جهان در عصور ظهور ۳

فصل دوم: احوال گوناگون و حوادث مختلف عصر غیبت

« لَتَرْکَبُنَّ طَبَقًا عَن طَبَقٍ ؛ البته که شما احوال گوناگون و حوادث مختلف خواهید یافت». [۳۱]

سدیر صیرفی از امام صادق(علیه‌السلام) پیرامون این آیه نقل می‌کند که حضرت فرمودند: «قائم ما را غیبتی است که مدت آن به طول می‌انجامد سؤال کردم چرا یابن رسول الله؟ فرمودند: زیرا که خداوند عزوجل می‌خواهد سنت‌های پیغمبران را در غیبت‌هایشان بر او نیز جاری سازد که خداوند فرمودند: «البته که شما احوال گوناگون و حوادث مختلف خواهید یافت «یعنی سنت‌های آنانی که پیش از شما بوده‌اند [بر شما هم جاری می‌شود].»[۳۲]

همانگونه که در غیبت پیامبرانی همچون ابراهیم(علیه‌السلام)، الیاس، موسی و سلیمان (علیهم‌السلام) مردم دچار سختی، امتحان و گمراهی می‌شدند و حتی عده‌ای منکر ایشان می‌گشتند و دین جدیدی می‌آوردند.[۳۳] در زمان غیبت کبری نیز سنت‌های پیامبران در غیبت‌هایشان بر مردم عصر غیبت حضرت مهدی(علیه‌السلام) جاری شود و مردم دچار طوفان حوادث و ناملایمات می‌گردند.

همانگونه که در غیبت پیامبرانی همچون ابراهیم(علیه‌السلام)، الیاس، موسی و سلیمان (علیهم‌السلام) مردم دچار سختی، امتحان و گمراهی می‌شدند و حتی عده‌ای منکر ایشان می‌گشتند و دین جدیدی می‌آوردند.[۳۳] در زمان غیبت کبری نیز سنت‌های پیامبران در غیبت‌هایشان بر مردم عصر غیبت حضرت مهدی(علیه‌السلام) جاری شود و مردم دچار طوفان حوادث و ناملایمات می‌گردند.

الف) عقاید مردم در عصر غیبت

• مکاران دل‌های مردم را از مهدی(علیه‌السلام) برمی‌گردانند

«وَإِن کَانَ مَکْرُهُمْ لِتَزُولَ مِنْهُ الْجِبَالُ ؛ هر چند مکرشان چنان باشد که کوه‌ها را از جا برکند.»[۳۴]

در امالی شیخ طوسی از امام صادق(علیه‌السلام) نقل شده که فرمودند: «تقوا پیشه کنید و از امامانتان اطاعت و پیروی نمایید آنچه آن‌ها می‌گویند شما نیز همان را بگویید و از آنچه لب بستند شما نیز خاموش بمانید که شما تحت تسلط کسانی هستید که خداوند تعالی درباره آن‌ها فرموده: «وَإِن کَانَ مَکْرُهُمْ لِتَزُولَ مِنْهُ الْجِبَالُ [از مکر آن‌ها کوه‌ها جابه‌جا می‌شود] پس تقوا و خداترسی را پیشه سازید که شما در حال هدنه [احتیاط و تقیه] هستید»[۳۵] در مکان دیگر فرمودند: «به درستی که از مکر بنی عباس نسبت به قائم (علیه‌السلام) دل‌های مردم از جای کنده می‌شود [و اعتقاد مردم نسبت به مهدی زائل می‌گردد]. [۳۶]

شاید این روایت اشاره به سیاست‌های مکارانه بنی عباس دارد که از اواسط قرن دوم هجری با معرفی مهدی‌های دروغین و مفتی تراشی سعی در انحراف افکار عمومی بویژه شیعیان از شخص حضرت مهدی(علیه‌السلام) داشتند تا علاوه بر این‌که مردم را از اطراف ائمه معصومین (علیهم السلام) دور سازند و آنان را در انزوا قرار دهند به وسیله این مسئله به منافع سیاسی خود نیز نائل آیند چنانچه در تاریخ می‌بینیم از سال ۱۳۲ هجری قمری به بعد که حکومت عباسیان آغاز می‌شود ظهور مهدی‌های دروغین اوج می‌گیرد به طوری که عده‌ای از خلفای عباسی خود یا فرزندانشان را مهدی معرفی می‌کردند.

