه ی اسلامی دارد و هم می توان کلیتی را در مورد مهدویت تبیین نماید با تمامی تفسیر بیان شده اگر درجایی دکترین مهدویت را مورد توجه و تکیه قرار می دهند و می دهیم منظور آموزه های راهبردی ویژه ی امام عصر (عج) است که در حوزه های اساسی حیات بشری همچون انسان شناسی، سیاست اقتصاد و حکومت و… ارائه می دهد و همانگونه که گفتیم نوعی ساز وکار آرمانی و قابل تحقق و جهان شمول است که موجب هم زیستی مسالمت آمیز تمامی موجودات خواهد شد . دکترین مهدویت به دلیل آنکه افقی را پیش روی ما میگذارد و ما طبق آن افق باید رو به پیشرفت رفته و از عجز و ضعف و بی تدبیری به شدت اجتناب کنیم دارای رویکردی مذهبی است زیرا در اصل وجود منجی در تمامی ادیان فرق، امری قطعی و انکار ناپذیر است و مسلمین نیز نه تنها از این قاعده مستثنی نبوده و نیستند بلکه گروه شیعه در میان مسلمین معتقد است که این قاعده یعنی مهدویت را می توان به صورت رویکردی برای ساختن جهانی عاری از کژی و ناپاکی ارائه نمود پس می توان گفت دکترین مهدویت به عنوان راهکاری برای بهبود زندگی بشری دارای سابقه ی دینی طولانی مدت است. مهدویت با پشتوانه ی دینی خود می تواند پاسخ گوی نیازهای متعدد بشر امروز و فردا باشد زیرا مبتنی بر فطرت و نگرش جهان شمول است مهدویت که ما اینجا آنرا دکترین مهدویت می خوانیم در عصری کارآمدی بیشتر خود را نشان می دهد که کمونیسم سقوط کرده لیبرال دمکراسی رو به افول است و بزرگان این نظریه پا پس کشیده اند و تاکید بر مباحثی چون جنگ تمدن ها دارند که پر واضح است که پاسخ گوی نیاز بشر امروز نیست و در آینده نیز نخواهد بود پس ما این توان را داریم که با نگاهی سبز و دقیق که جامعیت جهان امروز را در بربگیرد اندیشه ی سبز مهدوی را به صورت دکترین طرح نموده و با توجه به جوانب راهی نو در مقابل افق دید انسان امروز و فردا بگشاییم. البته وقوع ودسترسی به امر مذکور نمی تواند محقق شود مگر آنکه ما توان اینرا داشته باشیم تا مهدویت را از منجلاب خرافات و امور واهی جداکنیم وشاعبه ها را از آن بزداییم و پس از آن بتوانیم مهدویت را تبیین ،تعمیق ونهادینه کنیم البته با توجه به اینکه ما باید در خود این توان را ایجاد نماییم که مهدویت را با توجه به رویکردهای انسان شناسانه و جامعه شناسانه از قوه به فعل درآوریم و آنرا تبدیل به دکترین نماییم تحقق این امر ممکن نخواهد شد مگر با بیانی ساده و همه فهم، زیرا این دکترین که تز اسلام است باید ابتداء همه فهم شود و از حالت انحصاری بیرون آید تا بتوان در مراحل بعدی آنرا برای اجرایی کردن در تمامی عالم به کار بست متاسفانه امروز افرادی این مفهوم بالا را برای مردم به زبانی ساده بیان نمی کنند وبا انحصاری کردن آن مردم را از اصولی راستین دور می نمایند.
والسلام .

خورشید آسمان نبوت

چه شده است ؟ چه خبر است؟ چه اتفاقی افتاده است؟ زمانی که عیسی متولد شد شیاطین از سه آسمان منع شدند ولی امروز از تمامی آسمانها منع شده اند چه شده که بتها همگی به رو افتادند کنگره هـایی از ایــوان کســری فرو ریخت و طاق کسری شکست و چه شده که موبد موبدان خواب دید که شتران عــرب شتـــران عجم را عـقـب رانده اند و از دجله رد شده اند چه شد که علم کائنـــان از بین رفت و سحـــر ساحران باطـــل شد چه شد که ندای قدسی «جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا» سراسر علم وجود را گرفت ؟ چه شد که شیطان در میان اولاد خود فریاد کشید که بر روی زمین بروید و ببینید که چه غوغایی در زمین است؟ بروید و تفحص کنید پس رفتند چیزی نیافتند خود رفت و به جانب حرم روان شد ملائکه در آنجا جمع شده بودند لذا بر او بانگ زدند و او خود را کوچک کرد تا به اندازه ی گنجشگی شد و از جانب کوه حرا وارد شد جبریئل بر او بانگ زد و گفت برگرد ملعون شیطان گفت سوالی از تو دارم، جبرئیل به او گفت بگو شیطان گفت بگو که چه شده است جبرئیل گفت حضرت محمد (ص) به دنیا آمده
شیطان گفت کار من در او اثر دارد؟ پاسخ شنید نه گفت در امت او چطور شنید آری گفت راضی شدم او را نزد جدش ابوطالب بردند و او نیز خداوند را برای این فرزند پاک شکر گذاشت. مگر محمد کیست که اجدادش تا ابراهیم همه از اخیارند از قرار «عدنان» سید و مهتر عرب و سید سلسله ی خود که خداوند به او عطا کرد ۱۰ فرزند را که در میان آنها «معد» نور همایونی پیامبری در جبینش داشت و او را نیز ۴ پسر بود که در میان آنها « نزار» نور پیامبری داشت و نزار هم ۴ پسر داشت که رد میان آنها « مضر» که نام اصلی او « عمرو» بود و مادرش سوده نام داشت نور پدر در صورت داشت و برای ترویج دین ابراهیم تمام جهد خود را انجام داد خداوند او. را به دو ۲ تکریم کرد و که نور پیامبری به «الیاس» رسید و الیاس را ۳ پسربود که در میان آنها نور پیامبری به به عمرو رسید و او نیز ۲ پسر داشت که نور نبوت به « حزیمه» منتقل شد و او نیز ۳ پسر داشت که در میان آنها «کنانه» نور پیامبری داشت و او را نیز ۳ پسر بود در میان فرزندان او نیز به« نضر» رسید و او تنها ۱ پسر داشت به اسم « فهر» که پیامبر گونه بود او ۴ فرزند ذکور داشت که در میان آنها « غالب» نور پیامبری در جبین داشت و غالب۲ پسر داشت که در میان این دو « لوی» نور پیامبری رادر خود داشت و او رانیز ۴ پسر بود که این نور به « کعب » رسید و کعب را نیز ۳ پسر بود که همای پیامبری بر صورت « مره » نمایان بود و نور پیامبری به فرزندش « قصی » رسید که او را ۴ پسر بود که او نیز در میان ۴ فرزند ذکروش نور پیامبری را برای عبد مناف به ارث گذاشت که او دارای ۲ پسر بود و نور پیامبری را هاشم بر جبین داشت که بنی هاشم از نسل اویند از هاشم حضرت «عبدالمطلب» که ۱۰ پسر داشت به دنیا آمد سالار اولاد او عبدالله بود که دارای نشانه های از نبوت بود او همان پدر آخرین انبیاء الهی بود که در جوانی جان به جان آفرین تسلیم نمود و محمد این ستوده عبد خدا را در جهانی پر از ظلمت تنها گذاشت تا رسولی باشد برای عالمیان و امیر باشد برای ارضیان و سمائیان؛ اوست که ختم المرسلین است و صراط مستقیم صاحب قرآن و حدیث فرمانروای قلوب حق خواهان و حق شناسان خار بر چشم نا پاکان او بزرگ پیامبران است و آخرین آنها و کتابش حقی است که تغیر نکند چراغی است که روشنائیش به خاموشی نمی انجامد دارویی است که دردی از خود بر جای نمی نهد.
تولد رسول خاتم ، حضرت محمد مصطفی (ص) را بر تمامی مسلمین تبریک عرض می نماییم

معاونت روابط عمومی و انتشارات گروه المهدی (عج)

کربلای امروز کجاست؟

و هر کس در راه ما جهاد کند (تلاش کند) ما او را به راه خود هدایتش می کنیم.

