دروس نهج البلاغه

خطبه ششم

در این بخش از خطبه به چگونگی زندگی آدم حوا در بهشت و رانده شدن ایشاناز بهشت اشاره می شود مفسر اشاره به این مطلب دارد که انسان موظف است تاگوهر انسانیت خویش را نگاه دارد و در مقابل دشمن آشکار سرخم نکند و اینکهامروز شیطان پرستی به دو روش تسبیح و تقدیس شیطان و نیز به روش اطاعتعملی از شیطان وجود دارد که قسم دوم فراگیر نیز هست .در ادامه اشاره می
شود که شیطان هرگز به گوهر انسانیت پی نبرد و قضاوتی که در مورد انسانداشت چیزی جز هواپرستی نبود .در ادامه به بحث ملکه و عدم اشاره می شود واینکه شاید یکی از جکم مستتر در تکرار فرایض این باشد که خداوند می خواهدمفاهیم نماز و امثال آن را در درون ما حکاکی کند .در تبیین این بخش بیانمی شود که انسان لذایذ زودگذر دنیا را گرفت و خدایی که با فطرت او هماهنگو هم نوا بود را رها کرد و اینکه انسان توبه را خداوند به انسان یاد دادولی این انسان است که باید مقدمات بازگشتن به سوی خدا را در خود ایجادکند .و در ادامه افزوده می شود اهل بیت موجب پذیرفته شدن توبه آدم شدند.

لینک دریافت

خطبه پنجم

در این جلسه اشاره شده است به اینکه اصل وجود انسان روح اوست و اینکهانسان موجودی دارای خرد و شعور است و جسم در راستای بکارگیری این دووعیده به انسان داده شده است و در موضوع دیگر به علوم مختلف بشر اشارهشده است مانند علوم اکتسابی و علم غیر اکتسابی یا همان علم حضوری . درادامه به تعهد فرشتگان اشاره می شود و اینکه انسان خلیفه الله است و بایدسخنی بگوید که خواست مستخلف عنه است وگرنه غاصب منصب خلافت است . و درهمین راستا به داستان عدم سجده ابلیس به انسان اشاره می شود .در ادامه بهبعضی از حلیه ها ی شیطان نسبت به انسان اشاره می شود. واینکه فقط بندگانخالص شده توسط خدا در مقابل ابلیس مصونیت دارند .

لینک دریافت

خطبه چهارم

در این بخش به خلقت انسان پرداخته شده است ومفسر سعی براین مطلب دارد کهبا پرورش دادن مسئله خلقت انسان و نگاه به جنس و جود و امکانی بودن وجود،قدرت واجب تعالی را اثبات کند و بگوید که اگر خالقی بوده است که میتوانسته موجودی تک سلولی را در نظام تکوین قرار دهد موجوداتی متکامل راایجاد نماید می توانسته موجودی را از ابتداء کامل بیافریند و در واقع درپی آن است تا به نحوی نظریه داروین را به نقد بکشد.در ادامه به بحث نقدتجربه گرایی و حس محوری پرداخته می شود .در ادامه بحث برخی از مباحثالحادی مانند مسیحیت صهیونیستی نیز به صورتی گذرا مورد اشاره قرار می
گیرد .در ادامه در راستای پاسخ به سوالی اشاره گذرایی به ابدان دنیوی وبرزخی می کند و بحث پیرامون اجناس خلقت ادامه پیدا می کند . سپس درراستای پاسخ به سوالی سعی می شود بطلان ماده گرایی را اثبات کند و تفاوتمیان تفکر و عقل را بیان نماید.در ادامه برای پاسخ به سوالی به مسئلهتناسخ و نقد آن پرداخته می شود . و در بحث بعدی مسئله اعطاء روح موردتوجه قرار می گیرد .

لینک دریافت

خطبه سوم-بخش سوم

در این بخش امام (ع) به بیان اسراری از خلقت و چگونگی قرار گرفتن جوها درکنار هم اشاره می فرمایند ودر کل این بخش از خطبه در مورد چگونگی خلقتافلاک است و حاصل اینکه انسان بداند جهان دون هدف خلق نشده است و برایهر فعلی که از خداوند واحد قهار صادر می شود حکمتی وجود دارد تا انسان هابا تفکر و اندیشه در اطراف آن راهی برای تکامل و تعالی خویش باز کنند.مفسر خطبه نیز در پی این است که با نگاهی موشکافانه بهره ای هرچند ناچیزاز این سخنان گهربار را نصیب خود و مستمعینش بگرداند.