• اختلاف مردم درباره اعتقاد به او

«یَسْتَعْجِلُ بِهَا الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِهَا وَالَّذِینَ آمَنُوا مُشْفِقُونَ مِنْهَا وَیَعْلَمُونَ أَنَّهَا الْحَقُّ أَلَا إِنَّ الَّذِینَ یُمَارُونَ فِی السَّاعَهِ لَفِی ضَلَالٍ بَعِیدٍ ؛ کسانی‌که به آن ساعت ایمان ندارند درباره آن شتاب می‌کنند [از روی تمسخر] ولی آن‌ها که ایمان آورده‌اند پیوسته از آن هراسانند و می‌دانند که آن روز بر حق است آگاه باشید کسانیکه در آن ساعت تردید می‌کنند در گمراهی عمیق هستند».[۳۷]

مفضل بن عمر نقل می‌کند که امام صادق(علیه‌السلام) به من فرمودند: ای مفضل! اهل عراق این آیه را چگونه می‌خوانند؟ عرضه داشتم آقای من کدام آیه را، فرمود قول خدای تعالی «یستعجل بها الذین لا یؤمنون بها و…» عرض کردم آقای من همینطور می‌خوانند. حضرت فرمودند: وای بر تو!‌ می‌دانی که معنای این آیه چیست؟ عرض کردم: خدا و رسول و فرزند رسول او بهتر می‌دانند.

حضرت فرمودند: بخدا سوگند [معنای این آیه] جز قیام حضرت قائم(علیه‌السلام) نیست پس چگونه کسی که به آن ایمان ندارد عجله می‌کند، به خدا سوگند جز مؤمنان نسبت به آن عجله نکنند.[۳۸]

• سرگردانی مردم در تشخیص حق

«أَفَمَن یَهْدِی إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَن یُتَّبَعَ أَمَّن لاَّ یَهِدِّیَ إِلاَّ أَن یُهْدَى فَمَا لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ ؛ آیا آنکه خلق را به راه حق رهبری می‌کند سزاوارتر به پیروی است یا آن‌کس که خود هدایت نمی‌شود مگر هدایتش کنند؟! شما را چه می‌شود چگونه قضاوت باطل می‌کنید».[۳۹]

نعمانی در کتاب غیبت خود پیرامون این آیه از امام صادق(علیه‌السلام) چنین نقل می‌کند:

شخصی [به نام عبدالرحمان بن مسلمه جریری] به امام صادق(علیه‌السلام) گفت: [مخالفین] ما را توبیخ و سرزنش می‌کنند و دروغگو می‌شمارند به خاطر این‌که می‌گوییم: [قبل از ظهور] دو صیحه خواهد بود، آن‌ها می‌گویند: از کجا معلوم می‌شود که کدام حقیقت است و کدام باطل؟ حضرت فرمودند: در پاسخ آن‌ها چه می‌گویید؟

عرض کردم: چیزی در رد آن‌ها نمی‌گوییم: فرمودند: بگویید کسی که از قبل به آن ایمان داشته باشد آن را تصدیق خواهد کرد، همانا خدای عزوجل می‌فرماید: « أَفَمَن یَهْدِی إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَن یُتَّبَعَ أَمَّن لا یَهِدِّیَ إِلاَّ أَن یُهْدَى فَمَا لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ »[۴۰]