مسئله ی قیام امام حسین (ع) از موضوعات مهم در جهان اسلام و بشریت است که سر سلسله ی قیامهایی در زمان خود و زمان های بعد از خود شده است اما مسئله ی مهم این است که آیا مقوله ی محرم و عاشورا فقط و فقط مربوط به سالهای جنگ است که ما از عاشورائیان الهام بگیریم و امور خود را سامان ببخشیم یا اینکه در زمان صلح نیز این مکتب کاربردی خواهد بود؟
برای پاسخ به دو سوال بالا می توان جوابهای زیادی نوشت و آنها را بسیار شرح داد و لیکن منظور نگارنده از دو سوال جهت دهی به بحث مورد نظر است مسئله ی قیام امام حسین (ع) که حالت قیام به سیف داشت در دوران جنگ های مکانیزه و تسلیحاتی بسیار موثر بوده و هست و در آینده نیز خواهد بود اما این نه به آن معناست که مکتب حسینی جنگ طلب است و از جنگ و خرابی حمایت می کند و برآن صحه می گذارد ولی جنگ را برای برقراری آرمانهای اسلامی و انسانی مشروع می داند و برای آن راهکار می دهد برای مثال قیام مردم ایران برضد نظام منحوس شاهنشاهی خود از این نمونه است ولی پیرامون سوال دوم و اینکه آیا مکتب شیعه صلحی هم دارد یا نه می توان اینگونه نگاشت که صلح برای شیعه با جرثومه های فساد که سراسردنیا را فرا گرفته اند و هر روز آرامش و آسایش مردم را صلب می کند هرگز امکان پذیر نیست یا بهتر بگوئیم مکتب شیعه با هیچگونه کژی سرسازگاری ندارد و فقط و فقط روزی آرامش خواهد یافت که حضرت صاحب (عج) ظهور نموده و زمین را از هرگونه کژی پاک نماید ولی ظهور این منجی که امروز حسین دوران خود است و باید آماده قیام شود تا نادرستی ها را درست گرداند چگونه میسر می شود. امروز دوباره کربلا ساعت به ساعت اتفاق می افتد و حسین زمان در پرده غیبت از نادرستی ها در رنج است و صدای هل من ناصر ینصرونی او قطع نمی شود او مردم را به کمک فراخواند تا امر خداوند را اجرا نموده و زمین را از عدل و داد پر نماید ولی همانطور که گفته شد این امر بدون شیعیان ناممکن است. ممکن است این سوال در ذهن شما به وجود بیاید که باید چه کنیم آیا باید شمشیر در دست گرفته با کفار و معاندین به جنگ و جهاد برخیزیم یا راهکاری دیگر در پیش روی ماست؟
جنگیدن با کفار و معاندین در صورت امکان و ایجاد اصلاح امری ضروری است ولیکن این مسئله نیاز به دستور نایب یا نایبان امام عصر (عج) دارد اطبعوا الله و اطبعوالرسول والا امر منکم امروز که ولی امر مسلمین حضرت آیت الله خامنه ای (مدظله) دستور داده اند که در جهت تولید علم و نهضت نرم افزاری حرکت صورت پذیرد پس به گونه ای دستور جهادی مقدس را صادر نموده اند که اقتضای زمان و روز است زیرا امروز ما درگیر جنگ های صلیبی و امثال آن نیستیم بلکه ما دچار چاشی هستیم که در محیط های مجازی و غالبا اینترنتی اتفاق می افتد و ما باید در جهتی قدم برداریم تا بتوانیم با اوضاع روز، خود را مطابقت داده و از کیان اسلام و حریم امامت صیانت نماییم ولی چگونه؟
امروز اگر شما نام المهدی را در (موتور جستجوگر اینترنتی)گوگل جستجو کنید با عدد ۱۷۱۰۰۰۰ و با جستجو در (موتور جستجوگر اینترنتی) یاهو با عدد ۲۲۹۰۰۰۰ مواجه خواهید شد این تعداد سایت و وبلاگ وغیره که در محیط اینترنت قرار دارند تماما در جهت خدمت رسانی به آستان مقدس اهل بیت (ع) نیستند بلکه اکثرا در راستای ضربه زدن به این حریم کبریائی می باشند پس امروز بر ماست تا با هماهنگی خود و هم طرازی با این شیا طین از لحاظ بار علمی و استفاده از همان اسلحه ای که برضد ما به کار می گیرند شروع به مبارزه با این جلسومه های فساد نمائیم تا حسین دوران خود را یاری کرده و از تکرار کربلائی که حسین آن بی یار و یاور است جلوگیری نمائیم.

والسلام

جهان در عصور ظهور ۴

بخش دوم: آیات قرآن پیرامون ظهور حضرت مهدی(علیه‌السلام)
فصل اول: خصوصیات حضرت مهدی(علیه‌السلام)

• از نسل امام حسین(علیه‌السلام) است
« وَجَعَلَهَا کَلِمَهً بَاقِیَهً فِی عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ ؛ و این [خدا پرستی و امامت خلق] را در ذریه و نسل‌های بعد از خودش کلمه پاینده قرار داد تا شاید [به سوی خدا] باز گردند.» [۵۹]
جابربن یزید جُعفی می‌گوید: پیرامون این آیه از امام باقر(علیه‌السلام) پرسیدم؟ یابن رسول الله (صلی الله علیه و آله) گروهی می‌گویند: خدای تبارک و تعالی امامت را در فرزندان امام حسن (علیه‌السلام) قرار داده‌ نه امام حسین(علیه‌السلام)؟ حضرت فرمودند: به خدا سوگند آن‌ها دروغ می‌گویند: آیا نشنیده‌اند که خدای تعالی می‌فرماید: « وَجَعَلَهَا کَلِمَهً بَاقِیَهً فِی عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ » که معنای آیه این است: آیا آن [امامت] را جز در فرزندان حسین(علیه‌السلام) قرار داد.؟[۶۰]
در کتاب شریف کمال الدین مرحوم صدوق(ره) روایت است که امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) خطاب به امام حسین(علیه‌السلام) فرمودند: ای حسین! نهمین فرزند تو قائم به حق است. او آشکار کننده دین و گستراننده عدل است.[۶۱]
شایان ذکر است پیرامون این مطلب که امام زمان(علیه‌السلام) فرزند امام حسین(علیه‌السلام) است ۳۰۸ روایت نقل شده.[۶۲]

• زمین به نورش روشن می‌شود
«وَأَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا ؛ و زمین به نور پروردگارش روشن می‌شود»[۶۳]
علی بن ابراهیم در تفسیر خود از امام صادق(علیه‌السلام) درباره این آیه نقل می‌کند که حضرت فرمودند: پروردگار زمین یعنی امام زمین، عرض کردم: هرگاه ظهور کند چه می‌شود؟ فرمودند: در آن صورت مردم از نور آفتاب و نور ماه بی‌نیاز می‌شوند و به نور امام اکتفا می‌کنند.[۶۴]
در آیه ۳۵ سوره نور نیز به این معنا اشاره شده و از وجود پر برکت حضرت مهدی(علیه‌ السلام) به «نور» تعبیر شده، آنجا که امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) درباره آیه «یَهدی الله بنوره من یشاء»[۶۵] فرمودند: مراد از نوری که خداوند به وسیله آن هر که را بخوهد هدایت می‌کند «مهدی» است.[۶۶]
همچنین این معنای روشنگری و فروزان بودن در آیه دوم سوره «لیل» به [امام زمان (علیه‌السلام) تأویل گردیده آنجا که خداوند می‌فرماید: «والنهار اذا تجلّی؛[۶۷] قسم به روز هنگامیکه عالم را به ظهور خود روشن می‌سازد.»
و شاید مراد از این آیات آن است که خورشید وجود حضرت مهدی(علیه‌السلام) از پشت ابر غیبت بیرون می‌آید و مردم از برکات وجودی او، و حتی از دیدار رخ زیبای او بهره‌مند می‌گردند، و عالمیان چنان شیفته و دلباخته او ‌شوند که از تمام زیبایی‌ها و دلربائی‌های دنیا بی‌نیاز ‌گردند و زمین به نور معرفت و عشق به بقیه الله(علیه‌السلام) روشن می‌شود.

• نعمت باطنی خدا
«وَأَسْبَغَ عَلَیْکُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَهً وَبَاطِنَهً ؛ [خداوند] نعمت‌های ظاهری و باطنی خود را به طور فراوان بر شما ارزانی داشته».[۶۸]
ابن بابویه نقل می‌کند که از حضرت موسی بن جعفر (علیهماالسلام) درباره این آیه سؤال شد، آن حضرت فرمودند: نعمت ظاهری امام ظاهر است، و نعمت باطنی امام غایب می‌باشد، به آن جناب عرضه شد: آیا در امامان کسی هست که غایب شود؟ امام فرمودند: آری! امامی که از دیدگان مردم غایب می‌شود، ولی یاد او از دل‌های مؤمنین غایب نمی‌گردد حجت دوازدهم است.[۶۹]