لینک دریافت

خطبه سوم-بخش دوم

دراین بخش به شورای شش نفره عمر اشاره می شود و اینکه دسته ی عبد الرحمنبن عوف تعیین کننده است و خلیفه از میان ایشان خواهد بود . در این اشارهمی شود که خلفا تعیین شده ی یکدیگر بودند این درحالی بود که خلیفه منصوبپیامبر (ص) از اقبال برخوردار نمی شود و روش پیامبر(ص) توسط جامعهپسندیده نمی شود لیکن روش خلفا در جامعه مورد پسند قرار می گیرد. اشارهمی شود که خلیفه دوم برای اعضای شورا نقاط ضعفی را برمی شمرد و نقطه ضعفیبرای علی ابن ابی طالب (ع) بیان نمی کند مگر حرص به خلافت که در جلسه قبلاشاره شد که این حرص ،حرص به هدایت مردم است که در پیامبر(ص) هم بود . دربخش دیگر به اصراف های دوران عثمان و نوع برخورد کارگزاران وی اشاره میشود . در بخشی دیگر مفسر بیان می دارد که حکومتهای پیش از امیر المومنین(ع) ضعف مفرط در عرصه فرهنگ داشتند که باعث شد نوعی انحطاط فرهنگی درجامعه گردیده بود . در ادامه بحث در پی پاسخ به سوال مطرح شده از سوی یکیاز مستمعین اشاره ای دوباره به مبحث مشروعیت و مقبولیت می شود . در بخشدیگر اشاره می شود که در مکتب امام (ع) هدف وسیله را توجیه نمی کند و اومصالح را در عمق تاریخ و برای تداوم مکتب و برای همیشه تفسیر می کند . دربخش آخر اشاره می شود که در مکتب امام (ع) نباید ظلم کرد و نباید ظلم راپذیرفت .

لینک دریافت

خطبه سوم-بخش اول

در این بخش امام (ع) به این مطلب اشاره می فرمایند که در محظوری بزرگقرار گرفته اند که یک طرف رها کردن حق است ودر طرف دیگر به کشتن دادننزدیکان . در بخش دیگر از تفسیر این خطبه به دلایل کسانی که امام (ع) را از خلافت کنار گذاشتند و رد دلایل ایشان اشاره می شود .در ادامه شاره میشود خلافت علی ابن ابی طالب (ع) حقی بود که از جامعه ی بشری دریغ شد وبیشترین ضرر را ابنای بشر از این غصب متحمل شدند و اشاره می شود که علی(ع) مشاور اشد خلفای قبل است ولی با این حال وی را به منصب خلافت انتخابنمی کنند ویکی از دلایل ایشان این است که علی (ع) با دستور پیامبر برایدفاع از شریعت بزرگان عرب را کوچک نموده است و بعضی را به درک واصل کردهاست . و نیز اشاره می شود مخالفین مولی علی (ع) وی را محکوم می کنند کهعلی (ع) حب جاه و مقام دارد در حالی که نمی خواهند در کلام وی دقیق شوندو بعد قضاوت کنند . در بخش دیگر شارح می افزاید امام وقتی اوضاع را برایدخالت ولو حداقلی خویش مهیا می بیند جامعه را از فیض وجود خود محروم نمیکند و در حقیقت با جامعه ای که فرزندان او هستند لجبازی نمی کند . دربخشدیگر به این موضوع اشاره می شود که علی (ع) خود را باالفاظ فریب نمی دهندبلکه در مکتب او همه چیز استدلالی است و او در همه چیز کنکاش می کند .دربخش پایانی اشاره می شود که مردم به دلیل نبودن امام (ع) در راس امور ازحقوق مذهبی و بشری خود محروم بودند .

لینک دریافت

خطبه دوم-بخش چهارم

در این بخش امیر المومنین (ع) به جایگاه اهل بیت عصمت و طهارت (علیهمالسلام ) اشاره می کنند . شارح بیان می دارد کواضع مختلف این بخش در کتبمجزاء و مفصل مورد بررسی قرار گرفته است و جوینده به روشنی خواهد دانستکه مثادیق آیات ولایت و ومودت و طهارت و احادیثی مانند ثقلین و سفینهو… چه کسانی هستند و می افزاید : کسانی که تبیین حقیقی قرآن را میخواهند باید آن را از اهل بیت عصمت و طهارت بگیرند . در ادامه بیان میشود که لازم است افرادی باشند که با موسس هر مکتب بسیار نزدیک باشند تابتوانند منویات او را در طول زمان برای مردم درونی بکنند و اگر اینگونه افراد نباشند قطعا در مسیر کژی به وجود می آید . از وظایف امام (ع) ایناست در مواردی که می بیند که در دین روش بدی در حال شکل گیری است پادرمیانی کند . اهل بیت (علیهم السلام) در تمامی موارد وصی پیامبر(ص)هستند و این وصایت محدود به یک یا چند شان از شئون نیست .اهل بیت (علیهمالسلام) عدل قرآن هستند و قرآن مجسم می باشند و قرآن نیازمند مبین و مفسراست . در پیان شارح می افزاید علی ابن ابی طالب (ع) و سایر حضرات ال الله(علیهم صلوات الله ) منعکس کننده ی نور و علم نبوی هستند .که آبشخور علمنبوی هم از علوم الهی است .هینطور است که تفاسیرنیز به قلوب ایشان نازل شده است و ایشان دانای سر ونهان قران کریم هستند .

لینک دریافت

خطبه دوم-بخش سوم

در بخش از خطبه امام علی (ع) به شرایط عصر ظهور پیامبر اکرم (ص) اشاره میکنند .این دوره دوره ای بود که جهل یکته تاز بود انسان امروز هم درمواردی دست کمی از آن عصر ندارد زیرا در مواردی بسیار مبداء و معاد را گمکرده است و آنچه اسیر است فطرت الهی است .استفاده از لفظ ادیان یک استعمال تسامحی است .در دوران سیاه قبل از بعثت هم کسانی بودند که ندای فطرت خود لبیک می گویند پیمان حلف الفضول را امضاء می کنند . امام (ع) یکی دیگر از نشانه های مدینه جاهله این است که افراد جاهل همیشه در راس است ودانایان حقیقی در زاویه هستند و شارح در صدد است تا از دانا ونادان تعریفی ولو حداقلی ارائه کنند.

لینک دریافت

خطبه دوم-بخش دوم

در این بخش از خطبه امام (ع) حمد و ثنای خداوند را بزرگترین کار می دانندو اینکه خلقت علتی جز عبادت ندارد و عبادت بدون شناخت ممکن نیست . در بخشدیگر بیان می شود که خداوند دنیا را در اثر عشق و علاقه ای که به موجوداتداشته است خلق نموده است . و در بخش دیگر بیان می شود که افرادی هستند کهنمی توانند محبت خدا را بر محبت خلق اولویت دهند و اول خدا را بخواهند وبعد سایرین را ، عده ای دنیا را زیبا می بینند و هر آنچه از خداوند میرسد را خیر می بیند و در مقام رضاء و تسلیم هستند ولی عده ای اینگونهدنیا را نمی بینند یعنی ابتلا را در راستای تعالی خود نمی بینند . در بخش دیگر بیان می شود که ثبات قدم از شرایط اصلی مجاهدان و مومنان حقیقی استکه ابتداء آن با مباحث نظری آغاز می شود. در نهایت اشاره می شود کهپیامبر گفتمانی همیشگی و همیشه زنده را برای بشر به ارمغان آورد که دارای عمق بسیار است و نیز فقط شعار نیست بلکه کاربردی نیز هست. قرآن کلامی است که کم ولی متقن است . افراد مختلف با راهکارهای مختلف به راه سعادت پای می نهند ،عده ای از ترس آتش ،عده ای برای نیل به بهشت و عده ای معدود هستند که فقط خالصا لوجه الله قدم برمیدارندو در واقع عبادت احرار را انجام می دهند .

لینک دریافت

خطبه دوم-بخش اول

این خطبه بعد از جنگ صفین بیان شده است که با عدم ولایت پذیری یاران موجبافتضاحی تاریخی شد . اگر قرآن بخواهد تبدیل به انسان شود میشود علی ابنابی طالب و اگر علی (ع) بخواهد کتاب شود می شود قرآن ، یعنی قرآن و اهلبیت(ع) همانند یکدیگر هستند و از همین رو است که در مکتب امام (ع) همهچیز در جای خود است و مباحث به بهانه های مختلف با یکدیگر خلط نمی شوند .در فرازی دیگری از بیان خطبه این مسئله طرح می شود که نافرمانی خداوندموجب خواهد شد که انسان سدی ایجاد کند و در اثر ایجاد آن سد مانع شود تارحمت الهی به او برسد یعنی انسان باید سعه ی وجودی خود را وسعت بخشد تا بتواند لطف پروردگار را دریافت نماید .در بخش دیگر اشاره می شود که معلمین حقیقی بشر اهل بیت عصمت وطهارت (ع) هستند و این نکته بیان می شود که خداوند موجودی حکیم است و ترجیح بلا مرجح از او قبیح است . خداوند وعیده ای در اختیار ما گذاشته که باید آن را پاس داشت.

لینک دریافت