عبدالله بن سنان از امام صادق(علیه‌السلام) روایت می‌کند که فرمودند: [در ایام قبل از ظهور] اهل زمین [تمام اهل زمین هر کدام به زبان خود]می‌شنوند صدایی از آسمان بلند است که می‌گوید: آگاه باشید که حق با علی بن ابی طالب(علیه‌السلام) و شیعیان اوست، ایمان می‌آورند و چون فردای آن روز شود ابلیس در آسمان بالا رود تا جایی که از چشم زمینیان مخفی گردد آنگاه فریاد زند: حق با ابن عفّان و پیروان اوست که او مظلوم کشته شد، خونش را مطالبه کنید آنگاه حضرت فرمودند: پس در آن هنگام خداوند مؤمنان را با قول ثابت بر حق استوار می‌سازد که همان ندای اول صحیح است ولی آن‌ها که در دلشان مرض هست – که به خدا قسم آن مرض دشمنی ما است – در شک می‌افتند، در آن هنگام از ما دوری جویند و به ما اهانت کنند [سرگردان می‌شوند و به سوی ضلالت ره می‌پویند].[۴۱]

• قساوت دل‌های مردم

«وَلَا یَکُونُوا کَالَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ مِن قَبْلُ فَطَالَ عَلَیْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَکَثِیرٌ مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ؛ و نباشند همچون کسانی که از پیش کتاب آسمانی بر ایشان آمد پس دوران طولانی بر آن ها گذشت و دلهایشان قساوت گرفت و بسیاری از آنان فاسق شدند.»[۴۲]

نعمانی در کتاب غیبه خود درباره این آیه از امام صادق(علیه‌السلام) نقل می‌کند که حضرت فرمودند: این آیه که در سوره حدید است [آیه بالا] درباره ا هل زمان غیبت نازل شده است، در ادامه فرمودند: همانا منظور از «اَمَد» دوران غیبت است [که به خاطر طولانی شدن آن دل‌های مردم قساوت می‌گیرد و بسیاری از مردم فاسق می‌شوند].[۴۳]

• انکار و تکذیب امام زمان (علیه‌السلام)

«بَلْ کَذَّبُوا بِالسَّاعَهِ وَأَعْتَدْنَا لِمَن کَذَّبَ بِالسَّاعَهِ سَعِیرًا؛ بلکه این کافران آن ساعت را تکذیب کردند و ما برای کسانی که آن ساعت را تکذیب کنند آتش دوزخ را مهیا ساختیم».[۴۴]

مرحوم شیخ صدوق(ره) در کتاب شریف «کمال الدین» از حضرت سجاد(علیه‌السلام) چنین نقل می کند که فرمودند: «قائم ما دو غیبت دارد یکی طولانی‌تر از دیگری [اشاره به غیب صغری و کبری] … که غیبت دوم آنقدر طول خواهد کشید که تا اینکه بیشتر گروندگان به این امر از او برخواهند گشت [او را تکذیب می‌کنند و می‌گویند اصلا متولد نشده] پس بر آن اعتقاد [اعتقاد به وجود امام زمان(علیه‌السلام)] ثابت نمی‌مانند مگر کسی که یقینش قوی و معرفتش صحیح باشد و نسبت به ما اهل بیت تسلیم باشد».[۴۵]

در روایات زیادی بیان شده که مراد از ساعت در آیات قرآن روز قیامت است و در بعضی از روایات نیز مراد از ساعت را امام زمان(علیه‌السلام) معرفی کرده‌اند. مثلاً امام صادق(علیه‌السلام) فرمودند: مراد از ساعت در آیات «یسئلونک عن الساعه ایان مرساها»[۴۶] یا «وعنده علم الساعه»[۴۷] و یا «فهل ینظرون الا الساعه ان تأتیهم بغته»[۴۸] و «و ما یدریک لعل الساعه قریب»[۴۹] و همچنین «الا ان الذین یمارون فی الساعه لفی ظلال بعید»[۵۰] حضرت مهدی(علیه‌السلام) می‌باشد [ که از بس غیبت او طولانی می‌شود مردم درباره او جدال می‌کنند].

