میلاد قائم
بسم الله الرّحمن الرّحیم
بدون مقدمه مبحث را می گشایم مرادم از نگاشتن این سیاه چیزی جز بیان درد دل نیست چه باید گفت؟ امروز چه روزی است ؟ روز تولد منجی عالم بشریت ؟ روز خجسته ای که امام بزرگواری پا به عرصه ی گیتی گذاشته است که انبیاء و اولیاء و حتی بزرگ اوصیاء امام علی (ع) آرزوی دیدار او را داشته ولی ما کجای این داستان قرار داریم داستانی که جز شرمندگی برای ما ارمغانی نداشته است ما به امام چگونه می نگریم؟ امام عصر را چگونه می بینیم ؟
چرا صدایش می زنیم ؟ بسیاری از ما قصد درک او را نداریم ولی چون حاجت مند هستیم به یاد او دست افشانی کنیم، می گرییم صدایش می کنیم ولی هیچ کدام از ما قصد نداریم ندای هل من ناصر ینصرونی آن امام همام را پاسخ گو باشیم ندای که بیش از هزار سال است که در جهان طنین انداز است . ای مردم دل خود را با امام صاف کنیم او را نه بخاطر دنیا بلکه بخاطر خودش و بخاطر آخرت خومان بخوانیم چرا برای ظهور او دعا نمی کنیم ؟چرا اعمال خود را بهبود نمی بخشیم ؟ چرا حمایتش نمی کنیم با عفت خود با علم خود با عمل خود. چرا دل امامی را می شکنیم که ما را دوست دارد برای ما دعا می کند ما را با کنیه می شناسد هر روز برای ما برای گناه ما می گرید تا خدای عزو جل از گناهانمان در گذرد بیایید دوستش داشته باشیم .بیایید حمایتش کنیم و در کنارش باشیم آیا مهربان تر از او برای ما کسی هست به زندگی خود نگاه کنید آیا رد پای او در زندگی شما دیده نمی شود؟ بر ما چه می شود که محرم را سیاه می پوشیم ولی به صاحب عزا ارج نمی نهیم ؟ با تحاریف خود دل او را به درد می آوریم. ببینید او چگونه با مهر رفتار می کند شیخ مفید در جریان فتوایی اشتباه می کند که شرح آن اینگونه است : زنی که فرزندی در شکم داشته از دنیا می رود ولی فرزندش زنده بوده از شیخ سوال می کنند که چه باید کرد؟ می گوید مادر و فرزند را باهم دفن کنید وقتی قاصد برای رساندن و اجرای پیغام می رود در راه مردی سواره خود را به قاصد رسانده می گوید شیخ فتوا را اصلاح نموده اند شکم زن را پاره کنید فرزند را بیرون آورده شکم زن را بدوزید وسپس به خاکش بسپارید مرد همین کار را می کند و خبر به شیخ می رسد متوجه می شود که تغیر دهنده ی پیغام حضرت مهدی (روحی فداه) بوده در خانه را می بندد و فتوا نمی دهد نامه ای امام عصر (عج) به شیخ می رسد با این محتوا که « بر شماست که فتوا دهید و برماست تا فتوای شما را اصلاح کنیم » حتی مواردی بوده که بسیار پایین تر از این موضوع بوده مثلا یکی از علما که سن زیادی داشته آدرس خانه ی برادر زاده ی خود را در شهری غریب گم می کند موقع اذان ظهر به مسجد می رود نماز را می خواند بعد از نماز به امام عصر (روحی فداه ) متوسل می شود در حالی که از در مسجد بیرون می آمده ناگهان برادر زاده ی خود را می بیند که با اتومبیل خود به استقبال آن عالم آمده است جریان را از برادر زاده ی خود سوال می کند برادر زاده اش جواب می دهد: مردی به در خانه ی ما آمد و گفت عموی تو در فلان مسجد منتظر توست مگر آن شخص را شما نفرستاده بودید » می بینید که امام به حال ما از خودمان واقـف تر است پس چرا ما از او و نه از او بلکه از خود غافل هستیم شما را به خدا، به خود بیایید از امور موسی دست بردارید امام برای جشن و عزا به سوی ما نیامده بلکه برای زندگی برای بهبود آن و برای عزت ما آمده کاری نکید که در پیشگاه او و پدرانش شرمنده باشیم.
من را ببخشید نمی خواستم درس معرفت دهم ولی هشداری بود برای خودم وشما.
والسلام علی من تبع هدی

دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.