• حقیقتی انکار ناپذیر
« وَالسَّمَاء ذَاتِ الْبُرُوجِ ؛ سوگند به آسمان که دارای برج‌های باعظمت است.»
ابن عباس نقل می‌کند، که پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) فرمودند: ذکر خداوند عزوجل عبادت است، و یاد من و یاد علی(علیه‌السلام) هم عبادت است، و یاد امامانی که فرزند علی (علیه‌السلام) هستند عبادت است، قسم به آن خدایی که مرا به نبوت برانگیخت و بهترین مخلوقات قرار داد، وصی من بهترین اوصیاء و او حجّت خدا بر بندگانش و خلیفه او بر خلقش می‌باشد و فرزندانش امامان هدایتگر بعد از او می‌باشند، خداوند به خاطر آن‌ها اهل زمین را عذاب نمی‌کند و به خاطر آنان آسمان را نگه می‌دارد، که جز به اذن او بر زمین خواهد افتاد، به سبب آن‌ها کوه‌ها بر جایشان استوارند و بر بندگان خدا باران می‌بارد و گیاهان از زمین می‌رویند.
آنان اولیای خدا و خلفای راستین من هستند، شماره ایشان همان تعداد ماه‌های سال است که دوازده نفر می‌باشند.
آنگاه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) این آیه را تلاوت کردند: « وَالسَّمَاء ذَاتِ الْبُرُوجِ »و فرمودند: ای ابن عباس! آیا چنین می‌پنداری که خداوند به آسمان دارای برج‌ها سوگند یاد کند و منظورش همان آسمان و برج‌های آن باشد؟ عرض کردم یا رسول الله! معنای آن چیست؟ فرمودند:اما آسمان من هستم، و اما برجها؛ امامان بعد از من هستند که اولشان علی(علیه‌السلام) و آخرینشان مهدی(صلوات الله علیهم اجمعین) است».[۷۰]
در آیه اول سوره فجر نیز خداوند تبارک و تعالی به وجود حضرت بقیه الله قسم یاد می‌کند و «والفجر» به حضرت مهدی(علیه‌السلام) تأویل شده[۷۱] در ابتدای سوره عصر نیز خداوند به زمان ظهور حضرت مهدی(علیه‌السلام)سوگند یاد می‌کند.[۷۲]
از تمامی این مطالب و آیاتی که خداوند به خود امام زمان(علیه‌السلام) یا به عصر ظهور ایشان قسم یاد می‌کند به این نکته پی می‌بریم که در حقانیت وجود حضرت مهدی(علیه‌ السلام) و ظهور ایشان هیچ تردید و شکی نیست و حضرتش حقیقتی انکار ناپذیر است.

• نیرومندترین عالمیان
«قَالَ لَوْ أَنَّ لِی بِکُمْ قُوَّهً أَوْ آوِی إِلَى رُکْنٍ شَدِیدٍ ؛ [لوط] گفت: ای کاش در برابر شما قدرتی داشتم یا تکیه‌گاه و پشتیبان محکمی در اختیارم بود.»[۷۳]
از امام صادق(علیه‌السلام) نقل شده که فرمودند: اینکه لوط به قومش گفت:[ لَوْ أَنَّ لِی بِکُمْ قُوَّهً أَوْ آوِی إِلَى رُکْنٍ شَدِیدٍ ] مقصودش جز این نبود که نیروی قائم(علیه‌السلام) را داشتم [زیرا نیروی حضرت آن چنان است که هیچ کس یارای جنگیدن و مقابله با او را ندارد] و رکن شدید یاران آن حضرت هستند که هر یک از آن‌ها قوت چهل مرد را دارد و دلشان از کوه آهن محکم‌تر است…»[۷۴]
درباره قدرت و نیروی حضرت مهدی(علیه‌السلام) از امام رضا(علیه‌السلام) نقل است که فرمودند: هنگامی که قائم(علیه‌السلام) ظهور کند جسمی قوی و نیرومند دارد به طوری که اگر دست بر بزرگترین درخت زمین بزند آن را از جا می‌کند واگر بین کوه‌ها فریاد بزند صخره‌هایش از جا کنده شود و فرو ریزد.[۷۵]

• صراط مستقیم
«فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحَابُ الصِّرَاطِ السَّوِیِّ وَمَنِ اهْتَدَى ؛ پس به زودی خواهید دانست که [ما و شما] کدامیک اهل راه مستقیم هستیم و چه کسی هدایت شده است.»[۷۶]
امام موسی بن جعفر (علیه‌السلام) فرمودند: از پدرم درباره این آیه: [فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحَابُ الصِّرَاطِ السَّوِیِّ وَمَنِ اهْتَدَى] سؤال کردم. پدرم فرمودند: راه مستقیم همان حضرت قائم(علیه‌السلام) است، و هدایت شده کسی است که از او اطاعت کند.[۷۷]
در آیات دیگری از قرآن[۷۸] هم به این مطلب اشاره گردیده که منظور از هدایت شدن انسان‌ها همان اطاعتشان نسبت به چهارده معصوم (علیهم‌السلام) است و هدایت شده و رستگار کسی است که مطیع محض پیامبر و خاندان او باشد. ناگفته نماند که اطاعت از این انوار مقدس همان اطاعت و پیروی از حضرت حق است: «من اطاعکم فقد اطاع الله»[۷۹]

• تعهد انبیاء به ولایت مهدی(علیه‌السلام)
«وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَى آدَمَ مِن قَبْلُ فَنَسِیَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا ؛ و به راستی که ما از پیش به آدم سفارشی کردیم پس او فراموش کرد و برایش عزم و تصمیم پایداری نیافتیم.»[۸۰]
از امام باقر(علیه‌السلام) درباره این آیه چنین نقل شده که فرمودند: خداوند از پیامبران پیمان گرفت و فرمود: آیا من پروردگارتان نیستم؟ گفتند: چرا، [سپس خداوند فرمود] این محمد(صلی الله علیه و آله) رسول من و علی(علیه‌السلام) امیرالمؤمنین است و جانشینان پس از او والیان امر من و گنجینه‌های علم من هستند و مهدی(علیه‌السلام) کسی است که به وسیله او دینم را یاری می‌کنم و دولتم را به وسیله او آشکار می‌سازم به او از دشمنانم انتقام می‌گیرم و به وسیله او عبادت می‌شوم. [سپس پیامبران] گفتند: پروردگارا [به این مطالب] اقرار کردیم و شهادت دادیم.
ولی آدم(علیه‌السلام) نه انکار کرد و نه اقرار نمود، پس منصب اولوالعزمی برای پنج تن از پیامبران به جهت حضرت مهدی(علیه‌السلام) [و اقرار به مقام ایشان] ثابت شد، و به آدم که عزمی در اقرار نبود [این مقام عطا نشد]. و این است معنای قول خداوند تبارک و تعالی که فرمود: «وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَى آدَمَ مِن قَبْلُ فَنَسِیَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا »[۸۱]

• دعایش مستجاب است
« أَمَّن یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَکْشِفُ السُّوءَ وَیَجْعَلُکُمْ خُلَفَاء الْأَرْضِ ؛ [آیا بتهایی که معبود شما هستند بهترند] یا کسی که دعای مضطر را اجابت می‌کند و گرفتاری را برطرف می‌سازد و شما را خلفای زمین قرار می‌دهد.»[۸۲]

از امام صادق(علیه‌السلام) در باره این آیه شریفه روایت شده که حضرت فرمودند: این آیه درباره قائم آل محمد(صلی الله علیه و آله) نازل شده، به خدا سوگند اوست آن مضطری که در مقام ابراهیم دو رکعت نماز می‌گذارد و به سوی خداوند دعا می‌کند، پس [خداوند] او را اجابت نماید و ناراحتی [او] را برطرف سازد و او را خلیفه [خود] در زمین قرار دهد و این آیه قرآن از اموری است که تأویلش بعد از تنزیلش خواهد بود.[۸۳]

• اوج درخشندگی ولایت امیرالمؤمنین(علیه‌السلام)
«وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا ؛ سوگند به خورشید و اوج درخشندگیش». [۸۴]
امام صادق(علیه‌السلام) درباره این آیه فرمودند: «شمس» ، امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) است و «اوج درخشندگی خوشید» قیام حضرت قائم(علیه‌السلام) است.[۸۵]
نظر به اینکه در زمان امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) امامان ظلم و جور زمام امور را به دست گرفتند و بر مسند خلافت تکیه زدند و با سیاهی خود قصد پوشاندن نور ولایت علوی را داشتند، در زمان ظهور حضرت ولی عصر(علیه‌السلام) حقانیت ولایت امیرالمؤمنین(علیه السلام) بر همگان ثابت خواهد شد و نور ولایت، زمین را روشن می‌کند و مردم به مودّت و محبّت پیامبر (صلی الله علیه و آله) دینشان را می‌شناسند و به سوی خدا هدایت می‌شوند.

• ستاره‌ای درخشان در تاریکی
«فَلَا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ الْجَوَارِ الْکُنَّسِ ؛ سوگند به ستارگانی که باز می‌گردند، حرکت می‌کنند و از دیده‌ها پنهان می‌شوند».[۸۶]
امام باقر(علیه‌السلام) درباره این آیه فرمودند: «خُنَّس؛ امامی است که در سال دویست و شصت از مردم پنهان می‌شود به طوری که مردم از احوال او بی‌اطلاع می‌مانند، سپس مانند ستاره‌ای تابناک در شب تار آشکار می‌گردد».[۸۷]
حضرت علی بن موسی الرضا(علیه‌السلام) نیز در توصیف و تعریف امام می‌فرمایند: امام ستاره‌ای است راهنما در شدت تاریکی‌ها و رهگذر شهرها و کویرها و گرداب دریاها.[۸۸]
شاید مراد حضرت رضا(علیه‌السلام) این باشد که: چنانکه از قدیم‌الایام مردم در بیابان‌ها و راه‌های طولانی به وسیله ستارگان آسمان راه را از بیراهه پیدا می‌کردند در بیابان تاریک دنیا نیز امامان معصوم(علیهم‌السلام) چراغ پر فروغ هدایت بشر می‌باشند و مردم به وسیله این ذوات مقدس راه خدا را پیدا می‌کنند و به سر منزل مقصود نائل می‌شوند.

ادامه دارد …

جهان در عصور ظهور ۳

فصل دوم: احوال گوناگون و حوادث مختلف عصر غیبت

« لَتَرْکَبُنَّ طَبَقًا عَن طَبَقٍ ؛ البته که شما احوال گوناگون و حوادث مختلف خواهید یافت». [۳۱]

سدیر صیرفی از امام صادق(علیه‌السلام) پیرامون این آیه نقل می‌کند که حضرت فرمودند: «قائم ما را غیبتی است که مدت آن به طول می‌انجامد سؤال کردم چرا یابن رسول الله؟ فرمودند: زیرا که خداوند عزوجل می‌خواهد سنت‌های پیغمبران را در غیبت‌هایشان بر او نیز جاری سازد که خداوند فرمودند: «البته که شما احوال گوناگون و حوادث مختلف خواهید یافت «یعنی سنت‌های آنانی که پیش از شما بوده‌اند [بر شما هم جاری می‌شود].»[۳۲]

همانگونه که در غیبت پیامبرانی همچون ابراهیم(علیه‌السلام)، الیاس، موسی و سلیمان (علیهم‌السلام) مردم دچار سختی، امتحان و گمراهی می‌شدند و حتی عده‌ای منکر ایشان می‌گشتند و دین جدیدی می‌آوردند.[۳۳] در زمان غیبت کبری نیز سنت‌های پیامبران در غیبت‌هایشان بر مردم عصر غیبت حضرت مهدی(علیه‌السلام) جاری شود و مردم دچار طوفان حوادث و ناملایمات می‌گردند.

همانگونه که در غیبت پیامبرانی همچون ابراهیم(علیه‌السلام)، الیاس، موسی و سلیمان (علیهم‌السلام) مردم دچار سختی، امتحان و گمراهی می‌شدند و حتی عده‌ای منکر ایشان می‌گشتند و دین جدیدی می‌آوردند.[۳۳] در زمان غیبت کبری نیز سنت‌های پیامبران در غیبت‌هایشان بر مردم عصر غیبت حضرت مهدی(علیه‌السلام) جاری شود و مردم دچار طوفان حوادث و ناملایمات می‌گردند.

الف) عقاید مردم در عصر غیبت

• مکاران دل‌های مردم را از مهدی(علیه‌السلام) برمی‌گردانند

«وَإِن کَانَ مَکْرُهُمْ لِتَزُولَ مِنْهُ الْجِبَالُ ؛ هر چند مکرشان چنان باشد که کوه‌ها را از جا برکند.»[۳۴]

در امالی شیخ طوسی از امام صادق(علیه‌السلام) نقل شده که فرمودند: «تقوا پیشه کنید و از امامانتان اطاعت و پیروی نمایید آنچه آن‌ها می‌گویند شما نیز همان را بگویید و از آنچه لب بستند شما نیز خاموش بمانید که شما تحت تسلط کسانی هستید که خداوند تعالی درباره آن‌ها فرموده: «وَإِن کَانَ مَکْرُهُمْ لِتَزُولَ مِنْهُ الْجِبَالُ [از مکر آن‌ها کوه‌ها جابه‌جا می‌شود] پس تقوا و خداترسی را پیشه سازید که شما در حال هدنه [احتیاط و تقیه] هستید»[۳۵] در مکان دیگر فرمودند: «به درستی که از مکر بنی عباس نسبت به قائم (علیه‌السلام) دل‌های مردم از جای کنده می‌شود [و اعتقاد مردم نسبت به مهدی زائل می‌گردد]. [۳۶]

شاید این روایت اشاره به سیاست‌های مکارانه بنی عباس دارد که از اواسط قرن دوم هجری با معرفی مهدی‌های دروغین و مفتی تراشی سعی در انحراف افکار عمومی بویژه شیعیان از شخص حضرت مهدی(علیه‌السلام) داشتند تا علاوه بر این‌که مردم را از اطراف ائمه معصومین (علیهم السلام) دور سازند و آنان را در انزوا قرار دهند به وسیله این مسئله به منافع سیاسی خود نیز نائل آیند چنانچه در تاریخ می‌بینیم از سال ۱۳۲ هجری قمری به بعد که حکومت عباسیان آغاز می‌شود ظهور مهدی‌های دروغین اوج می‌گیرد به طوری که عده‌ای از خلفای عباسی خود یا فرزندانشان را مهدی معرفی می‌کردند.

• اختلاف مردم درباره اعتقاد به او

«یَسْتَعْجِلُ بِهَا الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِهَا وَالَّذِینَ آمَنُوا مُشْفِقُونَ مِنْهَا وَیَعْلَمُونَ أَنَّهَا الْحَقُّ أَلَا إِنَّ الَّذِینَ یُمَارُونَ فِی السَّاعَهِ لَفِی ضَلَالٍ بَعِیدٍ ؛ کسانی‌که به آن ساعت ایمان ندارند درباره آن شتاب می‌کنند [از روی تمسخر] ولی آن‌ها که ایمان آورده‌اند پیوسته از آن هراسانند و می‌دانند که آن روز بر حق است آگاه باشید کسانیکه در آن ساعت تردید می‌کنند در گمراهی عمیق هستند».[۳۷]

مفضل بن عمر نقل می‌کند که امام صادق(علیه‌السلام) به من فرمودند: ای مفضل! اهل عراق این آیه را چگونه می‌خوانند؟ عرضه داشتم آقای من کدام آیه را، فرمود قول خدای تعالی «یستعجل بها الذین لا یؤمنون بها و…» عرض کردم آقای من همینطور می‌خوانند. حضرت فرمودند: وای بر تو!‌ می‌دانی که معنای این آیه چیست؟ عرض کردم: خدا و رسول و فرزند رسول او بهتر می‌دانند.

حضرت فرمودند: بخدا سوگند [معنای این آیه] جز قیام حضرت قائم(علیه‌السلام) نیست پس چگونه کسی که به آن ایمان ندارد عجله می‌کند، به خدا سوگند جز مؤمنان نسبت به آن عجله نکنند.[۳۸]

• سرگردانی مردم در تشخیص حق

«أَفَمَن یَهْدِی إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَن یُتَّبَعَ أَمَّن لاَّ یَهِدِّیَ إِلاَّ أَن یُهْدَى فَمَا لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ ؛ آیا آنکه خلق را به راه حق رهبری می‌کند سزاوارتر به پیروی است یا آن‌کس که خود هدایت نمی‌شود مگر هدایتش کنند؟! شما را چه می‌شود چگونه قضاوت باطل می‌کنید».[۳۹]

نعمانی در کتاب غیبت خود پیرامون این آیه از امام صادق(علیه‌السلام) چنین نقل می‌کند:

شخصی [به نام عبدالرحمان بن مسلمه جریری] به امام صادق(علیه‌السلام) گفت: [مخالفین] ما را توبیخ و سرزنش می‌کنند و دروغگو می‌شمارند به خاطر این‌که می‌گوییم: [قبل از ظهور] دو صیحه خواهد بود، آن‌ها می‌گویند: از کجا معلوم می‌شود که کدام حقیقت است و کدام باطل؟ حضرت فرمودند: در پاسخ آن‌ها چه می‌گویید؟

عرض کردم: چیزی در رد آن‌ها نمی‌گوییم: فرمودند: بگویید کسی که از قبل به آن ایمان داشته باشد آن را تصدیق خواهد کرد، همانا خدای عزوجل می‌فرماید: « أَفَمَن یَهْدِی إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَن یُتَّبَعَ أَمَّن لا یَهِدِّیَ إِلاَّ أَن یُهْدَى فَمَا لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ »[۴۰]

عبدالله بن سنان از امام صادق(علیه‌السلام) روایت می‌کند که فرمودند: [در ایام قبل از ظهور] اهل زمین [تمام اهل زمین هر کدام به زبان خود]می‌شنوند صدایی از آسمان بلند است که می‌گوید: آگاه باشید که حق با علی بن ابی طالب(علیه‌السلام) و شیعیان اوست، ایمان می‌آورند و چون فردای آن روز شود ابلیس در آسمان بالا رود تا جایی که از چشم زمینیان مخفی گردد آنگاه فریاد زند: حق با ابن عفّان و پیروان اوست که او مظلوم کشته شد، خونش را مطالبه کنید آنگاه حضرت فرمودند: پس در آن هنگام خداوند مؤمنان را با قول ثابت بر حق استوار می‌سازد که همان ندای اول صحیح است ولی آن‌ها که در دلشان مرض هست – که به خدا قسم آن مرض دشمنی ما است – در شک می‌افتند، در آن هنگام از ما دوری جویند و به ما اهانت کنند [سرگردان می‌شوند و به سوی ضلالت ره می‌پویند].[۴۱]

• قساوت دل‌های مردم

«وَلَا یَکُونُوا کَالَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ مِن قَبْلُ فَطَالَ عَلَیْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَکَثِیرٌ مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ؛ و نباشند همچون کسانی که از پیش کتاب آسمانی بر ایشان آمد پس دوران طولانی بر آن ها گذشت و دلهایشان قساوت گرفت و بسیاری از آنان فاسق شدند.»[۴۲]

نعمانی در کتاب غیبه خود درباره این آیه از امام صادق(علیه‌السلام) نقل می‌کند که حضرت فرمودند: این آیه که در سوره حدید است [آیه بالا] درباره ا هل زمان غیبت نازل شده است، در ادامه فرمودند: همانا منظور از «اَمَد» دوران غیبت است [که به خاطر طولانی شدن آن دل‌های مردم قساوت می‌گیرد و بسیاری از مردم فاسق می‌شوند].[۴۳]

• انکار و تکذیب امام زمان (علیه‌السلام)

«بَلْ کَذَّبُوا بِالسَّاعَهِ وَأَعْتَدْنَا لِمَن کَذَّبَ بِالسَّاعَهِ سَعِیرًا؛ بلکه این کافران آن ساعت را تکذیب کردند و ما برای کسانی که آن ساعت را تکذیب کنند آتش دوزخ را مهیا ساختیم».[۴۴]

مرحوم شیخ صدوق(ره) در کتاب شریف «کمال الدین» از حضرت سجاد(علیه‌السلام) چنین نقل می کند که فرمودند: «قائم ما دو غیبت دارد یکی طولانی‌تر از دیگری [اشاره به غیب صغری و کبری] … که غیبت دوم آنقدر طول خواهد کشید که تا اینکه بیشتر گروندگان به این امر از او برخواهند گشت [او را تکذیب می‌کنند و می‌گویند اصلا متولد نشده] پس بر آن اعتقاد [اعتقاد به وجود امام زمان(علیه‌السلام)] ثابت نمی‌مانند مگر کسی که یقینش قوی و معرفتش صحیح باشد و نسبت به ما اهل بیت تسلیم باشد».[۴۵]

در روایات زیادی بیان شده که مراد از ساعت در آیات قرآن روز قیامت است و در بعضی از روایات نیز مراد از ساعت را امام زمان(علیه‌السلام) معرفی کرده‌اند. مثلاً امام صادق(علیه‌السلام) فرمودند: مراد از ساعت در آیات «یسئلونک عن الساعه ایان مرساها»[۴۶] یا «وعنده علم الساعه»[۴۷] و یا «فهل ینظرون الا الساعه ان تأتیهم بغته»[۴۸] و «و ما یدریک لعل الساعه قریب»[۴۹] و همچنین «الا ان الذین یمارون فی الساعه لفی ظلال بعید»[۵۰] حضرت مهدی(علیه‌السلام) می‌باشد [ که از بس غیبت او طولانی می‌شود مردم درباره او جدال می‌کنند].

و می‌گویند: قائم(علیه‌السلام) کی متولد شده؟ چه کسی او را دیده؟ در کجاست؟ و چه زمانی ظاهر می‌گردد؟[۵۱]

ب) کشته شدن مستکبران و ستمگران در عصر غیبت

• کشتار بی سابقه مردم
«فَاخْتَلَفَ الْأَحْزَابُ مِن بَیْنِهِمْ فَوَیْلٌ لِّلَّذِینَ کَفَرُوا مِن مَّشْهَدِ یَوْمٍ عَظِیمٍ؛ حزب‌ها و گروه‌ها از میان خود اختلاف کردند، پس وای بر کافران از دیدن روزی بزرگ».
در تفسیر عیاشی از امام باقر(علیه‌السلام) روایت است که فرمودند: «قبل از ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) سالی است که در هر یک از سرزمین‌های عرب اختلاف خواهد بود، و به راستی اهل شام نیز با هم اختلاف کنند، پس سفیانی و همدستانش خروج کنند و بر گروهی از اختلاف کنندگان پیروز شوند و چنان کشتاری راه بیندازند که هیچ کشتاری بمانند آن نبوده باشد و مردی از گروه مغلوب سفیانی متواری می‌شود و به دمشق می‌آید پس او و همراهانش را نیز به طوری می‌کشند که کسی را آنطور نکشته باشند و این است معنی قول خداوند که می‌فرماید: « فَاخْتَلَفَ الْأَحْزَابُ مِن بَیْنِهِمْ فَوَیْلٌ لِّلَّذِینَ کَفَرُوا مِن مَّشْهَدِ یَوْمٍ عَظِیمٍ؛ ».[۵۲]

• ظالمین به خاندان پیامبر(علیهم‌السلام) کشته می‌شوند.
«وَقَضَیْنَا إِلَى بَنِی إِسْرَائِیلَ فِی الْکِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ فِی الأَرْضِ مَرَّتَیْنِ وَلَتَعْلُنَّ عُلُوًّا کَبِیرً فَإِذَا جَاء وَعْدُ أُولاهُمَا بَعَثْنَا عَلَیْکُمْ عِبَادًا لَّنَا أُوْلِی بَأْسٍ شَدِیدٍ فَجَاسُواْ خِلاَلَ الدِّیَارِ وَکَانَ وَعْدًا مَّفْعُولاً؛ و به بنی اسرائیل در کتاب خبر دادیم که البته شما دوبار در زمین فساد بزرگی خواهید کرد و تسلط و سرکشی سخت و ظالمانه‌ای مرتکب می‌شوید. پس هرگاه نوبت نخستین انتقام فرا رسد بندگان نیرومند و جنگجوی خویش را بر شما برمی‌انگیزیم تا آن‌جا که درون خانه‌هایتان را نیز جستجو کنند و این وعده حتمی خواهد بود».[۵۳]

مرحوم کلینی در روضه کافی از امام صادق(علیه‌السلام) درباره این آیه چنین نقل می‌کند که فرمودند: «[مراد از دو فساد بزرگ در زمین] یکی کشتن علی بن ابی‌طالب (علیه‌السلام) بود و دوم ضربت زدن به امام حسن (علیه‌السلام) و مراد از تسلط و سرکشی سخت و ظالمانه این قوم، کشته شدن امام حسین(علیه‌السلام) است و هرگاه نوبت نخستین انتقام از این قوم ظالم فرا رسد، خداوند پیش از قیام قائم(علیه‌السلام) قومی را برمی‌انگیزد که هیچ مسئول خونی از آل محمد(علیهم‌السلام) باقی نگذارند جز اینکه او را بکشند و این وعده حتمی خواهد بود.»[۵۴]

ممکن است دو شبهه در مطالعه آیه فوق برای خوانندگان پیش آید:

• اول: اینکه آیات مورد بحث درباره بنی اسرائیل است و به وقایع کربلا و یا کشته شدن امیرالمؤمنین (علیه السلام) چه ربطی دارد؟ در جواب می‌گوییم: باید دانست که آیات قرآن ظاهر و باطنی دارد شاید این معنا که در حدیث فوق آمده مربوط به باطن آیات باشد و یا ممکن است «بنی اسرائیل» کنایه باشد از امت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) و یا مراد آن است که همانطور که در بنی اسرائیل این حوادث و ظلم‌ها روی داده در امت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) نیز پدیدار شود چنانکه در احادیث زیادی این معنا وارد شده که همه آنچه در امت‌های پیشین واقع شده در این امت نیز واقع خواهد شد.[۵۵]

• دوم: در سال‌های قبل از ظهور فرزندان ظالمین و قاتلین خانواده پیامبر (صلی الله علیه و آله) زندگی می‌کنند نه خودشان پس چگونه خداوند گروهی را برمی‌انگیزد که آن‌ها را به خاطر ظلم‌ها و قتل‌های پدرانشان بکشند؟ امام صادق(علیه‌السلام) در حدیثی این سؤال را پاسخ گفتند و فرمودند: هر کسی که به فعل و کرده گروهی راضی باشد با آن گروه محشور می‌شود و در فعل آن‌ها شریک است، از این رو فرزندان قاتلین اهل بیت (علیهم‌السلام) که به فعل اجداد و آباء خود راضی هستند به عذاب آن‌ها معذب خواهند گشت.

ج) نزول عذاب در عصر غیبت

• عذاب جهت امتحان مردم
« وَلَنُذِیقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذَابِ الْأَدْنَى دُونَ الْعَذَابِ الْأَکْبَرِ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ؛ و به درستی که به آنان از عذاب نزدیک [عذاب این دنیا] پیش از عذاب بزرگ [آخرت] می‌چشانیم، تا مگر به سوی خدا بازگردند».[۵۶]
از حضرت امام صادق(علیه‌السلام) در معنای این آیه روایت است که: «عذاب ادنی» قحطی و خشکسالی است، و «عذاب اکبر» خروج قائم(علیه‌السلام) با شمشیر در آخرالزمان است.البته این عذاب اکبر که به خروج و قیام حضرت مهدی(علیه‌السلام) تفسیر شده است در مورد ظالمان و مستکبران است که جهان را در عصر غیبت از ظلم و جنایات لبریز کرده‌اند.

درباره عذاب ادنی که به جهت امتحان مردم در عصر غیبت نازل می‌گردد به طور کلی سه احتمال در روایات وجود دارد: ۱ـ مراد از عذاب ادنی عذابی است که در قبر و در عالم برزخ در انتظار ظالمان است که این عذاب در مقابل خروج از قبر و معذب شدن آن‌ها به شمشیر عدالت امام زمان (علیه السلام) ناچیز‌تر می‌باشد. ۲ـ مراد از عذاب ادنی آن‌چنان که در کتاب «تأویل‌ الآیات» آمده است گرانی نرخ‌ها قبل از ظهور می‌باشد. ۳ـ مراد از آن قحطی و خشکسالی قبل از ظهور است همچنان که در روایت فوق آوردیم.