و می‌گویند: قائم(علیه‌السلام) کی متولد شده؟ چه کسی او را دیده؟ در کجاست؟ و چه زمانی ظاهر می‌گردد؟[۵۱]

ب) کشته شدن مستکبران و ستمگران در عصر غیبت

• کشتار بی سابقه مردم
«فَاخْتَلَفَ الْأَحْزَابُ مِن بَیْنِهِمْ فَوَیْلٌ لِّلَّذِینَ کَفَرُوا مِن مَّشْهَدِ یَوْمٍ عَظِیمٍ؛ حزب‌ها و گروه‌ها از میان خود اختلاف کردند، پس وای بر کافران از دیدن روزی بزرگ».
در تفسیر عیاشی از امام باقر(علیه‌السلام) روایت است که فرمودند: «قبل از ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) سالی است که در هر یک از سرزمین‌های عرب اختلاف خواهد بود، و به راستی اهل شام نیز با هم اختلاف کنند، پس سفیانی و همدستانش خروج کنند و بر گروهی از اختلاف کنندگان پیروز شوند و چنان کشتاری راه بیندازند که هیچ کشتاری بمانند آن نبوده باشد و مردی از گروه مغلوب سفیانی متواری می‌شود و به دمشق می‌آید پس او و همراهانش را نیز به طوری می‌کشند که کسی را آنطور نکشته باشند و این است معنی قول خداوند که می‌فرماید: « فَاخْتَلَفَ الْأَحْزَابُ مِن بَیْنِهِمْ فَوَیْلٌ لِّلَّذِینَ کَفَرُوا مِن مَّشْهَدِ یَوْمٍ عَظِیمٍ؛ ».[۵۲]

• ظالمین به خاندان پیامبر(علیهم‌السلام) کشته می‌شوند.
«وَقَضَیْنَا إِلَى بَنِی إِسْرَائِیلَ فِی الْکِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ فِی الأَرْضِ مَرَّتَیْنِ وَلَتَعْلُنَّ عُلُوًّا کَبِیرً فَإِذَا جَاء وَعْدُ أُولاهُمَا بَعَثْنَا عَلَیْکُمْ عِبَادًا لَّنَا أُوْلِی بَأْسٍ شَدِیدٍ فَجَاسُواْ خِلاَلَ الدِّیَارِ وَکَانَ وَعْدًا مَّفْعُولاً؛ و به بنی اسرائیل در کتاب خبر دادیم که البته شما دوبار در زمین فساد بزرگی خواهید کرد و تسلط و سرکشی سخت و ظالمانه‌ای مرتکب می‌شوید. پس هرگاه نوبت نخستین انتقام فرا رسد بندگان نیرومند و جنگجوی خویش را بر شما برمی‌انگیزیم تا آن‌جا که درون خانه‌هایتان را نیز جستجو کنند و این وعده حتمی خواهد بود».[۵۳]

مرحوم کلینی در روضه کافی از امام صادق(علیه‌السلام) درباره این آیه چنین نقل می‌کند که فرمودند: «[مراد از دو فساد بزرگ در زمین] یکی کشتن علی بن ابی‌طالب (علیه‌السلام) بود و دوم ضربت زدن به امام حسن (علیه‌السلام) و مراد از تسلط و سرکشی سخت و ظالمانه این قوم، کشته شدن امام حسین(علیه‌السلام) است و هرگاه نوبت نخستین انتقام از این قوم ظالم فرا رسد، خداوند پیش از قیام قائم(علیه‌السلام) قومی را برمی‌انگیزد که هیچ مسئول خونی از آل محمد(علیهم‌السلام) باقی نگذارند جز اینکه او را بکشند و این وعده حتمی خواهد بود.»[۵۴]

ممکن است دو شبهه در مطالعه آیه فوق برای خوانندگان پیش آید:

• اول: اینکه آیات مورد بحث درباره بنی اسرائیل است و به وقایع کربلا و یا کشته شدن امیرالمؤمنین (علیه السلام) چه ربطی دارد؟ در جواب می‌گوییم: باید دانست که آیات قرآن ظاهر و باطنی دارد شاید این معنا که در حدیث فوق آمده مربوط به باطن آیات باشد و یا ممکن است «بنی اسرائیل» کنایه باشد از امت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) و یا مراد آن است که همانطور که در بنی اسرائیل این حوادث و ظلم‌ها روی داده در امت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) نیز پدیدار شود چنانکه در احادیث زیادی این معنا وارد شده که همه آنچه در امت‌های پیشین واقع شده در این امت نیز واقع خواهد شد.[۵۵]

