کوتاهی از دکترین مهدویت
بسم الله الرّحمن الرّحیم
دکترین مهدویت چیست؟ این سوال در واقع عامترین سوالی است که می توان از هر موضوع و از هر فردی پرسید سوال از ماهیت و چیستی برای روشن شدن این مبحث اول باید به تعریفی لغوی از این مفهوم دست یابیم پس اول باید بگوییم تعریف لغوی و اصطلاحی دکترین مهدویت چیست؟ این واژه را می توان با عناوینی چون آموزه ، سیاست ،مکتب، آیین اصول تعریف کرد که مورد پذیرش گروه ، ملت و یا فردی قرار گرفته باشد دکترین را می توان «مجموعه ای از مفاهیم که با تاکید بر صدق خود، مدعی است راهکارهای مناسب را برای بشر در سطوح مختلف زندگی عرضه کرده است و راه برون رفت بشر از مسائل و مشکلات است را بیان می دارد» معرفی کرد.
دکترین ها معتقدند که بهترین راه را برای بهینه سازی حیات بشری در مسائل تئوری و عملی ارائه کرده اند. البته برای دکترین در مسائل سیاسی تعریفی جداگانه از آنچه در سایر علوم وجود دارد موجود است و آن هم قسمتی از عملکرد یک سیاستمدار است که شبیه هیچ یک از رجال سیاسی پیش و بعد از خود نیست و کاملا ابتکاری است مانند دکترین ریگان، ترومن، آیزنهاور و… تعریفی عامتر نیز میتوان از دکترین ارائه کرد و آن هم « مجموعه ای از نظام فکری مبتنی بر اصول خاص است » با موارد بیان شده می توان این نتیجه را گرفت که دکترین مهدویت آن بخشی از این نظریه است که باید عملیاتی شود و این قابلیت را دارا می باشد.
دکترین مهدویت را می توان دیدگاهی دانست که به دارندگان این تفکر (دکترین) قدرت می دهد تا جهان را اداره کنند حال باید نگریست که آیا در مناطق شیعه نشین چنین تفکری وجود دارد که جهان را اداره کنند و یا مناطق مخصوص خود را به درستی می کنند و از این توان استفاده ی لازم به عمل می آید یا خیر؟ اگر این امر به درستی انجام نمی گیرد پر واضح است که مبحث مهدویت هنوز تبدیل به دکترین نشده است مقوله ی مهدویت که ما آن را در این مقاله با دکترین همراه نموده ایم مبحثی همه جانبه است پس نه « دکترین » نه «مکتب» نه « نظام» و نه هیچ واژه ی دیگری بیان گر حق این مقوله (مهدویت) نیست زیرا حضرت مهدی (روحی فداه) مکتبی نو ارائه نخواهد کرد بلکه ایشان اسلام را از شائبه ها دور و از خرافات پاک می گردانند. پس دکترین ها در دل مکتب ها جای دارند پس مکاتب از دکترین ها عامتر هستند و نمی توان مهدویت را یک مکتب خواند. اینگونه می نماید که با توجه به تعابیر موجود از مهدویت که به دست ما رسیده این پدیده که جهانی کاملا منزه را به وجود خواهد آورد حیاتی طیبه برای نوع بشر خواهد بود و شاید لفظ حیات طیبه یک عنوان مناسب برای ای مسئله باشد که هم جنبه ی اسلامی دارد و هم می توان کلیتی را در مورد مهدویت تبیین نماید با تمامی تفسیر بیان شده اگر درجایی دکترین مهدویت را مورد توجه و تکیه قرار می دهند و می دهیم منظور آموزه های راهبردی ویژه ی امام عصر (عج) است که در حوزه های اساسی حیات بشری همچون انسان شناسی، سیاست اقتصاد و حکومت و… ارائه می دهد و همانگونه که گفتیم نوعی ساز وکار آرمانی و قابل تحقق و جهان شمول است که موجب هم زیستی مسالمت آمیز تمامی موجودات خواهد شد . دکترین مهدویت به دلیل آنکه افقی را پیش روی ما میگذارد و ما طبق آن افق باید رو به پیشرفت رفته و از عجز و ضعف و بی تدبیری به شدت اجتناب کنیم دارای رویکردی مذهبی است زیرا در اصل وجود منجی در تمامی ادیان فرق، امری قطعی و انکار ناپذیر است و مسلمین نیز نه تنها از این قاعده مستثنی نبوده و نیستند بلکه گروه شیعه در میان مسلمین معتقد است که این قاعده یعنی مهدویت را می توان به صورت رویکردی برای ساختن جهانی عاری از کژی و ناپاکی ارائه نمود پس می توان گفت دکترین مهدویت به عنوان راهکاری برای بهبود زندگی بشری دارای سابقه ی دینی طولانی مدت است. مهدویت با پشتوانه ی دینی خود می تواند پاسخ گوی نیازهای متعدد بشر امروز و فردا باشد زیرا مبتنی بر فطرت و نگرش جهان شمول است مهدویت که ما اینجا آنرا دکترین مهدویت می خوانیم در عصری کارآمدی بیشتر خود را نشان می دهد که کمونیسم سقوط کرده لیبرال دمکراسی رو به افول است و بزرگان این نظریه پا پس کشیده اند و تاکید بر مباحثی چون جنگ تمدن ها دارند که پر واضح است که پاسخ گوی نیاز بشر امروز نیست و در آینده نیز نخواهد بود پس ما این توان را داریم که با نگاهی سبز و دقیق که جامعیت جهان امروز را در بربگیرد اندیشه ی سبز مهدوی را به صورت دکترین طرح نموده و با توجه به جوانب راهی نو در مقابل افق دید انسان امروز و فردا بگشاییم. البته وقوع ودسترسی به امر مذکور نمی تواند محقق شود مگر آنکه ما توان اینرا داشته باشیم تا مهدویت را از منجلاب خرافات و امور واهی جداکنیم وشاعبه ها را از آن بزداییم و پس از آن بتوانیم مهدویت را تبیین ،تعمیق ونهادینه کنیم البته با توجه به اینکه ما باید در خود این توان را ایجاد نماییم که مهدویت را با توجه به رویکردهای انسان شناسانه و جامعه شناسانه از قوه به فعل درآوریم و آنرا تبدیل به دکترین نماییم تحقق این امر ممکن نخواهد شد مگر با بیانی ساده و همه فهم، زیرا این دکترین که تز اسلام است باید ابتداء همه فهم شود و از حالت انحصاری بیرون آید تا بتوان در مراحل بعدی آنرا برای اجرایی کردن در تمامی عالم به کار بست متاسفانه امروز افرادی این مفهوم بالا را برای مردم به زبانی ساده بیان نمی کنند وبا انحصاری کردن آن مردم را از اصولی راستین دور می نمایند.
والسلام .

دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.