• عذاب جهت مؤاخذه گنه کاران

«لِّنُذِیقَهُمْ عَذَابَ الْخِزْیِ فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا؛ تا عذاب خوارکننده‌ای را به ایشان در زندگی دنیا بچشانیم».[۵۷]

محمد ابن ابراهیم نعمانی در کتاب غیبت خود می‌گوید: ابو بصیر از امام صادق(علیه‌السلام) سؤال کرد: «مراد از عذاب خوار کننده در زندگی دنیا چیست؟ حضرت فرمودند: «ای ابوبصیر! کدام خواری از این بدتر می‌شود که مرد در خانه‌اش در کنار برادران و میان زن و فرزند خود نشسته باشد که ناگهان خاندان او گریبان‌هایشان را چاک زنند و فریاد برکشند، مردم بپرسند این سر و صدا چیست؟ در جواب گفته شود: فلانی همین حالا مسخ شد و از صورت آدمیان برگشت. روای گوید: عرضه داشتم: این پیش از قیام حضرت قائم(علیه‌السلام) خواهد بود یا بعد از آن؟ فرمودند: قبل از قیام حضرت مهدی(علیه‌السلام) خواهد بود.»[۵۸]

ادامه دارد…

جهان در عصور ظهور ۲

بخش اول: آیات قرآن پیرامون عصر غیبت حضرت مهدی(علیه‌السلام)
فصل اول: ویژگی‌های منتظران واقعی در عصر غیبت
الف) مقام و منزلت:
«الم ذَلِکَ الْکِتَابُ لاَ رَیْبَ فِیهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِینَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلاهَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ ؛ این کتاب که هیچ تردیدی در آن نیست روشن گر راه پرهیزکاران است. آنان که به غیب ایمان آورند و نماز را برپای دارند و از آنچه به ایشان روزی دادیم انفاق می‌کنند.» [۱۲]
جابر بن عبدالله انصاری پیرامون تفسیر این آیه از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) چنین روایت می‌کند که آن حضرت فرمودند: «خوشا به حال صبرکنندگان در زمان غیبت او [مهدی] و خوشا به حال کسانیکه بر محبت او پابرجا می‌مانند آنها کسانی هستند که خداوند در کتاب خویش چنین توصیفشان کرده و فرموده: «الذین یؤمنون بالغیب..». سپس آن حضرت فرمودند: «آنان حزب خدایند و آگاه باشید که حزب خداوند پیروز است.»[۱۳]
و در روایتی از امام صادق(علیه‌السلام) نیز آیه شریفه فوق به منتظران حضرت ولی عصر (علیه‌السلام) در عصر غیبت تفسیر شده است.[۱۴]
با توجه به روایاتی که گذشت می‌توان سه ویژگی مهم منتظران را علاوه بر مقام و منزلت آنها از آیه مبارکه فوق استفاده نمود که آنها عبارتند‌ از:
۱٫ اعتقاد و ایمان راستین به امام زمان (علیه‌السلام)
۲٫ بر پا داشتن و اهمیت دادن به نماز.
۳٫ انفاق و بخشش به فقیران و مستمندان.

ب) صبر و ارتباط قلبی
«یا اَیُّهاالَّذِینَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ ؛ ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! صبر کنید و در برابر دشمنان پایدار باشید و از مرزهای خود مراقبت کنید و از خدا بپرهیزید [تقوی و خدا ترسی را پیشه سازید] شاید که رستگار شوید.»[۱۵]
نعمانی در کتاب غیبه خود از امام باقر (علیه‌السلام) نقل می‌کند که درباره این آیه فرمودند: «که صبر کنید بر ادای فرایض و در مقابل دشمنان پایداری کنید و با امامتان که انتظارش را می‌کشید مرابطه نمایید.»[۱۶]
«مرابطه» در لغت به معنای مراقبت از مرزها و بستن و محکم کردن آمده است و شاید مراد از «مرابطه» در این آیه شریفه ا ین باشد که منتظر واقعی در عصر غیبت از خانه دل در مقابل غیر امام زمان مراقبت می‌نماید و سرزمین پنهاور قلبش را محل عشق و علاقه امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) می‌گرداند و دل را به حضرت مهدی (علیه‌السلام) پیوند می‌دهد.
احتمال دیگری که در باره لغت «مرابطه» وجود دارد این است که رابطه با امام (علیه‌السلام) یعنی خود را به رشته ولایت او بستن و بر خدمت و پیروی و یاری او گردن نهادن، و این یکی از ارکان ایمان است که آدمی خود را به امام خویش مربوط سازد و از او جدا نشود.[۱۷]

ج) اطاعت محض
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَطِیعُواْ اللّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِی الأَمْرِ مِنکُمْ ؛ای کسانی که ایمان آورده‌اید اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید پیامبر و اولی الامر از خودتان را».[۱۸]
جابر بن عبدالله انصاری می‌گوید هنگامی‌که پروردگار این آیه را بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نازل فرمود عرض کردم یا رسول الله؛ خدا و رسول را شناختیم، «اولی الامر» که خداوند اطاعتشان را به اطاعت تو مقرون ساخته چه کسانی هستند؟
حضرت فرمودند: «آنان خلفای من و ائمه مسلمانان پس از من می‌باشند. اول آنها علی بن ابی‌طالب و … [آخرینشان] حجت خدا در زمین و بقیه الله بر بندگانش است آنکه خدای تعالی مشرق و مغرب زمین را به دستان او فتح می‌کند. آنکه از شیعیان و دوستانش غیبتی خواهد داشت که در زمان غیبتش بر اعتقاد به امامتش ثابت نمی‌ماند مگر کسی که خداوند دلش را برای ایمان آزمایش کرده باشد».[۱۹]
از این آیه شریفه درمی‌یابیم که منتظران واقعی امام زمان(علیه‌السلام) کسانی هستند که در عصر غیبت مطیع بی چون و چرای حضرت هستند و همیشه به دنبال کسب رضایت خاطر آن عزیز می‌باشند. که البته این اطاعت با پیروی همه جانبه از آیات نورانی قرآن و فرامین و دستورات ائمه معصومین (علیهم‌السلام) محقق خواهد شد.

د) امتحانات بسیار دشوار
«وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِّنَ الْخَوفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمَوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ ؛ ما شما را به چیزی از قبیل ترس و گرسنگی و کاهشی در اموال و جان‌ها و محصولات می‌آزمائیم و مژده بده به آن‌ها که شکیبا و ثابت قدم هستند.»[۲۰]
محمد بن مسلم می‌گوید: امام جعفر صادق(علیه‌السلام) در تفسیر این آیه فرمودند: «پیش از آمدن قائم (علیه‌السلام) علامت‌هایی برای امتحان مؤمنین خواهد بود. عرض کردم: آن علامت‌ها چیست؟ فرمودند: «بیماری‌های گوناگون که سبب ترس و دلهره است و بالا رفتن نرخ‌ها که سبب گرسنگی است و کاهش در اموال و جان‌ها که سبب قحطی و مرگ و میر فراوان است و نقص در محصولات که به نیامدن باران است، پس در آن موقع به آن‌ها که در عقیده به ما ثابت می‌مانند مژده بده.»[۲۱]
یکی از ابعاد «غیبت کبری» بُعد آزمایشی آن است. در این مرحله، انسان مؤمن باید به دقت مراقب حال خود باشد که مبادا با طولانی شدن زمان غیبت متزلزل گردد و فروغ ایمان از دلش زدوده شود. حضرت باقر (علیه‌السلام) در این باره می‌فرمایند: «ظهور مهدی (علیه‌السلام) بعد از غیبتی طولانی خواهد بود تا اینکه معلوم شود چه کسی او را در غیبت و نهان اطاعت می‌کند و به او ایمان دارد»[۲۲] و نیز می‌فرمایند: «فقط کسانی در اعتقاد به مهدی(علیه‌السلام) پابرجا می‌مانند که دل‌ آنان به فروغ ایزدی روشن شده باشد و روح خدایی به آنان مدد رساند.»[۲۳]

هـ) شرایط سخت زندگی
«حَتَّى إِذَا اسْتَیْأَسَ الرُّسُلُ وَظَنُّواْ أَنَّهُمْ قَدْ کُذِبُواْ جَاءهُمْ نَصْرُنَا ؛ تا آن‌جا که رسولان مأیوس شدند [مردم] گمان کردن که به آنان دروغ گفته شده است در این هنگام یاری ما به سراغ آن‌ها آمد».[۲۴]
امیرمؤمنان علی (علیه‌السلام) در ضمن فرمایشاتی پیرامون این آیه شریفه به شرایط سخت زندگی مؤمنین و عدم توجه جامعه و مردم به آن‌ها در عصر غیبت اشاره نموده تا آن‌جا که می‌فرمایند: «… متقین [در عصر غیبت] در نظر مردم از مردار در چشم صاحبش بی‌ارزش‌تر خواهند شد که در چنین شرایطی یاری خداوند و پیروزیش فرا رسد و این است معنای فرموده خداوند که: « حَتَّى إِذَا اسْتَیْأَسَ الرُّسُلُ وَظَنُّواْ أَنَّهُمْ قَدْ کُذِبُواْ جَاءهُمْ نَصْرُنَا »[۲۵]
و در این باره چه زیبا فرمود پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) که زمانی خواهد آمد که مؤمن از گوسفند خوارتر می‌شود[۲۶] مسلم است زمانیکه مردم در کارهای ناپسند و زشت تعاون و همکای می‌کنند و تکبر و خودپرستی در اعماق دل‌ها نفوذ کند و گناهان علنی شده و محرمات الهی سبک شمرده می‌شود، هنگامی که امت اسلامی نماز را ضایع کنند و تابع شهوات باشند آمرین به معروف و ناهین از منکر خوار می‌شوند و در این جامعه‌ها هیچ جایی برای آن‌ها پیدا نمی‌شود و همه گناهکاران و فاسقان از آن‌ها بیزار می‌گردند و مؤمنان را افراد مزاحم و موانعی برای عصیانگری‌ها و بی‌بند و باری‌هایشان می‌پندارند.
مؤمنان را افراد مزاحم و موانعی برای عصیانگری‌ها و بی‌بند و باری‌هایشان می‌پندارند.

و) پاداش بزرگ
« وَمَن یُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَـئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِم مِّنَ النَّبِیِّینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِینَ وَحَسُنَ أُولَـئِکَ رَفِیقًا ؛ کسی که خدا و پیامبر را اطاعت کند،‌(در روز رستاخیز) همنشین کسانی خواهد بود که خدا، نعمت خود را بر آنان تمام کرده؛ از پیامبران و صدیقان و شهداء و صالحان و آن‌ها چه نیکو رفیقانی هستد».[۲۷]
خوشا به حال کسانی که در عصر غیبت و در شرایط سخت زندگی و امتحانات دشوار متزلزل نشوند و شب و روز منتظر ظهور امام زمان (علیه‌السلام) باشند و استوار بودنشان را در راه انتظار با اطاعت از خدا و پیامبر و ائمه(علیهم‌السلام) ثابت کنند که حضرت سجاد (علیه‌السلام) فرمودند: «کسی که بر ولایت ما ثابت بماند در زمان غیبت قائم (علیه‌السلام) خداوند به او اجر هزار شهید از شهیدان بدر و احد عطا می‌فرماید».[۲۸] و امام صادق(علیه‌السلام) می‌فرمایند: «کسی که در حال انتظار بمیرد مانند کسی است که در خیمه قائم (علیه‌السلام) باشد.»[۲۹] بزرگترین اجر و پاداشی که خداند برای منتظران و مطیعان امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در زمان غیبت فراهم کرده این است که آن‌ها را با انبیاء و صدیقین و شهدا و صالحین محشور گرداند. علی بن ابراهیم از امام صادق(علیه‌السلام) پیرامون تفسیر این آیه چنین نقل می‌نماید که امام فرمودند: «مراد از «نبیین» رسول خدا(صلی الله علیه و آله) و «صدیقان» علی(علیه ‌السلام) و «شهیدان» حسن و حسین و «صالحان» ائمه (علیهم‌السلام) می‌باشند و «نیکو رفیقان» قائم از آل محمد (علیهم‌السلام) است». [۳۰]

ادامه دارد …

جهان در عصور ظهور ۱

پیشگفتار :

قال رسول‌الله (صلی الله علیه و آله):
تردیدی نیست که تمامی مفاهیم و اعتقادات اصیل دینی در اسلام ریشه در قرآن دارد و هیچ باطلی، در این کتاب آسمانی وجود ندارد که حق تعالی جل جلاله فرموده: «ما قرآن را نازل کردیم و آن‌ را محافظت می‌نمائیم.» [۲] و در آن همه چیز بیان گردیده و هیچ تر و خشکی نیست مگر اینکه در قرآن آمده باشد. از بیان هیچ نکته‌ای در آن کوتاهی نشده و تمامی وقایع و اتفاقات را تا زمان قیامت کبری و نفخ صور در بر دارد. قرآنی که آخرین کتاب آسمانی و معجزه جاوید پیامبر اسلام است و بیانگر تمامی مسائل و مباحث و موضوعات مورد نیاز زندگی بشر است مسلما در باره موضوع مهم انقلاب جهانی حضرت ولی ‌عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و تحول بزرگی که در دنیا به وسیله امام زمان و حکومت عدل و داد آن حضرت به وجود خواهد آورد، آیات و بیانات متعددی دارد.
ولی شناختن معارف این کتاب آسمانی و بهره‌گرفتن از سرچشمه‌های زلال و شیرین آن راهی جز این ندارد که از مترجمان راستین و بازگوکنندگان وحی و خاندان عصمت (علیهم‌السلام) بیاموزیم که « لا یمسّه الا المطهرون؛ به قرآن جز پاکیزگان (ائمه معصومین علیهم‌السلام) کسی دست نمی‌یابد» [۳] و از امام صادق(علیه‌السلام) روایت شده که فرمودند: «به خدا سوگند من کتاب خدا را از اول تا به آخر می‌دانم چنانکه گویی در کف دست من است، [۴] در قرآن خبر آسمان و زمین، گذشته و آینده موجود است که خدای عزوجل فرموده « وَنَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ تِبْیَانًا لِّکُلِّ شَیْءٍ؛ ما قرآن را بر تو نازل کردیم در حالی‌ که بیان و توضیح همه چیز در آن است.»[۵] و نیز امام باقر(علیه‌السلام) فرمودند: هیچ کس جز اوصیای پیامبر(صلی الله علیه و آله) نمی‌تواند ادعا کند که (علم) تمامی قرآن نزد اوست.[۶] با این بیان درمی‌یابیم که قرآن و اهل بیت(علیهم‌السلام) هیچ گاه از هم جدا نمی‌شوند زیرا که قرآن بازگوکننده حقانیت و عظمت این خاندان است و مردم را به سوی این حاملان علوم الهی هدایت می‌کند[۷] و فقط این چهارده نور پاکند که حقایق و بطون این معجزه جاوید و این کتاب عظیم آسمانی را می‌دانند اما سنگین‌ترین ضربه‌ای که پس از رحلت رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) بر پیکر بشریت وارد آمد این بود که خلافت و جانشینی پیامبر از حاملان وحی و اوصیای واقعی حضرتش غصب گردید و منصب خلافت به دست نااهلان و جاهلان افتاد. زمانیکه غاصبان بر کرسی جانشینی پیامبر تکیه زدند و امیرالمؤمنین را از حق مسلمش محروم کردند دریافتند که باید مردم را از دست یابی به سند نورانی حقانیت حضرت امیر و فرزندانش محروم نمایند تا مبادا همه مردم از معارف نورانی قرآن که همان شناخت معصومین و گنجینه‌داران علوم الهی است بهره‌مند گردند و به عدم حقانیت این ظالمان پی ببرند، لذا قرآنی را که امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) گردآوری کرده بود و ویژگی‌های زیادی را چون شأن نزول، تأویلات و تطبیقات دربرداشت نپذیرفتند.[۸] و بدین ترتیب مردم را از راه یافتن به چشمه‌های زلال وحی بازداشتند و در عوض ظواهری از دین را به قصد فریب خلق الله رواج دادند از سوی دیگر پول‌های گزافی می‌دادند تا عالم نمایانی از خدا بی‌خبر و مزدور، دروغ‌هایی را به عنوان حدیث در زمینه‌های مختلف از جمله تفسیر و تأویل قرآن جعل می‌کنند و اذهان مردم را از رسیدن به حقایق دور سازند.
در طول تاریخ پیوسته دشمنان حق از انتشار معارف قرآن و آشکار شدن حقایق و اسرار این کتاب آسمانی به روش‌های مختلف جلوگیری کرد تا آنجا که عده زیادی از اصحاب و شاگردان مکتب اهل بیت که مفسر و مبین حقایق قرآن بوده‌اند را به شهادت رساندند و یاران و اصحاب پیامبر را از بازگو کردن حقایق قرآن و احادیثی که خود مستقیماً از آن حضرت شنیده بودند ممنوع کردند.[۹] از این رو شیعیان با وجود آن همه مشکلات و موانع علی رغم سخت‌گیری‌های زیاد مخالفان در جهت فراگیری علوم و معارف از ائمه معصومین(علیهم‌السلام) سخت تلاش کرده‌اند و به روایت و تدوین و نشر احادیث مربوط به آن اهتمام ورزیده‌اند که خوشبختانه مجموعه‌های ارزنده‌ای در این زمینه امروز در دسترس ما قرار دارد که هر کدام از آن‌ها برای رهیابی به معارف ناب قرآن از اهمیت والایی برخوردار است. با بررسی و تحقیق این مجموعه‌های روایی و احادیث موجود به نکته شگفت انگیزی پی می‌بریم و آن اینکه مسئله مهدویت و حکومت جهانی آن حضرت از چنان اهمیت والایی برخوردار است که خداوند از تمامی پیامبرانش درباره او و پدران بزرگوارش پیمان گرفت. آنان‌ که در این عهد و پیمان استوار بودند در زمره پیامبران اولوالعزم قرار گرفتند و آنان که در این پیمان اراده نا استوار داشتند از بهشت رانده شدند[۱۰] و خداوند توبه ایشان را به وسیله تمسک به همین ذوات مقدسه قبول فرمودند و مقام قرب را به ایشان بازگرداند.[۱۱] بنابراین موضوع مهدویت از ابتدای هبوط حضرت آدم تا پایان نبوت حضرت خاتم(صلی الله علیه و آله) در لسان تمامی پیامبران الهی و در تمام کتب آسمانی به چشم می‌خورد و بشارت دادن به حکومت جهانی آن حضرت و استیلای صالحان بر زمین و پادشاهی عدل و داد جزء اصلی متن کتاب‌های آسمانی و برنامه‌های پیامبران بوده و کتب آسمانی همچون قرآن، تورات، انجیل، زبور و … آکنده از این بشارات است که انبیاء الهی به امت‌هایشان بیان فرموده‌اند.
البته در تعیین مصداق آن مصلح، عبارت‌ها مختلف و الفاظ متفاوت است ولی اصل ظهور یک مصلح واقعی و تشکیل حکومتی واحد که از مرز عدالت بیرون نرود، مورد قبول تمام ملل و ادیان آسمانی و غیر آسمانی عالم است همچنین قرآن کریم نیز در بیش از یکصد و سی آیه به این معنا اشاره فرموده و اعلام داشته که اراده و خواست خداوند متعال بر این است که دوران حکومت‌های ظالم و ستمگر به پایان رسد و بساط پیروان آن‌ها را برچیده شود و حتما بندگان صالح خویش را در سراسر دنیا حکومت دهد.[۱۲] تا قوانین اسلام را به طور کامل و همه جانبه در این کره خاکی اجرا سازند و سعادت بشر را تضمین و تأمین نمایند.
ما در این مجموعه تلاش کرده‌ایم آیات قرآنی را که در رابطه با غیبت، ظهور و تشکیل حکومت جهانی آن حضرت تأویل و تفسیر شده، به صورت موضوعی دسته بندی کنیم تا استفاده و بهره‌مندی این آیات برای خوانندگان و محققان محترم آسان گردد.

۲- سوره حجر، آیه ۹٫
۳- سوره واقعه، آیه ۷۹٫
۴ – سوره نحل، آیه ۸۹٫
۵ – کافی: کتاب الحجه: باب ۳۴٫
۶ – امام صادق(علیه‌السلام) فرمودند: مراد از «ان هذا القرآن یهدی للتی هی اقوم» این است که قرآن مردم را به سوی امام هدایت می‌کند. (کافی: ج ۱، ص ۳۱۵)
۷ – بصائر الدرجات: ص ۲۱۳ – کافی: کتاب الحجه: ص ۳۴٫
۸ – احتجاج: ج ۱، ص ۲۲۵٫
۹ – تذکره الحفاظ، شمس الدین ذهبی: ج ۱، ص ۴٫
۱۰ – تفسیر قمی: ج ۲، ص ۶۶٫
۱۱ – تفسیر نور الثقلین: ج ۱، ص ۱۴۹ – تفسیر صافی: جزء‌اول، ص ۱۸۶٫
۱۲ – سوره قصص، آیه ۵٫

جهاد مالی در راه امام عصر(عج) فریضه فراموش شد

از جمله مواردی که تذکر آن لازم و پرداختن به آن در حال حاضر ضروری است «نصرت مالی» امام زمان (عج) است. متأسفانه علی رغم نیاز شدید جامعه شیعه و مردم جهان برای خواندن و شنیدن و دانستن از امام غایب، معارف مربوط به آن موعود جهانی به اندازه کافی در دسترس همگان نیست. البته در گوشه و کنار هستند افرادی یا مؤسساتی که در جهت آماده کردن مردم به حجت زنده پروردگار فعالیت خالصانه داشته باشند، اما آن چه تاکنون انجام شده است به نسبت آن چه باید، بسیار کم و ناچیز است. تأسف بارتر این که امروز شاهدیم که دشمنان اهل بیت (ع) به ویژه برخی فرقه های گمراه با صرف مبالغ کلان در بسیاری از کشورهای اسلامی و حتی در برخی مناطق مرزی کشور ما، افکار و اندیشه های باطل خویش را ترویج می کنند، ولی ما که دل دادگان خاندان عصمت و طهارت ایم از وظیفه مهم تبلیغ غافل مانده ایم. خداوند تبارک و تعالی در قرآن می فرماید:
«مَن ذاَ الَذّی یُقرِضُ اللهَ قَرضاً حَسَناً فَیُضاعِفهُ لَهُ أضعافاً کَثیرَهً [۱]»
«کیست که خدا را وام نیکو دهد تا خدا بر او چندین برابر بیافزاید؟»

همه ما تاکنون این آیه شریفه را بر پیشانی بانک ها یا مؤسسات قرض الحسنه و خیریه دیده ایم؛ تنها برای تشویق آنان برای افتتاح حساب و سرمایه گذاری در کارهای خیر! غافل از آن که این اعلام عمومی خداوند تعالی برای حرکت انسان ها در مسیر معرفت، محبت و ولایت خلیفه خدا در روی زمین است؛ چرا که وقتی از امام صادق (ع) درباره این آیه شریفه سوال شد، حضرت فرمودند:
این آیه، درباره پیوند با امام زمان نازل شده است [۲]
هم چنین در حدیثی دیگر می فرمائید:
خداوند از روی نیاز به آن چه مردم در اختیار دارند قرض نخواسته است! هر حقی که خداوند دارد از آن ولی اوست. [۳]
نیز آن حضرت به یکی از یاران خویش فرمودند:
“ای میاح یک درهم که با آن، با امام پیوند ایجاد شود از کوه اُحُد وزن (و ارزش) بیشتری دارد. [۴] مرحوم موسوی اصفهانی (ره) مؤلف کتاب وزین «مکیال المکارم فی فوائد الدعّا للقائم (ع)» وقتی به تکالیف عصر غیبت اشاره می کند سی و پنجمین تکلیف شیعیان را صله مال به آن حضرت
می شمرد و ضمن استناد به روایات فوق و احادیث متعدد دیگر در این باب، می نویسد:
(باید) مؤمن بخشی از دارایی خود را برای امام زمانش ـ که سلام خدا بر او باد ـ هدیه کند و همه ساله به این کار مراومت نماید و در این عمل شریف، غنی، فقیر، مهتر و کهتر و مرد و زن
یکسان اند؛ الّا این که ثروتمند به مقدار توانایی اش تکلیف دارد و فقیر به مقدار استطاعت خود… . در روایت مقدار معینی برای مصرف مال در این کار والا بیان گردیده است؛ چون ظاهراً این عمل از مستحبّات مؤکّدی است که در سخن امامان (ع) «فریضه» خوانده شده است. چند گواه:
مرحوم کلینی در (کتاب بی نظیر و شریف) اصول کافی به سند خود از امام صادق (ع) روایت آورده است که فرمود:

هیچ چیزی نزد خداوند محبوب تر از اختصاص دادن دراهم به امام (ع) نیست. به درستی که خداوند یک درهم را برای پرداخت کننده در بهشت همچون کوه اُحُد قرار می دهد.»
و در خبر دیگر و موثقی از آن حضرت (ع) آمده است:
«من گاه از شما یک درهم می پذیرم و حال آن که از متموّل ترین اهل مدینه ام. مقصودم در این کار فقط این است که شما پاکیزه شوید.»
«هر کس پندارد که امام به آنچه در دست مردم است احتیاج دارد کافر است. جز این نیست که مردم نیازمندند که امام از ایشان بپذیرد. خداوند – عز و جل – فرموده است:
«از اموال آن ها صدقه (=زکات) بگیر تا بدان پاک و پاکیزشان کنی»
آن گاه در ادامه سخن، روایت جالبی از امام صادق (ع) گزارش می کند که در فروع کافی است: «یک درهم خرج کردن در راه حج از یک میلیون درهم در غیر آن بهتر است و یک درهم که به امام برسد مانند خرج کردن یک میلیون درهم در حج است»
از جمله بهترین کارها در وادی خرج و کارکرد برای امام عصر، تألیف و انتشار کتب و نشریات و کارکرد در رسانه های عمومی؛ اینترنت، تلویزیون و… است که باعث آگاهی بخشی و بیدار شدن افراد راجع به امام زمان (عج) و سبب برقراری و پیوند و تمسک به آن منجی منتظر گردد. اگر کسی ادعا کند که من نه نفوذ کلام و قدرتی دارم تا مردم حرف مرا بشنوند و نه مال و ثروتی دارم تا در مسیر حضرتش خرج کنم و نه توانی نگارش کتاب و مقاله و… دست کم از این عهده برمی آید که همواره به یاد آن حضرت باشد و با زبان و حتی رونویسی از کتب بزرگان شیعی درباره امام عصر، مبلغ و مروج امام زمانش باشد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[۱] قرآن کریم در سوره بقره (آیه ۲۴۵) می فرماید:
[۲] اصول کافی: (۵۳۷) (کتاب الحجه باب صله الامام ۱۲۹ ح ۲ و ۰۴).
[۳] همان، ح ۳٫
[۴] همان، ح ۶۰٫