• دوم: در سال‌های قبل از ظهور فرزندان ظالمین و قاتلین خانواده پیامبر (صلی الله علیه و آله) زندگی می‌کنند نه خودشان پس چگونه خداوند گروهی را برمی‌انگیزد که آن‌ها را به خاطر ظلم‌ها و قتل‌های پدرانشان بکشند؟ امام صادق(علیه‌السلام) در حدیثی این سؤال را پاسخ گفتند و فرمودند: هر کسی که به فعل و کرده گروهی راضی باشد با آن گروه محشور می‌شود و در فعل آن‌ها شریک است، از این رو فرزندان قاتلین اهل بیت (علیهم‌السلام) که به فعل اجداد و آباء خود راضی هستند به عذاب آن‌ها معذب خواهند گشت.

ج) نزول عذاب در عصر غیبت

• عذاب جهت امتحان مردم
« وَلَنُذِیقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذَابِ الْأَدْنَى دُونَ الْعَذَابِ الْأَکْبَرِ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ؛ و به درستی که به آنان از عذاب نزدیک [عذاب این دنیا] پیش از عذاب بزرگ [آخرت] می‌چشانیم، تا مگر به سوی خدا بازگردند».[۵۶]
از حضرت امام صادق(علیه‌السلام) در معنای این آیه روایت است که: «عذاب ادنی» قحطی و خشکسالی است، و «عذاب اکبر» خروج قائم(علیه‌السلام) با شمشیر در آخرالزمان است.البته این عذاب اکبر که به خروج و قیام حضرت مهدی(علیه‌السلام) تفسیر شده است در مورد ظالمان و مستکبران است که جهان را در عصر غیبت از ظلم و جنایات لبریز کرده‌اند.

درباره عذاب ادنی که به جهت امتحان مردم در عصر غیبت نازل می‌گردد به طور کلی سه احتمال در روایات وجود دارد: ۱ـ مراد از عذاب ادنی عذابی است که در قبر و در عالم برزخ در انتظار ظالمان است که این عذاب در مقابل خروج از قبر و معذب شدن آن‌ها به شمشیر عدالت امام زمان (علیه السلام) ناچیز‌تر می‌باشد. ۲ـ مراد از عذاب ادنی آن‌چنان که در کتاب «تأویل‌ الآیات» آمده است گرانی نرخ‌ها قبل از ظهور می‌باشد. ۳ـ مراد از آن قحطی و خشکسالی قبل از ظهور است همچنان که در روایت فوق آوردیم.

• عذاب جهت مؤاخذه گنه کاران

«لِّنُذِیقَهُمْ عَذَابَ الْخِزْیِ فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا؛ تا عذاب خوارکننده‌ای را به ایشان در زندگی دنیا بچشانیم».[۵۷]

محمد ابن ابراهیم نعمانی در کتاب غیبت خود می‌گوید: ابو بصیر از امام صادق(علیه‌السلام) سؤال کرد: «مراد از عذاب خوار کننده در زندگی دنیا چیست؟ حضرت فرمودند: «ای ابوبصیر! کدام خواری از این بدتر می‌شود که مرد در خانه‌اش در کنار برادران و میان زن و فرزند خود نشسته باشد که ناگهان خاندان او گریبان‌هایشان را چاک زنند و فریاد برکشند، مردم بپرسند این سر و صدا چیست؟ در جواب گفته شود: فلانی همین حالا مسخ شد و از صورت آدمیان برگشت. روای گوید: عرضه داشتم: این پیش از قیام حضرت قائم(علیه‌السلام) خواهد بود یا بعد از آن؟ فرمودند: قبل از قیام حضرت مهدی(علیه‌السلام) خواهد بود.»[۵۸]

ادامه دارد…

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *